جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1392/09/17 - روزنامه سراسري صبح ايران(يكشنبه) نسخه شماره 4592

 چرا دل‌شکستگي درد دارد؟ 

دل‌شکستگي پديده دردناکي است، چه از نظر معنايي آن را بررسي کنيم، چه اخلاقي و چه فيزيکي. اين پديده از هر دريچه‌اي که به آن نگاه شود آزاردهنده و دردآور خواهد بود.

تجربه شکستن دل يا شکسته شدن آن را همه دارند، شرايط زندگي هميشه به کام دل همه انسان‌ها نبوده،‌نيست و نخواهد بود و در اين ميان متناسب با روحيه و قدرت روحي افراد، دل بسياري شکسته خواهد شد. نکته قابل توجه درباره اين پديده اين است که دل‌شکستگي مفهومي غيرفيزيکي و صرفا ذهني نيست، زيرا زماني فردي دل فرد ديگري را به هر دليلي مي‌شکند، يا به احساسات او ضربه‌اي مهلک وارد مي‌آورد، فرد دل‌شکسته درد فيزيکي واقعي را در قفسه سينه، شکم و قلب خود احساس مي‌کند. همه انسان‌ها دست‌کم چند باري چنين دردهايي را تجربه کرده‌اند.

ذهن و بدن انسان در موجوديتي واحد قرار گرفته‌اند و ديگر اندام‌ها،‌ماهيچه‌ها و نسوج بدن نيز در همان موجوديت واحد کنار هم قرار گرفته‌اند. تمامي اين پازل داخلي بدن با يکديگر متصل بوده و نسبت به هم واکنش نشان مي‌دهند، و در اين ميان يکي از آنها، ‌ذهن، قدرتمند‌ترين عضو بوده و بر ديگر اعضا و اندام‌ها اثرگذار است.

ذهن دستور انجام هرکاري را به اعضاي مختلف بدن ارسال مي‌کند،‌ اما آنچه معمولا درباره کارايي مغز و ذهن انسان به فراموشي سپرده مي‌شود ‌چند‌کاره بودن آن است. ‌مغز مي‌تواند درحين ارسال دستور به دهان براي صحبت کردن، به قلب دستور چرخش دادن خون را بدهد و از ماهيچه‌ها بخواهد که در وضعيت آرامش يا انقباض قرار بگيرند. ذهن قدرتمند‌ترين بخش بدن انسان است از اين رو هر رويدادي که در آن رخ دهد برروي ديگر بخش‌هاي بدن نيز تاثير مستقيم و فوري مي‌گذارد.

با توجه به اين حقايق مي‌توان بهتر اين پديده را درک کرد که چرا زماني که فردي دل‌شکسته مي شود، ‌دردي واقعي را احساس مي‌کند نه ذهني.

دردي که پس از شکسته شدن دل در قفسه سينه احساس مي‌شود، ناشي از پريشاني احساسي است که به فرد در اثر ضربه عاطفي وارد شده و اين پريشاني خود عامل ايجاد احساساتي مانند ترس، نگراني،‌عصبيت و ناامني در ذهن خواهد بود. اين احساسات چه خودآگاهانه باشند چه ناخودآگاهانه، سيگنال‌هايي را به سيستم عصبي بدن ارسال مي‌کنند و در نهايت علائمي مانند دل‌درد، گرفتگي قفسه سينه، تنگي نفس و ديگر نشانه‌ها در بدون بروز مي‌کنند. اين پديده با نام اضطراب شديد نيز شناخته مي‌شود.

اضطراب شديد نشانه‌هايي مانند بالا رفتن طپش قلب، گرفتگي عضلات، تنگي نفس، تعريق، تهوع، کاهش قابلت تصميم‌گيري، ناتواني در بيان احساسات، احساس ناامني در وضعيت عادي اجتماعي، احساس طرد شدگي، ترس از مرگ و‌ احساس بي تفاوتي را به دنبال دارد. يادآوري دوباره عاملي که منجر به دل‌شکستگي فرد شده نيز مي‌تواند دوباره اين عوارض را در فرد برانگيزند. اين عوارض متناسب با شدت ضربه عاطفي که به فرد وارد شده مي‌توانند شدت يابند و سندرم قلب شکسته را به وجود آورند.

آشنايي با سندروم قلب شکسته

اين سندروم نوعي اختلال به شدت نادر است که يک تا دو درصد از بيماراني که تحت درمان‌هاي قلبي قرار مي‌گيرند،‌ مبتلا به آن هستند. ابتلا به اين اختلال در ميان زنان از رواج بيشتري برخوردار است و براساس گزارش انجمن قلب آمريکا، زنان مسن‌تر از 55 سال نسبت به زنان جوان 2.9 بار بيشتر در معرض ابتلا به آن قرار دارند.

سندروم قلب شکسته که با نام‌هاي کارديوميوپاتي ناشي از استرس يا کارديوميوپاتي تاکوتسوبو نيز ناميده مي‌شود، مي‌تواند در افراد کاملا سالم نيز رخ دهد. احتمال اينکه زنان بيشتر از مردان دچاردرد ناگهاني قفسه سينه، ‌واکنشي به يورش ناگهاني هورمون‌هاي استرس در زمان قرار گيري در شرايط پرتنش؛ مبتلا شوند بسيار بيشتر است.

اين شرايط پرتنش مي‌تواند مرگ عزيزان، طلاق، جدايي از فرد مورد علاقه،‌ مواجه شدن با خيانت و يا پس‌زدگي عاطفي باشد. اين اختلال حتي مي‌تواند پس از يک اتفاق خوب رخ دهد.

ممکن است اين اختلال به اشتباه به عنوان حمله قلبي تشخيص داده شود، ‌زيرا نشانه‌ها و نتايج آزمايشي اين دو اختلال مشابهند. در حقيقت آزمايش‌ها تغييرات قابل توجهي را در ريتم ضربان قلب و حجم خون تشخيص مي‌دهد که اين تغييرات در حملات قلبي نيز رايج هستند، ‌اما برخلاف حمله قلبي هيچ نشانه‌اي از انسداد عروق در سندروم قلب شکسته وجود ندارد.

در اين سندروم بخشي از قلب دچار انبساط شده و خون را به خوبي پمپ نمي‌کند، اما بقيه بخش‌هاي قلب عملکردي عادي و يا با انقباض بيشتر ماهيچه‌اي خواهند داشت. محققان تحقيق درباره اين سندروم را به تازگي آغاز کرده‌اند تا دلايل دقيق ابتلا به آن را تشخيص داده و از آن براي درمان تاثيرگذار بيماري استفاده کنند. اين سندروم مي‌تواند همچنين به آسيب‌ديدگي جدي و طولاني‌مدت ماهيچه قلب منجر شود، اما اين بيماري معمولا قابل درمان است و اکثر افرادي که به آن مبتلا شده‌اند طي چند هفته بهبود يافته‌اند. اما در مواردي نيز اين بيماري مي‌تواند منجر به مرگ شود.

شايع‌ترين نشانه ابتلا به اين بيماري درد در قفسه سينه و تنگي نفس است که مي‌تواند در افرادي که هيچ نوع سابقه بيماري قلبي ندارند نيز ظهور کند. بي‌نظمي ضربان قلب يا شوک کارديوژنيک از ديگر اختلالاتي است که مي‌تواند در اثر بروز اين سندروم در فرد بروز کند. در اين اختلال، قلب که به صورت ناگهاني ضعيف شده قادر نخواهد بود خون مورد نياز بدن را تامين کند و در صورتي که به سرعت تحت درمان قرار نگيرد مي‌تواند کشنده باشد.

اولين تشخيص‌هاي سندروم قلب شکسته در سال 1990 در ژاپن رخ داده‌است، البته اولين گزارش به ابتلا به اين اختلال در سال 1998 در آمريکا ثبت شده‌است. پس از آن بود که توجه دانشمندان نسبت به اين بيماري افزايش پيدا کرد. براي مثال در سال 2000 تنها دو مقاله درباره اين بيماري منتشر شد درحالي که در سال 2010 تعداد مقالات مرتبط با اين بيماري به 300 رسيد.

تاکنون شيوه استانداردي براي درمان سندروم قلب شکسته ارائه نشده‌است و شيوه‌هاي درماني اين سندروم مشابه با شيوه‌هاي درمان حمله قلبي است و مبتلايان به آن تا زمان بهبود در بيمارستان بستري مي‌شوند. زماني که پزشک سندروم را تشخيص داد داروهايي براي کاهش فشار روي قلب به بيمار داده خواهد شد و معمولا بيمار طي مدتي کوتاه بهبود خود را به دست خواهد آورد.

منبع:همشهري آنلاين


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانش و پژوهش
اقتصاد و بازار
مرز پر گهر
در قلمرو ورزش
آگهي
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته