جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1385/10/26 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران - سه شنبه نسخه شماره 2677

 ساختار آموزشي 


ساختار نظام آموزشي در برزيل

نظام آموزشي برزيل شامل موسسات دولتي ( فدرال ، ايالت وشهري ) وموسسات خصوصي که از پيش دبستاني ، دبستان ( مقطع اول ) ومتوسطه ( مقطع دوم ) تا مقاطع دانشگاه وکارشناسي ارشد ودکتري تقسيم بندي مي شود .آموزش براي سنين 7 تا 14سال اجباري مي باشد ، آموزش ملي در تمامي مقاطع آزاد است . مدارس غير انتفاعي واجد شرايط دريافت کمک مالي دولتي مي باشند .
مجلس سال 1988 برزيل ، % 25 از درآمدهاي ماليالت خارجي وايالتي را به آموزش وپرورش اختصاص داد.پيشرفت هاي چشم گيري در ساختار آموزشي برزيل در 25 سال گذشته صورت گرفته است . در سال 1964 ، 10 ميليون دانش آموز ودانش جو در تمامي مقاطع تحصيلي حضور داشتند .درسال 1990اين رقم به 37/6 ميليون دانش آموز ودانشجو بالغ گرديد که از اين تعداد 3/9 ميليون در مقطع پيش دبستان ، 28/2 ميليون در مقطع دبستان ، 3/8 ميليون در مقطع متوسطه و1/7 ميليون در دانشگاه به  آموزش ودانش مشغول بوده اند .
با وجود اين پيشرفت ، کمتر از %40 از جنعيت سني دبيرستان در مدرسه ثبت نام کرده اند  .نظام آموزشي برزيل به شرح ذيل به صورت خلاصه ارائه گرديده است:
آموزش پايه
سن آغاز دوره : 7 سالگي
سن اتمام دوره :14 سالگي
آموزش ابتدايي
طول دوره : 8 سال
بين سطوح سني 7 سال تا 14سال
مدرک اعطايي : GRAU PRIMEIRO DE CONCLUSAO DE CERTIEICADO
آموزش متوسطه
طول دوره : 3 سال
بين سطوح سني 15 سال تا 17 سال
مدرک اعطايي : GRAU SEGUNDO DE DIPLOMA
آموزش فني
نوع مدرسه : مدرسه فني متوسطه (هنرستان)
طول دوره : 4 سال
بين سطوح سني 15 سال تا 18 سال
مدرک اعطايي : MEDIO NIVEL DE TECNICO DE DIPLOMA
اصلاحات آموزشي
از جمله عمده ترين اصلاحات آموزشي برزيل مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
. اصلاح جامع سيستم مالي حوزه آموزش
. تشکيل صندوق ملي توسعه آموزش ابتدايي و تقويت ارزش حرفه معلمي(FUNDEF ) براساس اصلاحات قانون اساسي شماره 14 مصوب سال 1996
. تمرکز زدايي آموزش ابتدايي به واسطه توزيع مسئوليت ها ميان ايالات و نهادهاي شهري
. کاهش نابرابري هاي منطقه اي و درون ايالتي و توزيع مناسب تر وجوه عمومي جهت توسعه آموزش ابتدايي
. تخصيص حداقل %60 وجوه به حقوق معلمان جهت افزايش سرمايه گذاري دولت در حوزه آموزش معلمان
. افزايش ميانگين حق الزحمه معلمان به ميزان 12/9 درصد از 1997 تا آگوست 1998
. بهبود وجهه معلمي در مدارس ابتدايي بين سال هاي 1997 و 1998
. کاهش نرخ معلمين بيکار
اين مطلب در مورد ارتباط بين تحولات آموزش و پرورش با اقتصاد ، سياست و اجتماع . و نهضت اصلاحات در برزيل صحبت مي کند .بحثي که مطرح مي شود اين است که مدارس و سيستم آموزش و پرورش در زمينه گسترش و ترقي از هم جدا نيستند .گر چه اصلاحات آموزش و پرورش بايد در زمينه بزرگتري و در ارتباط متقابل با پيشرفت هاي تدريجي اقتصادي ، سياسي و اجتماعي بررسي شوند .همچنين مقررات و فوايد عدم تمرکز بعنوان يک فاکتور در موفقيت برنامه هاي آموزشي در برزيل مورد بحث مي باشد.عدم تمرکز بعنوان يک راه حل براي عدم کفايت آموزش بعنوان يک اصل توسط بسياري مد نظر مي باشد ، در حاليکه توسط بسياري هم مورد قبول نيست .کساني که موافق عدم تمرکز هستند در مورد افزايش دخالت مسئولين شهرها در مراحل ابتدايي تحصيلي بحث مي کنند .اينان معتقدند که مجريان محلي بيشتر به نيازهاي آموزشي دانش آموزان آگاهند ، پس براي مسئوليت مناسب ترند . در عين حال مخالفين با عدم تمرکز مي گويند شهرداري ها و مسئولين شهري توانايي مديريتي ندارند و نياز به تغييرات اساسي دارند .در دهه گذشته آموزش و پرورش در کشورهاي آمريکاي لاتين تحت تاثير بحران هاي اقتصادي قرار گرفته است . با وجود مشکلات مالي و اقتصادي ، اصلاحات علمي و تئوري با راه حل هاي عملي و آزادي هاي سياسي که مي توانست مشکلات اساسي آموزش و پرورش را در آمريکاي لاتين حل کند ، انجام نشده است .تحليل اصلاحات آموزش و پرورش نشان مي دهد که براي نو آوري و مناسب بودن اصلاحات بايد تمام عوامل ( سياسي ، اجتماعي ، مذهبي ، تاريخي و اقتصاد ) و حمل ايجاد اصلاحات را در نظر گرفت . به بيان ديگر درتحليل هر اصلاح آموزشي ملي بايد از"ديد انداز محيطي سياسي "دراکر 1988 , Warb) ( استفاده کنيم . از نظر Warb  اين به اين معناست که ما بايد اصلاحات را با توجه به اثر متقابلش با تغييرات اجتماعي ، سياسي و اقتصادي بررسي کنيم.اين در تحليل اصلاحات در برزيل که سرويسهاي عمومي به سياست هاي اقتصادي و محيط سياسي دولتي وابسته است ، بحراني است .با وجود تلاش دولت ،  اصلاحات آموزشي در برزيل ، براي حل مشکلات اصلي تحصيلي مثل کيفيت و موثر بودن تحصيل در مدارس ، موثر نبوده است .تاثير کم و ناقص اصلاحات آموزشي - يا عدم تاثير آنها - در برزيل ، مثل آمريکاي لاتين ، نتيجه يک سري عوامل است که بطور کامل ارزيابي نشده اند .در بين عواملي که بايد درنظرگرفته شوند عدم وجود يک محيط ثابت است که اصلاحات بتوانند بطور موفق ايجاد شوند و ديگري عدم وجود يک راه جامع براي اصلاحات آموزشي ، شامل سيستم هاي آموزشي در مدرسه و خارج مدرسه است و اين در حاليست که طرح و اجراي اين تغييرات دو فعاليت متفاوت هستند که در نهايت بهم مربوط مي باشند .مسئوليت قبيله اي و قومي از مديريت داخلي ملي به منطقه اي و به ناحيه اي و در هر پايه از روستايي تا شهري توسعه مي يابد .يک قرن و نيم است که تاريخ پيشرفت آموزش و پرورش در آمريکاي لاتين شامل فازهاي متناوب رشد و گسترش و آزمايش مجدد است که براي هر منطقه مختص بوده است ( در هر منطقه فرم خاص خود را دارد ) . دورا ن هاي رشد با توسعه هر منطقه که توسط مسئولين عمومي و فردي ايجاد شده ، شکل مي گيرند.گرچه در اين بين ، بخش خصوصي مورد توجه بسياري از رژيم هاي محافظه کار است . بنظر نمي رسد که سياست لزوما به حکومت مطلقه ، حکومت ثروتمندان و نظامي بستگي داشته باشد ، هر سه وجود دارند ، مخصوص يک منطقه اند و نشانه هايي از تاريخ سياسي آمريکاي لاتين . اين الگو تاثير قوي تري روي اقتصاد منطقه دارد تا دنياي خارج ، خصوصا آمريکا .با وجود استقلال ، اقتصاد جمهوري هاي آمريکاي لاتين بصورت وابسته به اقتصاد جهان شکل گرفت . براي مبارزه با اين وابستگي ، اعمال و قوانين آموزش و پرورش نقش مهمي را در منطقه بازي کرده و اين نقش ادامه خواهد داشت.گر چه بعنوان نتيجه ترکيب فلسفه آموزش و پرورش ممتاز ، کنترل سياسي خورده کننده و اجبار اقتصادي ، قوانين آموزش و پرورش جهاني که در قانون اساسي جمهوري خواهي آمريکاي لاتين مورد توجه است . هنوز در بسياري از کشورهاي منطقه بعنوان پايه اوليه تحصيلي شناخته مي شود .با وجود مشکلات سياسي و اجتماعي کلي  وجود ناآگاهي و غفلت و ابتکار و توانايي کم در افرادي که بي سواد مانده اند  آموزش و پرورش سي سال اخير آمريکاي لاتين خوش بينانه و با هدف افزايش اهميت به تحصيل شکل گرفته است .در دهه 1950  آموزش و پرورش يک مرحله از پيشرفت و افزايش کميت را تجربه کرد . گر چه ، نيمه دوم دهه 1980  با کاهش سرمايه گذاري در آموزش و پرورش همراه بود که روي پيشرفتهاي تحصيلي منطقه تاثير گذاشت .در دهه 1980يک تغيير اساسي در تاريخ اقتصاد و آمريکاي لاتين ايجاد شد و دوران هاي تکاملي قبلي در اواخر اين دهه متوقف و به پايان رسيدند . بودجه عمومي آموزش و پرورش و بهداشت در اين دهه کاهش يافت . و اين بعلت بدهي کشورهاي منطقه به خارج بود . در مورد توليدات داخلي منطقه (gbp)  در هرکشور آمريکاي لاتين ، آموزش و پرورش ضرر اصلي را متحمل شد . يک تاثير سريع بدهي به کشورهاي خارجي کاهش پيشرفت آموزش و پرورش در کشورهاي منطقه بود (1990 , Reimer )  . در نتيجه ، پيشرفت در آموزش و پرورش بسته  به برنامه هاي دولت مي باشد . Coomds  ( 1998 ) مي گويد که اين منطقه علاوه بر بحرا ن هاي اقتصادي دچار يک بحران جهاني آموزشي بوده است . در مورد اين بحران ، نويسنده به دنبال يک تغيير اساسي و ضروري   مي گردد که باعث اصلاح آموزش و پرورش شود ، خصوصا  در کشورهاي در حال توسعه .او از اصلاحاتي صحبت مي کند که نه تنها باعث موفقيت تحصيلي مي گردد ، بلکه مشکلات عدم کفايت و کيفيت مدارس را نيز حل کند . بس اصلاحات آموزش و پرورش که هدفش افزايش امکان تحصيل بچه ها بود ، در مورد کاهش فاصله بين آمريکاي لاتين و اکثر کشورهاي صنعتي موفق نبود .حتي بين آمريکاي شمالي و آمريکاي لاتين تفاوتها در تمام مراحل زندگي و در موارد فردي ، اجتماعي و ارتباط بين دو کشور ديده مي شود . (1985 , Harrison )  . اين تفاوت ها بعلت فرم قوانين سياسي است.امروزه گر چه تکنولوژي اين تفاوت ها را کاهش داده به بحران هاي اقتصادي اجتماعي آمريکاي لاتين . باز هم درحال افزايش اين فاصله است،بخصوص بين بخشهاي کم درآمد و پر درآمد منطقه . اين عوامل نشان مي دهد که آموزش و پرورش مي تواند نقش مهمي در از بين بردن اين فاصله بازي کند و سياستمداران نيز در انتخاب قوانين سياسي براي کاهش فاصله بين ملل پيشرفته و درحال توسعه نقش مهمي دارند .گسترش آموزش و پرورش و مشکلات جديد آموزشي که به دنبال افزايش خواسته ها و نيازها بوجود آمده . باعث يک جنبش و اصلاح در آموزش و پرورش منطقه شده است . در بعضي موارد اصلاحات کامل و فراگير است ، در ساير موارد بيشتر به تاثيرات بين الملل بستگي دارد تا به ماهيت آموزشي برخاسته از روشهاي فرهنگي منطقه . پس ايراد اينجاست که اصلاحات آموزشي در منطقه هميشه هر کشور را بصورت منفرد يا تفاوت هاي بين مناطق را  بعنوان يک شرط براي موفقيت در نظر مي گيرد . در واقع عدم موفقيت بسياري از آزمايشات خارجي وقتي در اين منطقه انجام مي شوند ، بعلت در نظر نگرفتن شرايط محيطي است . اخيرا مسئولين آموزش و سياستمداران به نياز به ايجاد تغيير در هرروش در هرمنطقه و يافتن راه حل مناسب خاص هر منطقه اعتقاد پيدا کرده اند .اين روش جديد با آزمايشات بين المللي و نو آوري هاي آموزشي در ماهيت آموزشي آمريکاي لاتين همراه است .همراه با حمايت هاي مالي و تکنيک هاي آژانس هاي بين المللي در آموزش و پرورش ، کنفرانس هاي منطقه اي وزارت آموزش و پرورش که معمولا با مسئوليت و اجراي يونسکو و ساير آژانس سهاي بين المللي مي باشد ، نقش مهمي در پيشرفت آموزشي منطقه ايفا» مي کند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
ورزشي
سياسي و سياسي خارجي
هنري
استانها و شهرستانها
پزشکي و علمي
دانشگاه و خبر
دانشگاه
اقتصادي
گزارش تصويري روز
آگهي هاي روزنامه آفرينش
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته