جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1394/05/15 - روزنامه سراسري صبح ايران (پنجشنبه) نسخه شماره 5057


حس ششم ؛ ادراک فراحسي


استخوان و پوست گاو و پاستيل هاي خوشمزه


بازار پرسود شبه علم و خرافات و برنامه هاي فريب عمومي


آيا مي دانيد؟


اشکها و لبخندها


حوادث عجيب جهان


 حس ششم ؛ ادراک فراحسي 

 عرفان کسرايي-پژوهشگر مطالعات علم در دانشگاه کاسل آلمان

تعريف پديده هاي فراطبيعي يا پارانرمال در نگاه اول چندان دشوار به نظر نمي رسد. به عبارتي گزارش هايي تاييد نشده از پديده هايي که به ظاهر نظم طبيعي و قوانين حاکم بر جهان را نقض مي کنند. مثلا ادراک فراحسي ESP (1) ؛ پديده هايي مثل تله پاتي (خواندن ذهن سايرين)؛ آينده بيني و نظاير آن در رده گزارش هاي فراطبيعي يا اصطلاحا پارانرمال جاي مي گيرند.

تا آنجا که به علم مربوط مي شود وقوع اين پديده ها به لحاظ فيزيکي ناممکن است و با در نظر گرفتن اين نکته که قوانين فيزيکي؛ واقعيت جهان را توصيف مي کنند ؛ هر چيزي که ناقض آنها باشد ناممکن به نظر مي رسد. ميلتون روتمان فيزيکدان درباره ناممکن بود تله پاتي در کتاب راهنماي فيزيکدانان براي شک گرايي مي نويسد:

انتقال اطلاعات از درون فضا نيازمند انتقال انرژي از مکاني به مکان ديگر است. تله پاتي نيازمند انتقال مستقيم سيگنالي حامل انرژي از يک ذهن به ذهن ديگري است. همهء توصيفات ادراک فراحسي ESP به طريقي در بردارنده نقض اصل پاستگي انرژي است. نقض همه اصول تئوري اطلاعات و حتي اصل عليت اين اصل که معلول نمي تواند قبل از علت باشد.

روتمان مي گويد هر آنچه که ناقض اصول فيزيکي باشد ناممکن است. ادراک فراحسي ESP اين اصول را نقض مي کند بنابراين ناممکن است. اگر روزي پديده هاي ادراک فراحسي ESP بتوانند از يک آزمون علمي استاندارد و بدون تقلب سربلند بيرون بيايند سرفصل جديدي در برابر علوم گشوده خواهد شد و مي بايست در نظريه هاي علمي کنوني بازنگري کنيم.

1.1 چرا فال ها درست از آب در مي آيند؟

در تمام سالهايي که روي گزارش هاي فراطبيعي در ايران کار ميکردم سعي داشتم چه به صورت ميداني و چه به صورت تجربيات شخصي؛ سر از کار فالگيرها؛ طالع بين ها و غيبگوها و درمانگرهاي معنوي و افرادي که مدعي انجام اعمال خارق العاده و فراطبيعي هستند در بياورم. يکي از متداول ترين استدلال هايي که از برخي اطرافيان مي شنيدم اين بود که اگر فال و طالع بيني خرافه است پس چطور فالگيري که به اون مراجعه کرده بودم توانست اطلاعاتي درست از گذشته و آينده ام بگويد؟

فرض کنيد ورق هاي تاروت؛ فال قهوه يا کف بين به شما مي گويد:

بعضي آرزوهايتان خيلي واقعي نيست. گاهي برونگرا؛ بي خيال و اجتماعي هستيد؛ ولي بعضي وقت ها درونگرا و محتاط و تودار مي شويد. متوجه شده ايد که عاقلانه نيست که آدم با ديگران خيلي خودماني بشود. مقداري تغيير تنوع را دوست داريد و از محدوديت ها و گرفتاري ها خوش تان نمي آيد. گاهي شديدا دودل مي شويد که آيا تصميم درستي گرفته ايد يا کار درست را کرده ايد يا خير. مقدار زيادي ظرفيت استفاده نشده داريد که تا کنون به نفع خودتان از آن استفاده نکرده ايد.

اگر بخواهيد صادقانه جواب دهيد؛ اين شرح تا چه حد با شخصيت شما هماهنگي داشت؟ بسياري از مردم بر اين باورند که اين شرح حال؛ دقيقا شخصيت آنها را توصيف مي کند. پديده ء باور کردن اين که توصيف شخصيت عمومي؛ مخصوص به يک نفر است کاملا با پژوهش مورد تاييد قرار گرفته است. اين درک اشتباه ما از پديده اي با نام اثر فرر Forer effect ناشي مي شود . برترام فرر (2000-1914) نخستين کسي بود که اين پديده را مورد پژوهش و بررسي قرار داد. براي به کار افتادن اثر فرر؛ بايد به افراد گفته شود که اين توصيف کلي دقيقا شخصيت آنها را شرح مي دهد.

1.2 چرا ما به دام اثر فرر ميفتيم؟

از ديدگاه ديويد مارکز و ريچارد کامان روانشناس ؛ نتيجه اثر فرر مورد خاصي از اعتباربخشي خيالي است که در آن ما شيوه هايي را براي منطبق ساختن خودمان با توصيف ارائه شده پيدا مي کنيم. بر خلاف تصور؛ شخصيت ما ثابت و ساکن نيست. هر کس در موقعيتي خجالتي و در جايي پر رو است. در کاري چابک و در کاري کند است. روزي سخاوتمند و روزي خسيس. براي گروهي از مردم خودراي است و براي گروهي ديگرگوش به فرمان. معمولا ما ميتوانيم جنبه هايي از خودمان را بيابيم که با عبارتي دوپهلو همخواني داشته باشد. بنابراين حرفهاي فالگير به صورت اتوماتيک همواره تا حد زيادي درست از آب در مي آيد!

2.1 اثبات دعاي فراطبيعي و جايزه ميليون دلاري

جيمز رندي يکي از مشهور ترين آموزگاران تفکر نقادانه و در عين حال شعبده باز مشهوري است که از سالها پيش يا تعيين جايزه اي يک ميليون دلاري فراخوان داده تا هرکسي که ميتواند قواي فراطبيعي خودش را در شرايط کنترل شده آزمايشگاهي (نه با ارسال عکس و فيلم ويدئويي!) به اثبات برساند و اين جايزه را دريافت کند. تا به امروز هيچکسي از پس آزمون بنياد جميز رندي JREF سربلند بيرون نيامده است. خانم سيلويا برآون (6) يکي از مشهورترين و پردرآمد ترين رمال هاي آمريکايي که سالهاست با ادعاي بهره مندي از نيروهاي معنوي فراطبيعي به فريب مردم مشغول است در 3 سپتامبر سال 2001 در برنامه Larry King Live پذيرفت که در اين چالش شرکت کند. جيمز رندي آزموني براي محک زدن توانايي مورد ادعاي سيلويا برآون مطرح کرد و برآون هم پذيرفت که اين آزمون منصفانه است.نتيجه خيلي ساده بود. اعلام آمادگي سيليويا برآون در حد حرف باقي ماند و او هيچگاه ادعاي خود را در معرض يک آزمون کنترلي با روش علمي قرار نداد. باري! در آلمان نيز موسسه پژوهشي علمي شبه علم؛ همه ساله با اعلام فراخوان از افرادي که مدعي بهره مندي از نيروها و قواي خارق العاده فراطبيعي هستند مي خواهد اين توانايي ها را در معرض آزمون بگذارند. در کشور ما ايران نيز ؛ فالگير ها و رمال ها و درمانگرهاي جعلي بازار پرسودي دارند. ويدئوهايي که از خوردن ميخ و فرو بردن سيخ در بدن منتشر مي شود يا تصاوير جعلي و نقل قول هاي دسته چندم از يک رويداد به ظاهر پارانرمال چيزي را اثبات نمي کند. اگر کسي را مي شناسيد که ادعا مي کند ميتواند با دستانش لامپ را روشن کند؛ ذهن سايرين را بخواند يا اشياء را با قدرت ذهن اش حرکت دهد ما را بي خبر نگذاريد!

منبع : چگونه درباره چيزهاي عجيب بينديشيم؛ شيک و لوييس ون؛ ترجمه رامين رامبد


 استخوان و پوست گاو و پاستيل هاي خوشمزه 

 تهران - ايرنا - استخوان و پوست گاو ، ژلاتين مي شود و بعد پاستيل و سووال هاي فراوان که آيا پاستيل ها براي استخوان و مفاصل خوب است و اصلا ارزش تغذيه اي دارد يا نه؟

اخيرا پاستيل هاي رنگي تر و شفاف تر و در اشکال زيباتري به بازار آمده که به ويژه کودکان را به طرف خود جلب مي کند.

اغلب اين پاستيل ها نيز به صورت فله اي عرضه مي شوند که نسبت به اشکال بسته بندي از رنگ خيره کننده تر و حتي طعم بهتري برخوردار هستند و حال اين سووال مطرح مي شود که آيا اين پاستيل ها قاچاق بوده يا توليد داخل و آيا سلامت آنها تضمين شده است.

اظهارنظرهاي هاي فراوان درباره پاستيل

بسياري از افراد نمي دانند که اصلا ترکيبات پاستيل چيست و چه ارزش غذايي دارد ، در رده چيپس و پفک قرار مي گيرد يا نسبت به آنها سالم تر است اما اظهار نظرهاي فراواني درباره آن مي کنند.

بطورمثال برخي مي گويند پاستيل ها قد را بلند مي کند، برخي ديگر مي گويند غضروف ساز و براي دندان هم خوب است و برخي ديگر معتقد هستند که خوردن آن موجب بروز مشکلات گوارشي مي شود.

حتي يک مادر که اخيرا کودکش را براي مشکلات تکلمي نزد پزشک برده است ، پزشک به او توصيه کرده که فرزندش پاستيل مصرف کند درحاليکه تحقيقات پزشکي در اين باره انجام نشده است.

تاريخچه مختصري از پاستيل

هانس ريگل مدير شرکت آلماني آب نبات هاريبو با افزودن ژلاتين به آب نبات ها، اولين پاستيل ها را به شکل خرس در سال 1920 ابداع کرد هرچند که مصرف ژلاتين به عنوان اصلي ترين ماده غذايي تشکيل دهنده پاستيل از زمان فراعنه مصر، وجود داشته است.

سال ها بعد پاستيل ها در هزاران شکل مختلف از خرس، کرم، قورباغه، همبرگر کوچک، توت فرنگي و آلبالو گرفته تا بطري نوشابه و ديگر شکل هاي دوست داشتني به بازار عرضه شد.

اين شکلات هاي ژلاتيني خوشمزه آنچنان محبوبيت يافت که بازار مالي آن تنها در سال 1996 در آمريکا، بالغ بر 135 ميليارد دلار شد.

در ايران نيز پاستيل هاي نوشابه اي جزو قديمي ترين ها است و براي برخي افراد حکم يک نوستالژي دوست داشتني را دارد.

ترکيبات پاستيل از زبان متخصص تغذيه

مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي تهران مي گويد: ماده اوليه پاستيل ، ژلاتين است؛ ژلاتين يک ترکيب پروتئيني متشکل از سه اسيدآمينه است.

دکتر احمدرضا درستي در گفت و گو با خبرنگار سلامت ايرنا مي افزايد: هر کدام از اين اسيدآمينه ها بطورجداگانه مي توانند وارد بدن شوند اما چون هر سه اسيدآمينه بطور يکجا در پاستيل وجود دارد مي تواند به فراهم کردن ژلاتين مورد نياز استخوان، کمک کند.

وي خاطرنشان مي کند: ژلاتين به ويژه در افرادي که دچار شکستگي استخوان شده اند مي تواند ، کمک کننده باشد.

پاستيل و استخوان گاو و گوسفند

مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي تهران مي گويد: ژلاتين از جوشاندن استخوان گاو و گوسفند فراهم مي شود؛ افرادي که خوراک کله پاچه مي خورند هنگام خنک شدن آن مشاهده مي کنند که از آن ژله حاصل شده که اين همان ژلاتين است.

درستي مي افزايد: استخوان را از گوشت جدا کرده و آن را مي جوشانند که نتيجه آن ژله اي بي رنگ است که با افزودن رنگ و مواد قندي ، تبديل به پاستيل مي شود؛ پس پاستيل در حقيقت ژله کم آب همراه با طعم دهنده، رنگ دهنده و ديگر افزودني ها است تا قوام بهتري پيدا کند.

تبليغات استخوان سازي پاستيل گمراه کننده است

مدير گروه تغذيه جامعه دانشگاه علوم پزشکي تهران مي گويد: ژلاتين ، ارزش غذايي بالايي ندارد و در حاليکه به افرادي که استخوان آنان شکسته ، کمک مي کند، براي کودکان در حال رشد سودمند نيست.

درستي اضافه مي کند: کودکان در حال رشد به همه نوع مواد غذايي براي رشد نياز دازند و ژلاتين کمک چنداني به استخوان سازي و ساخت مفاصل نمي کند.

وي تصريح مي کند: گاهي با تبليغات به اين اشتباه عامه دامن مي زنند که اگر غذاي کافي نمي خوري ، پاستيل مي تواند آن را جبران کند در حاليکه اين امر اشتباه است.


 بازار پرسود شبه علم و خرافات و برنامه هاي فريب عمومي 

طراحان برنامه فريب عمومي در سراسر جهان با بهره گيري از ناآگاهي مردم؛ تجارت پر منفعتي را به پيش مي برند. از طالع بين ها و فالگيرهاي خياباني گرفته تا مديوم هاي روحي و انرژي درمان هايي که در شبکه هاي اجتماعي يا برنامه هاي ماهواره اي به شيادي و کلاهبرداري و سوء استفاده از سادگي مشتريان مشغول اند. غيب گوهاي و فالگيران در سراسر دنيا با يک تماس تلفني ساده با برنامه ماهواره اي يا با يک کليک در دسترس اند. در آمريکا هر دقيقه تماس تلفني با آنها 3.99 دلار بر دقيقه هزينه در بر دارد و به عبارتي هر ساعت تماس تلفني مشتريان 240 دلار سود عايد فالگيرها مي کند. يعني چيزي به مراتب بيش از دستمزد روانکاوان و متخصصان. مشاوره تلفني شيادان و فالگيران و غيبگوها يک صنعت ميليون دلاري است و در سال 2002 يکي از اين موسسات با نام Psychic Readers Network حدود 300 ميليون دلار از اين راه کسب درآمد کرده است. متاسفانه در کشور ما ايران نيز صنعت فريب عمومي فال قهوه و انرژي درماني و طالع بيني و درمان با شعور کيهاني و نظاير آن رونق دارد. گردش مالي هرز و آسيب رساني که اي کاش صرف سبد کتاب و مطالعه مي شد و به توسعه علم وفناوري يا فرهنگ و اقتصاد مي انجاميد. در قرن نوزدهم جلسات احضار روح و اعمل فراطبيعي در سراسر دنيا به صورت چشمگيري افزايش يافت. مردم براي گفتگو و ارتباط با روح درگذشتگان در گردهمايي هاي که در اتاق هاي تاريک برگزار مي شد شرکت مي کردند. مديوم ها ؛ يا همان واسطه هاي دنياي زندگان و مردگان گاهي از روي زمين معلق مي شدند؛ گاهي صداهاي عجيبي به گوش مي رسيد و اشيايي به ظاهر از دنياي ديگر در تاريکي فرو مي آمدند. بسياري از حقه هاي آنها پس از مدتي بر ملا شد و اين جلسات تردستي و شعبده بازي فريبکارانه با اختراع روشنايي الکتريکي به تدريج کم رونق شد. اما داستان به همينجا ختم نمي شود و فالگيران و رمالان و غيب گوها پا به پاي تکنولوژي جلو آمدند و امروزه در بسياري از شبکه هاي ماهواره اي و سايت هاي اينترنتي بصورت آنلاين و مجازي به فريب مردمان ساده دل مشغولند.


 آيا مي دانيد؟ 

 جايگاه ما در جهان هستي کجاست؟

آيا جهان هستي آغازي دارد؟ ابعاد جهان چقدر است؟ آيا جهان بي انتهاست؟ اينها بخشي از پرسش هاي بنيادين کيهان شناسي هستند. انسان ها از ديرباز در پي يافتن پاسخي براي اين پرسش ها بوده اند و پيشينيان ما در طول تاريخ ؛ با سر هم کردن افسانه ها و داستان ها ؛ تلاش مي کردند پاسخي براي اين پرسش ها پيدا کنند. مثلا در اسطوره چيني ها ؛ جهان با موجودي به نام پان-گو آغاز مي شد. طبق تصورات اسطوره اي آنها در آغاز پيدايش جهان، تمام هستي درون چيزي شبيه به تخم مرغ جاي داشت و داخل اين تخم مرغ نيز پر بود از توده‌اي درهم ريخته و مخلوطي از زمين آسمان. طبق اين اسطوره در زماني که زمان و آسمان با هم يکي بودند ناگهان پان- گو، نخستين موجود سر برآورد و با جدا کردن زمين از آسمان، به جهان هستي نظم بخشيد.

پانگو . اسطوره چيني

پيشينيان را نمي توان بابت اين داستان سرايي ها و اسطوره سازي ها سرزنش کرد. دانش انسان از جهان هستي هنوز هم با وجود حجم عظيم داده هاي علمي که پژوهشگران همه روزه از طريق راديوتلسکوپ ها؛ تلسکوپ هاي فضايي و آزمايشگاه هاي عظيم فيزيک مانند مرکز CERN و نظاير آن دريافت مي کنند؛ اندک است. هنوز بسياري مسائل حل نشده باقي مانده و خيلي چيزهاست که مبهم و مجهول است.

چند روز پيش که خبر کشف سياره شبه زمين Kepler-452b در فاصله 1400 سال نوري دور از ما توسط ناسا منتشر شد يک محاسبه سرانگشتي نشان مي داد ابعاد فضا تا چه حد بي کران و غيرقابل دسترس است. انسان حتي براي دسترسي به يک سياره داخل همين منظومه شمسي مانند پلوتو نيز بايد حدود 10 سال منتظر بماند. حتي با فضاپيماي افق هاي نو ( New Horizons) که سرعتي بين 50 تا 60 هزار کيلومتر در ساعت راهي پلوتو بود؛ چنين سفري فوق العاده طولاني است. بشر از اينکه توانسته از سياره اي که در مقايسه با ابعاد نجومي ؛ همين بيخ گوش خودمان است و تنها چهار و نيم ساعت نوري از ما دور است عکس واضحي بگيرد خوشحال است. چه رسد به اينکه بخواهد راهي سيارهء تازه کشف شده Kepler-452b بشود. چنين سفري با فضاپيمايي مانند فضاپيماي افق هاي نو ( New Horizons) در حدود 28 ميليون سال طول خواهد کشيد.

بماند که 1400 سال نوري در قياس با ابعاد و اعداد و ارقام نجومي ؛ خيلي هم نزديک محسوب مي شود. قطر کهکشان ما يعني راه شيري حدود 100 هزار سال نوري تخمين زده مي شود. کهکشاني که طبق محاسبات کيهان شناسان؛ شايد شامل 400 ميليارد ستاره باشد. جايي روي انتهاي يکي از شاخه هاي يک ابرخوشه به نام لانيا که آ laniakea به ابعاد 520 ميلين سال نوري و شامل حدود يکصدهزار کهکشان. بماند که ابعاد جهان هستي بسيار بيش از اينها تخمين زده مي شود و کيهان شناسان قطر جهان را 93 ميليارد سال نوري برآورد مي کنند.

ابرخوشه laniakea

آنچه که انسان را بيش از هر چيز به حيرت وا مي دارد اين است که تا همين 92 سال پيش؛ يعني سال 1923 ميلادي بشر گمان مي کرد که تمام جهان هستي تنها از کهکشان راه شيري درست شده است. اين ادوين هابل کيهان شناس بود که نشان داد کهکشان آندرومدا متعلق به کهکشان راه شيري نيست و ميليون ها سال نوري بيرون از کهکشان ما قرار دارد. ظرف همين چند ده سال ؛ فهم و دانش بشر از جايگاهش در جهان هستي به صورت اعجاب انگيزي افزايش يافت. اما همچنان مجهولات و موانع بسياري بر سر راه فهم انسان از جهان وجود دارد. بحث هايي که در شماره هاي آينده به آنها خواهيم پرداخت ؛ نگاهي به ماهيت زمان از ديدگاه فيزيک و همچنين توضيحاتي دربارهء نسبيت خاص و عام اينشتين خواهد بود. البته اين وقفه چند شماره اي و پرداختن به توضيح مفاهيم فيزيک؛ باعث نمي شود که از سلسله نوشتارهاي مربوط به شبه علم و خرافات غافل شويم. فهم ما از جهان هستي اگر چه محدود و اندک است؛ اما در آن حد کم نيست که براي چيزهايي که نمي دانيم؛ داستان و اسطوره سر هم بندي کنيم. مثلا براي بخش هاي ناشناخته جهان و اينکه در وراي ابرخوشه لانيا که آ laniakea چه مي گذرد دست به دامان خرافات و اسطوره ها نمي شويم و منتظر مي مانيم تا علم و روش علمي؛ شناخت دقيق تري در اختيارمان بگذارد.

هنري‌ترين شهر جهان

تاريخ انتشار : چهارشنبه 14 مرداد 1394 ساعت 14:01

لندن به خاطر گالري‌ها و مراکز هنري‌اش بيشترين تعداد جست‌وجو در گوگل را به خود اختصاص داده است.به گزارش ايسنا، پايتخت انگليس به‌دليل داشتن گالري‌هاي متعدد، طراحي مبتکرانه شهري و هنرهاي محيطي به‌عنوان محبوب‌ترين شهر نزد کاربران موتور جست‌وجوي گوگل معرفي شد.

موزه‌هاي لندن با پيشتازي موزه علوم، در ميان سه موزه اول جست‌وجوشده در گوگل قرار دارند. پس از موزه علوم لندن، موزه متروپوليتن نيويورک و موزه اسميتسونين واشنگتن رتبه‌هاي دوم و سوم را دارند.به گزارش اينديپندنت، «بوريس جانسون» شهردار لندن پس از انتشار اين خبر گفت: لندن بدون شک پايتخت فرهنگي جهاني است.

سينماهاي لندن هم بيشتر از سالن‌هاي سينما در ديگر شهرهاي جهان در گوگل جست‌وجو مي‌شوند. نام اين شهر هم در مقايسه با ديگر پايتخت‌هاي جهان، رتبه اول را در جست‌جوهاي گوگل دارد.


 اشکها و لبخندها 

 افراد مشهور در آخرين لحظات زندگي‌ چه جملاتي را بر زبان آوردند؟

چه‌گوارا

بر اساس مدارک و اسناد طبقه‌بندي شده از گروه ويژه نظاميان آمريکايي وقتي جوخه آتش داشتند انقلابي بزرگ آرژانتيني را به گلوله مي‌بستند گفت: «بزنيد! اما اين را بدانيد که يک مرد را مي‌کشيد.» اما جان لي اندرسون که زندگينامه چه‌گوارا را نوشته در کتابش آورده که وقتي در سال 1967 او در بوليوي به دام آمريکايي‌ها افتاد و براي اعدام آماده شد، فرياد زد: «بزنيد نامردهاي بزدل! شما در نهايت فقط يک نفر را مي‌کشيد.»

وينستون چرچيل

پس از سال‌ها جنگ و هياهو نخست‌وزير پيشين انگليس، آخرين کلمات را زير لب زمزمه کرد. او گفت: «ديگر از همه چيز خسته شده‌ام.» پس از آن براي 9 روز به کما فرو رفت و ديگر از جاي برنخاست.


 حوادث عجيب جهان 

 دام و يا پاهاي عجيب اين دختر دنيا را شگفت زده کرد!!

به گزارش ايران ناز اين دختر جوان که اوشيا نام دارد، در نتيجه عملي که براي درمان نوع نادري از سرطان استخوان انجام داده است، پايش دچار انعطاف پذيري بسيار عجيبي شده است. وقتيکه براي اين خانم تشخيص بيماري سارکوم اوينگ را دادند وي را در سال 2011 تحت عملي قرار دادند مجبور شدند بدون آنکه جايگزيني براي لگن سمت راست او داشته باشند لگن را قطع کنند براي اين کار او را تحت عمل جراحي قرار دادند.

وي چندين ماه فيزيوتراپي را با بردباري سپري کرد تا دوباره راه رافتن را آموخت و در همان زمان متوجه شد که ميتواند پايش را 180 درجه بچرخاند ، ولي در ابتدا از اين که به دوستانش نشان دهد خجالت مي کشيد اما حالا به يکي از خبرسازترين چهره ها تبديل شده است.

جاماندن قيچي 28 سانتي در شکم بيمار!

زن ميانسالي با مراجعه به دستگاه قضايي و تسليم شکوائيه اي به دادسراي مشهد مدعي شد: اسفند سال گذشته بنا به تشخيص پزشک معالج و براي انجام عمل جراحي انسداد آئورت در يکي از بيمارستان هاي مشهد بستري شدم و توسط جراح عمل شدم اما هنوز مدتي از اين عمل نگذشته بود که در ناحيه شکم احساس درد و سوزش شديدي پيدا کردم تا اين که پس از گذشت 45 روز از اين ماجرا، دوباره نزد پزشک معالج رفتم اما نتوانستم او را ملاقات کنم.

اين زن در ادامه شکايت خود ادعا کرد: در حالي که درد مي کشيدم بنا به دستور پزشکان به راديولوژي رفتم و عکسي از محل درد تهيه کردم. اين جا بود که يکي از پزشکان تشخيص داد يک عدد قيچي در شکم من جا مانده است.

به همين دليل دوباره نزد همان پزشک متخصص رفتم که وي گفت: براي خارج کردن قيچي بايد دوباره تحت عمل جراحي قرار بگيرم. اين گونه بود که با دستور پزشکي دوباره در يکي ديگر از بيمارستان هاي مشهد بستري شدم و مرا به اتاق عمل بردند.

شاکي اين پرونده همچنين مدعي شد: هنگام عمل جراحي دوم به دليل تزريق داروي اشتباه به کما رفتم که بعد فهميدم کادر درماني اتاق عمل براي خارج کردن من از حالت کما از دستگاه «شوک» استفاده کرده اند که به خاطر همين موضوع چند تا از دنده هايم نيز شکسته است.

اکنون با گذشت 4 ماه از آن حادثه نه تنها بهبود نيافته‌ام بلکه دچار عوارض غيرقابل تحمل ناشي از قصور پزشکي به دليل جاگذاشتن قيچي در شکم و همچنين عوارض ناشي از عمل جراحي دوم شده ام و ... اين گزارش حاکي است: به دنبال مطرح شدن اين شکايت، هيئت بدوي انتظامي نظام پزشکي نيز پس از بررسي اين شکايت و طي حکمي اعلام نظر کرد که مسئوليت عوارض ناشي از برجا ماندن جسم خارجي در عمل به طور کامل برعهده جراح معالج است.

اين پرونده در حالي مراحل قضايي خود را طي مي کند که به دستور قاضي پرسا (معاون دادستان مشهد) و با توجه به اهميت و حساسيت موضوع، شکايت اين زن 60 ساله براي رسيدگي قضايي به شعبه 201 دادسراي عمومي و انقلاب ارجاع شد و توسط قاضي ملازميان تحت رسيدگي قرار گرفت.


 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته