جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1396/04/26 - روزنامه سراسري صبح ايران (دوشنبه) نسخه شماره 5602


چرا ميمون‌ها نمي‌توانند صحبت کنند؟


دستکش هوشمندي که زبان اشاره را ترجمه مي‌کند!


عجيب و جالب


آيا مي دانيد؟


 چرا ميمون‌ها نمي‌توانند صحبت کنند؟ 

 
دانشمندان به بررسي مجراي آوايي ميمون‌ها و دليل عدم صحبت کردن اين حيوانات پرداختند.

به گزارش ايسنا و به نقل از ساينس آلرت، ميمون‌ها مانند ما انسان‌ها نخستي‌سانان يا نخستي‌هاي اجتماعي، هوشمند و غير آرام هستند.

"ميمون‌هاي ماکاک رزوس" فرياد زده، صداهاي زمزمه مانند از خود در آورده، گريه و زاري کرده و جيغ مي‌زنند.

"ماکاک‌هاي" نوزاد صداهايي را از خود در مي‌آورند که اصطلاحا" gecker "نام دارد.

"ميمون رزوس" يا "ماکاک رزوس" يکي از انواع ميمون‌ها است که در جنوب، شرق و جنوب شرقي آسيا زندگي مي‌کند. "رزوس" به جهت نگهداري آسان در اسارت و استفاده گسترده در باغ وحش‌ها، آزمايشگاه‌ها و به عنوان حيوان خانگي از شناخته‌ شده‌ترين انواع ميمون است.

با وجود تمامي صداهايي که اين موجودات از خود در مي‌آورند، هيچ يک از نخستي‌سانان حتي شامپانزه‌ها و بونوبوها يا شامپانزه‌هاي کوتوله که شباهت زيادي به ما دارند نيز نمي‌توانند صداهاي واضح و صدايي را که ما به عنوان گفتار از آن استفاده مي‌کنيم ايجاد کنند.

دانشمندان تصريح کردند که دو نکته احتمالي وجود دارد: يکي اينکه مغز در موجوداتي غير از انسان به گونه‌اي طراحي نشده که توانايي صحبت داشته باشند دوم اينکه ناي آنها به شکل نادرستي شکل گرفته است.

"فيليپ ليبرمن"، استاد برجسته علوم انسان شناسي و علوم شناختي و زباني در دانشگاه "براون"، چند سالي است که به دنبال بررسي اين موضوع است.

"ليبرمن" و همکارانش در آزمايشات پيشگامانه‌اي که در اواخر دهه 1960 و اوايل دهه 1970 بر روي "ماکاک‌هاي رزوس" انجام دادند، دريافتند که مشکل از حنجره ميمون‌ها است.

آنها نتيجه گرفتند که "ماکاک‌ها" فاقد مجراي صوتي "فوق چاکنايي"(فضايي که در انسان‌ها از دهان شروع شده و از قوس زبان به گلو پيوند مي خورد) کافي هستند.

چاکناي(glottis) دهانه يا مدخل ناي است که پرده‌هاي صوتي در آن قرار دارند. به تعريف زبان‌شناسي چاکناي، فاصله ميان پرده‌هاي صوتي است.

حتي اگر مغز يک ميمون داراي سيم کشي صحيحي براي صحبت کردن باشد، مجراي صوتي ميمون به سادگي نمي‌تواند صداهاي کافي براي صحبت کردن را توليد کند.

پروفسور "تکامسه فيچ"،استاد زيست شناسي شناختي در دانشگاه "وين"، اظهار کرد: در ميان کارشناسان در زمينه تکامل گفتار، اين ايده رايج بوده اما فراگير نيست. اما در بين زيست شناسان، انسان شناسان و روانشناسان، بسيار فراگير بوده و هنوز هم وجود دارد.

به تازگي، اين مسئله که "چرا ميمون‌ها نمي توانند صحبت کنند" در ميان دانشمندان به يک بحث جدي تبديل شده است.

در ماه دسامبر، "فيچ" و همکارانش مقاله‌اي را در زمينه پيشرفت‌هاي علمي منتشر کردند که با اين عنوان مطرح شد: "مجراي صوتي ميمون‌ها آماده صحبت کردن است."

پس از آن "ليبرمن" مقاله‌اي را در همان مجله منتشر کرد و پاسخ "فيچ" و همکارانش را داد.

"ليبرمن" در پژوهش خود که در سال 1969 به چاپ رسيده مي گويد: "ما پژوهش خود را با يک "ماکاک رزوس" آغاز کرده و شروع به بررسي محدوديت‌هاي آناتوميک اين حيوان کرديم. محققان يک نمونه گچي از حنجره ميمون "ماکاک" که به طور طبيعي جان خود را از دست داده بود را ساختند.

محققان کار خود را با يک ميمون زنده اما آرام شروع کرده و زبان حيوان را دستکاري کردند و موقعيت‌هايي که مي‌توانست بوجود آورد را ثبت کردند. آنها با استفاده از اين اطلاعات، محدوده صداي گفتاري ميمون را برآورد کردند.

محدوده گفتار اين حيوان بسيار کوچکتر از يک انسان بود و اين پژوهش نشان داد که يک "ماکاک" نمي‌تواند حروف صدادار مانند E کشيده و طولاني که در اکثر زبان‌ها رايج است را توليد کند.

محققان اين کار را با گرفتن فيلم‌هاي اشعه ايکس از نوزاد انسان انجام دادند که زبانشان در هنگام تولد شبيه به ميمون‌ها بوده اما در زمان رشد به سمت گلو حرکت مي‌کند.

علاوه بر اين، "ليبرمن" معتقد است که مجراهاي صوتي "ناندرتال" نيز شبيه به نوزاد انسان است. "ليبرمن" اظهار کرد، محدوده صحبت "ناندرتال‌ها" محدود بوده و آنها نمي‌توانستند به وضوح يک فرد بالغ صحبت کنند.

از سال 1980 "ليبرمن" بر مغز نخستي سانان تمرکز کرده و در اوايل سال 1968، پژوهش او نشان داد که مغز نخستي سانان غير از انسان توانايي برقراري ارتباط کلامي پيچيده را ندارد.

در دسامبر 2016، گروهي از زيست شناسان شناختي و انسان شناسان، تحقيقات "ليبرمن" در زمينه "ماکاک" را با استفاده از تکنيک‌هاي پيشرفته تکرار کردند.

در ميان نويسندگان اين مطالعه، "فيچ" دانشجوي فارغ التحصيل "ليبرمن" بود. تفاوت کليدي در کار اخير اين بود که "فيچ" و همکارانش فيلم‌هايي اشعه ايکس از "ماکاک‌هاي" زنده را در هنگام ايجاد سر و صدا و يا جويدن از آنها گرفتند.

"بارت د بوئر"، نويسنده تحقيق سال 2016 و متخصص تکامل گويش در دانشگاه "وريج" در بروکسل، گفت: ما از تحقيق جديد اطلاعات بسيار بيشتري نسبت به نمونه‌هاي گچ يا سيليکوني که در دهه قبل انجام شده بود، به دست آورديم.

اين پژوهش نشان دهنده طيف وسيعي از صداهايي است که ميمون‌ها توانايي ايجاد آن را دارند.

اين محققان با استفاده از 99 تصوير راديولوژي از مجراهاي آوازي ماکاک رزوس، فضاي سه بعدي دهان و حنجره اين ميمون را شبيه سازي کردند.

محققان با تعيين ميزان جريان هوايي که در اين فضا وجود دارد، يک طيف فرضي از صداهاي گفتاري ايجاد کردند که ميمون‌ها مي‌توانند توليد کنند. آنها به اين نتيجه رسيدند که پتانسيل آوايي ماکاک‌ها، هشت برابر بيشتر از آن چيزي است که در سال 1969 تصور مي‌شد.

دانشمندان عبارت "آيا با من ازدواج خواهي کرد؟" را همانطور که توسط ميمون ماکاک ادا مي‌شود، توليد کردند.

اين کلمات عجيب و غريب بودند، اما نويسندگان ادعا مي‌کنند که به عنوان زبان انگليسي با لهجه خارجي کمي قابل درک است.(صدايي شبيه به صداي گولوم در "ارباب حلقه‌ها"که در زمان خفه شدن سعي داشت تا صحبت کند.)

بارت د بوئر اظهار کرد: اين بدان معناست که پيشتر محدوده گفتاري و کلماتي که اين حيوانات توانايي ايجاد آن را دارند دستکم گرفته شده است.

وي افزود: اگر ما واقعا مي‌خواهيم مباني گفتار را درک کنيم، بايد تحقيقات خود را بر روي تکامل شناخت متمرکز کنيم.

د بوئر گفت: واکنش به اين تحقيق در ميان کارشناساني که در حال بررسي تکامل گفتار هستند "واقعا مثبت و حمايت کننده بود." (به استثناي ليبرمن)

در اين سال‌ها، اين ايده که شناخت مهم تر از آناتومي آوازي است، در ميان متخصصان تکاملي در حال افزايش است.

در زمان انتشار مقاله در سال 2016، جان اسلينگ، زبان شناس در دانشگاه ويکتوريا کانادا که در اين پژوهش دخالتي نداشت، به مجله ساينس گفت: "اين پژوهش جديد قطعا نشان مي‌دهد که مجراي صوتي ماکاک ظرفيتي بيشتر از آنچه قبلا تصور مي‌شد را دارد.

آنا بارني، يک مهندس زيست پزشکي آکوستيک در دانشگاه ساوث همپتون در انگلستان که او نيز در اين تحقيق دخالتي نداشت، به نيويورک تايمز گفت که تحقيق جديد قانع کننده است اما پرسش‌هايي مانند عدم وجود حروف بي صدا در ماکاک‌ را مطرح مي‌کند. آنچه که آنها در اين پژوهش نشان داده اند اين است که ميمون‌ها قابليت اداي حروف صدادار را دارند، نه اينکه بتوانند صحبت کنند.

براي ليبرمن، پژوهش سال 2016، نه تنها جنبه تکذيب نداشت بلکه تاييد موارد پيشين بود. وي اظهار کرد : هيچ چيز جديدي در مقاله فيچ به جز يک سري از اشتباهات با قصد فريب دادن مردم وجود ندارد.

چيزي که واضح است اين است که ميمون‌ها هنوز نمي‌توانند صداي بلند E براي مثال در کلماتي مانند see و beet را ادا کنند.

آنها هنوز صوتي به صورت ee(اي) نداشته و به ندرت مي‌توانند اصواتي مانند oo(او) و aa(آ) را ادا کنند.

او مي‌گويد E کشيده داراي وضعيت خاصي در بين صداها بوده و در واقع، تحقيقات نشان مي‌دهد که ابعاد بدني يک فرد براساس صداي بلند(E) که مي‌تواند ادا کند محاسبه مي‌شود.

انسانها براي توليد E کشيده، زبان خود را به نحوي حرکت مي‌دهند که يک حفره بزرگ پشت حنجره ايجاد مي‌شود.

انجام اين کار حيوانات به علت صافي زبان آنها امکان پذير نيست و براي انجام اين کار بايد زبان آنها نصف شود که اين امر مطمئنا غير ممکن است.

بارت د بوئر خاطرنشان کرد که Eطولاني مختص انسان‌ها بوده و در گوشه اي از محيط آکوستيک حنجره انسان جاي مي‌گيرد و دليل اينکه ميمون‌ها نمي‌توانند اين صدا را ادا کنند، همين تفاوت است.هنوز هم بحث‌هايي بر سر چرايي اين موضوع وجود داشته و دانشمندان در حال بررسي براي رسيدن به يک نتيجه واحد و قطعي هستند.به رغم چندين دهه تحقيق و بررسي، توانايي صحبت کردن ميمون‌ها در هاله‌اي از ابهام باقي مانده است.

اين پژوهش در The Washington Post منتشر شده است.


 دستکش هوشمندي که زبان اشاره را ترجمه مي‌کند! 

 
محققان دانشگاه کالفرنيا سن‌ديگو موفق به طراحي دستکشي شدند که حرکات دست را به متن تبديل مي‌کند.

به گزارش گيزمگ، يکي از مشکلاتي که افراد ناشنوا دارند اين است که ديگران بخشي از منظور آنها را به دليل ناآشنا بودن با علائم ناشنوايان متوجه نمي‌شوند.

حال محققان دانشگاه کاليفرنيا سن‌ديگو در آمريکا يک نمونه اوليه از يک دستکش توليد کرده‌اند که مي‌تواند با استفاده از فناوري بلوتوث و حسگرهاي متعدد علائم را شناسايي کرده و آنها را به متن تبديل کند.

اين اولين نمونه از اين محصول نيست. در سال 2012 مايکروسافت موفق به طراحي دستکش‌هايي شد که علائم را به گفتار تبديل مي‌کردند و يک تيم تحقيقاتي در انگليس نيز موفق شدند محصول مشابهي توليد کنند.

محصول محققان دانشگاه آمريکايي که "زبان دستکش" نام دارد داراي 9 حسگر کشسان است که بر روي پنجه‌هاي دستکش تعبيه شده‌اند که يک حسگر بر روي انگشت شست و دو حسگر بر روي هر يک از انگشتان قرار گرفته است و همگي به يک چيپ الکترونيکي در مچ متصل شده و با توجه به وضعيت انگشتان، علائم را ترجمه مي‌کند.

روند ترجمه با استفاده از سيستم دودويي(باينري) انجام مي‌شود. به اين ترتيب که حسگرها بر اساس کشيده شدن و يا خم شدن يکي از کدهاي صفر يا يک را ارسال مي‌کنند که ترکيب آنها عددي مي‌شود که مختص يک کلمه يا حرف يا حالت مشخص است و سيستم با مقايسه کد توليد شده، عبارت متناظر آن را به صورت متن به خروجي مي‌فرستد.

براي مثال براي نشان دادن حرف A فرد انگشت شست خود را مي‌کشد و بقيه انگشتان را خم مي‌کند و سيستم به انگشت شست کد صفر و به باقي انگشتان کد 1 را مي‌دهد که ترکيب آنها به صورت 0111111111 خواهد بود و سيستم در خروجي حرف متناظر با اين کد يعني A را نمايش مي‌دهد.

اين دستکش سنسورهايي براي سنجش شتاب و فشار نيز دارد تا بتواند تفاوت بين حرکات مشابه را درک کند.

متن توليد شده از طريق بلوتوث بروي صفحه نمايش و يا گوشي هوشمند نمايش داده مي‌شود.

"تيموتي اوکونور"( Timothy O'Connor) محقق ارشد اين پروژه گفت: شناسايي علائم تنها يکي از قابليت‌هاي اين دستکش است و هدف نهايي ما اين است که دستکش هوشمندي بسازيم که افراد بتوانند از دستهاي‌شان در واقعيت مجازي استفاده کنند که بسيار بهتر از استفاده از دسته‌ها و کنترل‌ها براي انجام اين کار است که مي‌تواند علاوه بر تفريحات کامپيوتري در زمينه پزشکي و نظامي نيز کاربرد داشته باشد.

نتايج اين تحقيق در ژورنال علمي PLOS ONE منتشر شده است.


 عجيب و جالب 

 اختراعات باستاني که هنوز هم پرکاربرد هستند

قسمت سوم

عطر

به نظر مي‌رسد، عطرسازي به نام “Tapputi” که در لوحي با خط ميخي مربوط به هزاره‌ي دوم قبل از ميلاد نوشته شده، اولين شيميدان ثبت شده‌ي جهان باشد. نام تاپوتي به خط ميخي در بين‌النهرين مربوط به هزاره دوم قبل از ميلاد نامش آورده شده است. او گل‌ها و روغن را با گياهان خوشبوي ديگر ترکيب کرده و عرق آنها را مي‌گرفت، سپس آنها را صاف کرده و دوباره چندين بار در دستگاه عرق‌کشي مي‌گذاشت.

اخيرا قديمي‌ترين عطرهاي زمان باستان در پيرگوس قبرس، کشف شده است. قدمت اين اختراع باستاني به 4 هزار سال پيش از ميلاد بازمي‌گردد و در يک عطرسازي باستاني پيدا شدند. در اين کارخانه 4000 متر مربعي حداقل 60 عدد دستگاه عرق‌کشي، قيف و بطري عطر يافت شد. از پس‌مانده‌هايي که در آنجا يافت شد 4 نوع عطر دوباره ساخته شد.

مته دندانپزشکي

سابقه کار دندانپزشکي در تمدن دره سند به 7000 سال قبل از ميلاد بازمي‌گردد. در قديمي‌ترين شکل دندانپزشکي از مته‌هاي خم شده براي عمل کردن دندان استفاده مي‌شد، شايد هم صنعتگران ماهر اين کار را انجام مي‌دادند. نمونه‌سازي از شکل دندانپزشکي باستانيان نشان داد

که روش‌هايي که آنها استفاده مي‌کردند هم مورد اطمينان و هم موثر بود. وجود حفره‌هايي به عمق 3.5 ميليمتر با شيارهاي متحدالمرکز نشان از استفاده ابزاري مته مانند در دندانپزشکي مي‌دهد. عمر اين دندان‌ها 9000 سال تخمين زده مي‌شود.

ذره‌بين

قديمي‌ترين ذره بين جهان با قدمت 3000 سال متعلق است به نمرود و از قطعه‌اي سنگ بلور تشکيل شده است. اين اختراع باستاني را “Austen Henry Layard” در کاخ آشوري نمرود پيدا کرد. اين ذره‌بين به عنوان يک عينک ذره‌بيني يا عينک آتشي که با متمرکز کردن نور آتش روشن مي‌کند، استفاده مي‌شد.

صنعتگران آشوري کنده‌کاري‌هاي پيچده‌ي مي‌ساختند و مي‌توانستند از چنين ذره‌بين‌هايي در کارهايشان استفاده کنند. جيوواني پتيناتو دانشمند ايتاليايي از دانشگاه روم اظهار مي‌کند ذره‌بين‌هايي که آشوري‌هايي باستان استفاده مي‌کردند بخشي از يک تلسکوپ بوده است؛ براي همين ميزان دانش آشورهاي باستان در مورد نجوم بسيار بالا بود.

علم اندازه‌گيري و درجه‌بندي

ساکنين تمدن دره سند با استفاده از وزن‌ها و اندازه‌ها سيستم پيچيده‌اي از استانداردسازي ايجاد کردند. بديهي است که اين پيشرفت‌ها در نتيجه حفاري‌هاي مکان دره سند حاصل شد. اين استانداردسازي اختصاصي، ساخت وسيله‌هاي اندازه‌گيري را فراهم ساخت که به نحو موثري در اندازه‌‌گيري زاويه‌اي و اندازه‌گيري براي عمارت‌ها و سازه‌ها استفاده مي‌شد.

علم مقياس و اندازه‌گيري در بعضي از تمدن‌هاي باستاني وجود داشته که قديمي‌ترين شکل آن را مي‌توان سيستم استانداردسازي اجباري ناميد که از سوي حاکمين بر مردم يک ناحيه تحميل مي‌شد. اين اندازه‌ها اغلب بر پايه مقياس‌هاي قابل استفاده براي عموم، مثل اندازه طول يک دست انسان بود.

اسکيت يخ

طبق تحقيقات فدريکو فورمنتي در دانشگاه آکسفورد و آلبرتو مينتي از دانشگاه ميلان، فنلاندي‌ها اولين کساني بودند که 50 هزار سال پيش از استخوان حيوانات اسکيت مخصوص يخ ساختند. در شرايط سخت زمستاني ذخيره کردن انرژي براي مردم فنلاند اهميت زيادي داشت. اولين اسکيت با تيغه‌هاي فلزي در اسکانديناوي پيدا شدو تاريخ آن هم مربوط به 200 بعد از ميلاد مي‌شد. اين اختراع باستاني شامل يک نوار نازک مسي تاخورده و متصل به سطح زيرين کفش چرمي ‌بود که براي اندازه کردن آن تعبيه شده بود.


 آيا مي دانيد؟ 

 سازي که با ذهن نواخته مي‌شود!

"انسفالوفون" نام سازي است که دانشمندان موفق به ساخت آن شده‌اند و مي‌توان با قدرت ذهن و بدون استفاده از دست آن را نواخت.

به گزارش بيتوته ، دانشمندان يک ابزار موسيقي به نام "انسفالوفون" (Encephalophone) ساخته‌اند که توسط قدرت ذهن افراد نواخته مي‌شود.دانشمندان سالهاست در حال آزمايشات الکتروانسفالوگرافي (EEG) يا همان الکترومغزنگاري به عنوان يک رابط کاربري براي دستگاه‌هاي کنترل ذهن هستند. "الکتروانسفالوگرافي (Electroencephalography) يا الکترومغزنگاري، ثبت فعاليت الکتريکي مغز است. اين تکنيک شامل گرفتن سيگنال توسط الکترودهاي سطحي، بهبود سيگنال (معمولاً تقويت و حذف نويز)، چاپ سيگنال و آناليز آن مي‌شود. آنچه روي کاغذ چاپ مي‌شود، الکتروانسفالوگرام ناميده مي‌شود.

همه چيز از صندلي‌هاي چرخ دار گرفته تا پهپادها و حتي تلويزيون‌ها، با دستگاه‌هاي "EEG" کنترل مي‌شوند.

حالا گروهي از محققان از اين فناوري براي ابداع يک ساز موسيقي که با قدرت ذهن نواخته مي‌شود، استفاده کرده‌اند.

البته ايده استفاده از سيگنال‌هاي EEG براي توليد صدا ايده جديدي نيست بلکه از اواسط قرن بيستم ميلادي دانشمندان و هنرمندان با ايده استفاده از امواج مغزي براي توليد صدا از آلات موسيقي دست و پنجه نرم کرده‌اند.توماس ديوئل دانشمند عصب شناس دانشگاه واشنگتن ادعا مي‌کند که اين دستگاه جديد اولين دستگاهي است که صداهايي را توليد مي‌کند که کاملا توسط فرد قابل کنترل است. درست برخلاف فناوري قبلي که بسيار واکنش‌پذير و خارج از کنترل کامل بود.

وي افزود: من يک موسيقيدان و متخصص مغز و اعصاب هستم و بسياري از بيماراني که نوارنده يا خواننده بوده‌اند را ديده‌ام که بعد از سکته مغزي ديگر قادر به نواختن و آواز خواندن نبودند. پيش خودم فکر کردم که بسيار عالي خواهد بود که يک ابزار مغز-رايانه‌اي ابداع شود که اين گونه بيماران بتوانند بدون نياز به حرکات بدني دوباره موسيقي بنوازند.

دکتر ديوئل و گروهش تصميم گرفتند ابزاري ابداع کنند که بتواند با يک سينتي سايزر همراه شود تا نوت‌هاي موسيقي خاصي را که با الگوهاي خاص EEG مرتبط است، ايجاد کند. آنها اخيرا انسفالوفون را توسط گروهي از نوجوانان 15 ساله و بدون آموزش قبلي، تست کردند تا ببينند که کار با اين دستگاه براي کساني که هنوز حتي نحوه کار با اين دستگاه را نمي‌دانند، تا چه اندازه آسان است.به گفته دکتر ديوئل اين آزمايش با موفقيت کامل صورت گرفت و کساني که بدون آموزش قبلي با دستگاه کار کردند اين کار را بسيار خوب انجام دادند. اين امر نشان‌دهنده اين است که کار با اين دستگاه راحت است و دکتر ديوئل به هدف اصلي خود رسيده است.

در حال حاضر اين دستگاه بر روي دو نوع سيگنال مغز تمرکز دارد. سيگنال‌هاي متصل به قشر بصري مانند بستن چشم‌ها و سيگنال‌هاي مرتبط با افکار حرکتي.طبق آزمايشات، استفاده از باز و بسته کردن چشم‌ها آسان‌ترين کار براي شرکت‌کنندگان بوده است، در حالي که نواختن نوت‌هاي پيچيده‌تر نيازمند استفاده از حرکات مشکل‌تر و البته توسعه دستگاه است. دکتر ديوئل تصور مي‌کند که مجموعه پيچيده‌اي از سيگنال‌ها بايد بتواند انواع مختلفي از نوت‌هاي موسيقي را ايجاد کند.به عنوان مثال بالا و پايين بردن دست مي‌تواند يک رديف هشت تايي از نوت‌ها را توليد کرده و به صدا در آورد. اخيرا خود دکتر ديوئل در اجراي زنده با همکاري يک گروه موسيقي، توانايي دستگاه را نشان داد. وي با نشستن بر روي يک صندلي راحت، با آرامش و بدون تکان دادن حتي يکي از عضلات بدنش به اجراي موسيقي پرداخت.ديوئل قصد دارد اين دستگاه را براي کمک به روند درمان‌هاي توانبخشي براي بيماران مبتلا به اختلالات حرکتي توسعه دهد. گروه او قصد دارد آزمايشات باليني ديگر را در سال بعد با بيماران معلول شروع کند.وي افزود: پتانسيل بالايي براي انسفالوفون وجود دارد. اميدوارم بهبود توانبخشي بيماران مبتلا به سکته مغزي و کساني که داراي اختلالات حرکتي هستند، با کمک اين دستگاه ممکن شود.

روند ابداع دستگاه و نتايج مطالعات در مجله "Frontiers in Human Neuroscience" منتشر شده است

مانتيس‌ها زامبي مي‌شوند؟

به گفته متخصصان زيست‌شناسي، مانتيس‌هاي عابد پرندگان را شکار مي‌کنند و گاهي زنده زنده مغزشان را مي‌خورند.

به گزارش گروه علم و فناوري آنا به نقل از ScienceAlert، در نظر اول قامت بلند و پاهاي جلويي جمع‌شده مانتيس عابد باعث مي‌شود فکر کنيد اين شکارچي حيله‌گر يکي از اعضاي بي‌خطر و قابل اعتماد قلمروي حشرات است اما گول ظاهرش را نخوريد. اگر به مدرک بيشتري نياز داريد تا باور کنيد اين حشره وحشي گوشتخوار تهديدي براي حيوانات و حشرات ديگر است بايد بگوييم که نتايج يک مطالعه جديد نشان مي‌دهد که در سراسر جهان مانتيس‌هاي عابد پرندگان را مي‌کشند و از مغزشان تعذيه مي‌کنند.اگر اينطور به نظر مي‌رسد که مانتيس‌ها به نوعي ويروس زامبي مانند آلوده شدند که آنها را مجبور به شکار و خوردن دوستان پردارمان کرده است، اصلا نگران نباشيد که از اين خبرها نيست. واقعيت اين است که اين امر فقط يک رفتار طبيعي شگفت‌آور است.تاکنون اين گونه فکر مي‌شد که مانتيس‌ها بي‌مهرگان کوچک، مانند قورباغه، مارمولک و مار، را شکار مي‌کنند و بعضي اوقات هم به شکار جانوران مفصل‌دار مي‌روند اما دانشمندان هيچ سرنخي نداشتند که پرندگان غذاي محبوب و جهاني اين حشرات گوشتخوار هستند.مارتين نيفلر، سرپرست ارشد اين مطالعه از دانشگاه بازل در سوئيس، مي‌گويد: «اين حقيقت که خوردن پرندگان در ميان مانتيس‌ها چنين گسترده است، هم از نظر طبقه‌بندي و هم از نظر جغرافيايي، کشف بسيار مهمي است».تيم نيفلر تمامي مقالات علمي موجود درباره شکار پرندگان توسط مانتيس‌ها را بررسي کردند و به اين نتيجه رسيدند که اين پديده در 13 کشور مختلف، در همه قاره‌ها به جز قطب جنوب، ديده شده است. براساس نتايج اين بررسي، مانتيس‌ها 24 گونه مختلف پرندگان را شکار مي‌کنند.پس از اولين گزارش ثبت شده در سال 1864، 147 مورد ديگر از اين نوع رفتار در مانتيس گزارش شده است؛ اکثر موارد مربوط به حملات مانتيس‌ها به مرغ مگس‌خوار در آمريکا است.براساس يکي از مشاهدات عيني، اين عمل بسيار وحشتناک است چراکه اغلب مانتيس‌ها در حالي که طعمه هنوز زنده است شروع به خوردنش مي‌کنند.نحوه حمله مانتيس اين گونه است که به پرنده، که هميشه به سمت پايين آويزان است، نزديک مي‌شود و سپس از طريق سوراخ چشم وارد حفره‌هاي جمجمه‌اي مي‌‌شود و از بافت مغز تغذيه مي‌کند.اين حمله به کمک پاهاي جلويي قوي مانتيس صورت مي‌گيرد که مي‌تواند طعمه را به دام بيندازد و قرباني را کاملا ناتوان کند. مانتيس‌ها شکار خود را نگه مي‌دارند و آرام آرام شروع به خوردنش مي‌کنند، آن هم در حالي که موجود بيچاره هنوز زنده است.


 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته