جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1395/02/25 - روزنامه سراسري صبح ايران(شنبه) نسخه شماره 5273


اصرار و کوشش در رسيدن به مقصود


اختلالات يادگيري


چرا صداي ضربان قلب خود را نمي ‌‌شنويم

بزرگداشت پروفسور پروانه وثوق؛
برگزاري دومين كنگره دوسالانه بين‌المللي آنكولوژي كودكان


خبرهاازعالم علم


خبرپزشكي


 اصرار و کوشش در رسيدن به مقصود 

 
اگر خوب زندگي کردن، سلامتي و طول زندگي هدف باشد و يا رسيدن به بهبودي در زمان بيماري و يا هدف ديگر مورد نظر باشد بايد براي آن کوشش کرد و يأس و نااميدي در درمان موجب کهنه شدن انواع بيماري‌ها و بدتر شدن آنان مي‌شود که انواع بيماري‌ها را با پيگيري تا بهبودي کامل بايد ادامه داد و بسياري از بيماران با درمان‌هاي ناقص از بين مي‌روند که اگر اين امر به خود واگذار شده و انرژي و توانائي کامل را به بدن ارسال شود عاقبت بهتري بدست مي‌آيد.

اغلب بيماري‌ها با درمان صحيح از بين مي‌روند و در صورتي که دقت در اين امر انجام نشود عوارضي به دنبال خواهد داشت به عنوان مثال هنگامي که عفونتي را با آنتيبيوتيک‌ها و زهر ميکروبي از بين مي‌برند، گلبول‌هاي بدن و حتي سلول‌ها نيز ضعيف شده و بعضي از آنها در برابر آنتيبيوتيک‌هاي قوي از بين مي‌روند که براي تقويت آنها مجبور به استفاده از پروتئين‌ها و ويتامين‌ها و ساير مواد هستيم تا دوباره ذرات زنده بدن تقويت شوند، در غير اينصورت و مصرف مداوم سموم ميکربي و آنتيبيوتيک‌ها موجب کم خوني شديد و ناتواني اعضاي داخلي و حتي ظهور انواع سرطان‌ها در اين افراد بيشتر محتمل است.

افراد پرانرژي و توانا بهتر مي‌توانند از شر بيماري‌ها خلاص شوند و افراد ضعيف و ناتوان کمتر به درمان کامل مي‌رسند و اگر از يک بيماري جان سالم بدر برند به بيماري ديگر مبتلا مي‌شوند که اراده و خواستن و مداومت در آن لازمه درمان است.

علم و دانستن و هوش و ذکاوت افراد نيز در دستيابي به سلامتي بسيار مهم بوده و افراد باهوش و قدرت فکري بيشتر بهتر مي‌توانند انواع غذاهاي مورد نياز بدن را انتخاب نمايند و به بهبودي برسند که افراد ناتوان در انتخاب غذاها و محيط و عوامل ديگر ضعيف بوده و بخوبي به هدف نمي‌رسند.

هميشه بايد بدن ما داراي انرژي مورد نياز بوده و جريان برق بدن در حد احتياج باشد و افرادي که به تنبلي و کم‌کاري خود را عادت مي‌دهند داراي جريان الکتريسيته ضعيف در بدن مي‌باشند و توانائي انجام کارها از آن ها سلب مي‌شود. تمامي اجسام و عوامل طبيعي در حرکت و فعاليت داراي انرژي مي‌باشند و آرامش و بيحرکتي در درازمدت موجب ضعيف شدن برق و انرژي مي‌باشد که در انتها موجب خرابي و فساد مي‌گردد براي کسب زندگي بهتر و طولاني‌تر تلاش مداوم لازم است و کم‌کاري و تنبلي موجب تباهي مي‌گردد.

نويسنده دکتر نجم الدين حاجي سيدحسني

گرد آورنده : محمد تقي اشتري دليوند


 اختلالات يادگيري 

 قسمت چهارم

علل ناتواني هاي يادگيري:

مطالعات نشان مي‌دهند که درصد بالايي از کودکان مبتلا به ناتواني‌هاي يادگيري سابقه خانوادگي ناتواني يادگيري دارند و اين مسئله از وجود عوامل ژنتيک در سبب شناسي خبر مي‌دهد. همچنين در ميان اعضاء خانواده کودکان مبتلا به ناتواني يادگيري در مقايسه با جمعيت عادي شيوع بالاتري از ناتواني‌هاي يادگيري وجود دارند. مطالعاتي که بر روي دوقلوها انجام شده از فرضيه علل ژنتيک حمايت مي‌کنند. رواج ناتواني يادگيري در ميان دوقلوهاي يک تخمکي بيشتر از دوقلوهاي دو تخمکي است. بدين معني که درجه توافق در ميان يک تخمکي‌ها نسبت به دو تخمکي‌ها بالاتر است.

همانطور که در مطالعات همه گيرشناسي نشان داده شده است به نظر مي‌رسد که عوامل محيطي نيز در ابتلا به ناتواني‌هاي يادگيري نقش داشته باشند.سم‌هاي محيطي، مثل سرب، با رشد عصبي و کارکرد شناختي بعدي در ارتباط است.

فرض شده است که اختلال يادگيري به ترتيب ناشي از تأخير رشدي، نقص ادراکي، يا مشکل پردازش کلامي است. تصور مي‌شود تأخير رسشي به گونه اي متفاوت در مهارت‌هاي شناختي که معمولاً در سن خاصي گسترش مي‌يابند تأثير مي‌گذارد. افراد مبتلا به ناتواني‌هاي يادگيري ممکن است به تلاش و توجه هوشيارانه اي براي انجام تکليف نياز داشته باشند.

همچنين عوامل محيطي در بروز ناتواني‌هاي يادگيري نقش بسزايي دارند. چگونگي تعامل ميان دانش‌آموزان و محيط، محيط‌هاي يادگيري نامناسب، روابط خانوادگي بي‌ثبات، سوء استفاده از كودكان و كاربرد روش‌ها و مواد آموزشي نامناسب در بروز و تداوم ناتواني‌هاي يادگيري نقش دارند.

آشفتگي هيجاني ، فقدان انگيزه ، سوء مصرف مواد ، فعاليت در گروه‌هاي ضد اجتماعي و وقوع مرگ در خانواده ممكن است به ايجاد«مشكلات سازگاري» بينجامند. بر اين اساس، به نظر مي‌رسد«آموزش سيستماتيك مستقيم» تأثيرات منفي محيط‌هاي آموزشي و مشكلات اجتماعي دانش‌آموزان را كاهش دهد.

استفاده از متخصصان مختلف در فرايند آموزش، روش‌هاي آموزشي مستقيم و استفاده از معلم ويژه مي‌تواند در اصلاح، پيشگيري و بهبود مشكلات دانش‌آموزان با ناتواني يادگيري كمك چشمگيري كند. از اين ديدگاه، يادگيري و اجتماعي شدن نتيجة تعامل ميان دانش‌آموزان، محيط يادگيري و معلم است. هنگامي كه ميان آمادگي‌هاي دانش‌آموز براي يادگيري و برنامه‌هاي كلاسي هماهنگي وجود نداشته باشد، يادگيري با كيفيت بالا رخ نمي‌دهد و به عملكرد پايين در مدرسه منجر مي‌شود. علاوه بر اينها، عدم هماهنگي در تعليم و تربيت، نبودن فرصت‌هاي يادگيري و مشكلات خانوادگي در ميان دانش‌آموزان با ناتواني يادگيري بيش از ساير دانش‌آموزان مشاهده مي‌شود.

فاطمه السادات سپيده دم دانشجوي دكتري روانشناسي


 چرا صداي ضربان قلب خود را نمي ‌‌شنويم 

 محققان دريافتند که مغز به طور آگاهانه از پردازش سيگنال ‌‌هاي حسي مربوط به قلب اجتناب مي ‌‌کند؛ به همين دليل است که صداي ضربان قلبمان را نمي شنويم. به گزارش ايرنا از هافينگتن پست، محققان موسسه تحقيقاتي Ecole Polytechnique Federale de Lausanne در سوييس توانستند پاسخ مناسبي براي اين پرسش بيابند که چرا صداي ضربان قلبمان را نمي ‌‌شنويم!

آنها دريافتند که مغز به طور آگاهانه از پردازش سيگنال ‌‌هاي حسي مربوط به قلب خودداري مي ‌‌کند. در واقع بدن ما تنها آن بخش از محيط را درک مي ‌‌کند که مغز تصميم مي ‌‌گيرد در رابطه با آن هوشيار باشد. اما نکته قابل توجه اين است که قلب ما نيز در نحوه درک محيط اطراف موثر است.

محققان در جريان کار، از مغز 150 داوطلب، دو مرتبه تصويربرداري کردند. براي اين منظور مجموعه ‌‌اي از اشکال هندسي براي داوطلبان به نمايش درآمد؛ به ‌‌طوري که گاهي تناوب نمايش تصاوير با ضربان قلب آنان هماهنگ بود و گاهي اين هماهنگي وجود نداشت. در تصويربرداري به شيوه fMRI مشخص شد در مواردي که آهنگ نمايش تصاوير با ضربان قلب هماهنگ است، داوطلبان در به ‌‌يادسپاري و درک صحيح تصوير دچار مشکل مي ‌‌شوند.

در حالت نبود هماهنگي آهنگ نمايش تصاوير و ضربان قلب، غشاي منزوي مغز داراي عملکرد عادي بود؛ اما در حالت هماهنگي، فعاليت الکتريکي آن افزايش چشمگيري مي ‌‌يابد. اين عملکرد، پردازش غيرارادي سيگنال است. محققان دريافتند غشاي منزوي مغز به عنوان يک فيلتر عمل مي ‌‌کند و مانع پردازش سيگنال ‌‌هاي حسي مربوط به ضربان قلب توسط مغز مي ‌‌شود. قلب ما پيش از شکل ‌‌گيري مغز و از ابتداي حيات همواره ضربان داشته است و مغز به آن کاملا عادت دارد. بنابر اين طبيعي است که مغز سيگنال ‌‌هاي حسي آن را کمرنگ کند تا در فرآيند پردازش اطلاعات خارجي تداخلي ايجاد نشود.گزارش کامل اين تحقيقات در نشريه Journal of Neuroscience منتشر شده است.


 بزرگداشت پروفسور پروانه وثوق؛
 برگزاري دومين كنگره دوسالانه بين‌المللي آنكولوژي كودكان 

 به گزارش آفرينش ،دومين كنگره دوسالانه بين‌المللي آنكولوژي كودكان، بزرگداشت پروفسور پروانه وثوق همزمان با 25 سالگي مؤسسه خيريه محک، با حضور قائم‌مقام وزير بهداشت در امور مشارکت‌هاي اجتماعي سازمان‌هاي مردم نهاد، رئيس انجمن خون و سرطان كودكان ايران، 15 سخنران خارجي فعال در معتبرترين بيمارستان‌ها و مراکز تحقيقاتي، اساتيد، متخصصان و پزشكان ايراني در حوزه سرطان كودك، در بيمارستان فوق‌تخصصي سرطان كودكان محک برگزار شد. اين كنگره با مشاركت و همكاري انجمن خون و سرطان اطفال ايران و انجمن خون و سرطان اطفال آلمان GPOH و همراهي مراكز علمي و دانشگاه‌هاي علوم پزشكي كشور با امتياز بازآموزي براي گروه هاي پزشكي و پيرا پزشكي با حضور صدها نفر از متخصصان برگزار شد.

در مراسم افتتاحيه اين كنگره دكتر سيد محمد هادي ايازي، قائم مقام وزير بهداشت در امور مشاركت‌‌هاي اجتماعي سازمان‌هاي مردم‌نهاد با بيان اينكه برگزاري يک رويداد علمي و تخصصي با حضور متخصصان تراز اول بين‌المللي توسط يک سازمان مردم‌نهاد اتفاق متمايزي است که نشان از ظرفيت جامعه مدني ايران دارد، گفت: «اين كنگره توسط يك مؤسسه مردم نهاد برپا شده و اين بارزترين نکته اين رويداد علمي است چرا كه نشان مي‌دهد اگر به مشاركت‌هاي مردمي اعتقاد و باور داشته باشيم هر روز شاهد رشد روزافزون در زمينه درمان و سلامت خواهيم بود. مؤسسه خيريه محك نمونه و مصداقي است كه مي‌تواند براي ساير مؤسسه‌هايي كه به تازگي شروع به فعاليت كرده‌اند الگوي مناسبي باشد. با گسترش چنين سازمان‌هاي مردم‌نهادي است كه مي‌توانيم هم از جهت كميّت و هم از جهت كيفيت تاثيرگذاري بيش‌تري در زمينه درمان و سلامت را شاهد باشيم.»

دکتر ايازي در پاسخ به اين سؤال که علت استقبال متخصصان خارجي از اين کنگره چيست، گفت: «با توجه به اينكه مؤسسه خيريه محك در آخرين ارزيابي NGO Benchmarking در سال 2016 در بين 299 سازمان مردم نهاد در جهان رتبه چهارم را كسب كرده است انگيزه‌اي ايجاد مي‌كند كه فرهيختگان بين‌المللي در اين همايش‌ها حضور پيدا كنند و به اعتقاد من آنها علاقه‌مند هستند كه از نزديك ببينند چطور محك به اين رتبه دست پيدا كرده است.»


 خبرهاازعالم علم 

 براساس پژوهش محقق ايراني؛

كاهش ريسک سرطان سينه ، با مصرف ميوه در نوجواني

طبق يک مطالعه جديد، دختران جوان و نوجواني که مقادير زياد ميوه مصرف مي کنند کمتر در معرض خطر سرطان سينه قرار دارند.

به گزارش مهر، در مطالعه محققان دانشگاه هاروارد مشخص شد مصرف سيب، موز و انگور در طول نوجواني ارتباط قوي اي با کاهش ريسک سرطان سينه دارد. مصرف روزانه سه وعده از اين نوع ميوه ها در مقايسه با مصرف نيم وعده در روز موجب کاهش 25 درصدي ابتلا به سرطان در ميانسالي مي شود. اين پژوهشگران اذعان مي کنند زناني که پرتقال يا کلم پيچ هم مصرف مي کنند به نظر مي رسد در دوران ميانسالي در مقابل سرطان سينه مصون هستند. البته ظاهراً نوشيدن آبميوه چنين فوايدي به همراه ندارد.

مريم فرويد، عضو تيم تحقيق، در اين باره مي گويد: «اين اولين مطالعه است که به طور خاص نشان مي دهد مصرف بالاي ميوه در طول نوجواني با کاهش ريسک سرطان سينه مرتبط است.»

در اين مطالعه، محققان پرسشنامه هاي غذايي تکميل شده در سال 1991 توسط بيش از 90 هزار زن با رده سني 27 تا 44 سال که در مطالعه سلامت پرستاران ثبت نام کرده بودند را مورد آناليز قرار دادند. اين نظرسنجي مبتني بر رژيم غذايي افراد در طول اوايل نوجواني بود.

در سال 1998، بيش از 44 هزار زن دومين نظرسنجي غذايي را تکميل کردند. در اين مطالعه از شرکت کنندگان خواسته شده بود تا مواد خوراکي اي که در دوره نوجواني مصرف کرده بودند را اعلام کنند.

مصرف مواد خوراکي و نوشيدني هر چهار سال يکبار از سال 1991 تا 2013 گزارش شده بود. وضعيت سرطان سينه هم هر دو سال يکبار پيگيري مي شد.

در طول بيش از دو دهه، بيش از 3200 زن مبتلا به سرطان پيشرونده سينه شده بودند. اطلاعات رژيم غذايي دوره نوجواني حدود 1350 نفر از اين زنان موجود بود.

در پايان محققان به اين نتيجه رسيدند که مصرف بيشتر ميوه در طول دوره نوجواني با کاهش ريسک سرطان سينه مرتبط است.


 خبرپزشكي 

 هشدار به مادران باردار؛

بالارفتن ريسک بروز اوتيسم با مصرف زياد اسيدفوليک

مطالعه جديد محققان نشان مي دهد مصرف مقادير بالاي اسيد فوليک توسط مادر باردار ريسک ابتلا کودک به اختلال اوتيسم را افزايش مي دهد. به گزارش مهر، زنان باردار معمولا براي حفظ سلامت مغزي و نخاعي نوزاد خود به ميزان زيادي اسيدفوليک در رژيم غذايي شان يا از طريق مکمل هاي ويتامين مصرف مي کنند.

اما مطالعه اخير محققان دانشگاه جانز هاپکينز آمريکا نشان مي دهد وجود مقادير بالاي فولات (ويتامين B9) و ويتامين B12 در بدن مادر، خطر ابتلا نوزاد به اختلال اوتيسم را افزايش مي دهد.

دنيل فالين، عضو تيم تحقيق، در اين باره مي گويد: «مصرف مقدار مناسب فولات خوب است، اما مصرف بيش از اندازه بالاي آن مي تواند مضر باشد. در حقيقت مکمل ها از اهميت بالايي برخوردارند. ما نمي خواهيم افراد از گفته ما اينگونه استنباط کنند که بايد مصرف مکمل هاي ويتامين را در صورت بارداري قطع کنند.»

در اين مطالعه محققان دريافتند مادراني که داراي ميزان بسيار بالاي فولات در زمان زايمان شان بودند دو برابر بيش از مادران داراي ميزان عادي فولات صاحب کودک مبتلا به اوتيسم شدند.

محققان همچنين دريافتند مادران داراي ميزان بيش از اندازه B12 سه برابر بيشتر داراي کودک مبتلا به اوتيسم بودند. ريسک داشتن کودک مبتلا به اوتيسم در بين مادراني که همزمان داراي ميزان بالاي فولات و B12 بودند به مراتب بيشتر و 17 برابر مادران با ميزان نرمال هر دو ماده مغذي بود. فولات به شکل طبيعي در ميوه ها و سبزيجات يافت مي شود، درحاليکه نوع ترکيبي و مصنوعي آن به شکل اسيدفوليک به نان و غلات اضافه شده و همچنين به شکل مکمل هاي ويتامين موجود است.

فالين در ادامه مي افزايد: «زناني که مکمل هاي B12 و فولات را سه تا پنج بار در هفته مصرف مي کنند کمتر احتمال دارد که صاحب فرزندان مبتلا به اوتيسم شوند، بخصوص در موارديکه اين مکمل ها را در سه ماهه اول و دوم بارداري مصرف کرده باشند.»


 
سياسي
خبر دانشگاه
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته