جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1394/06/22 - روزنامه سراسري صبح ايران(يكشنبه) نسخه شماره 5088

 انيميشن 

 سلطه "خرس صورتي بدجنس" بر اسباب بازي‌ها

قسمت دوم

قصه از کجا شروع شد؟

ده سال از زمان کودکي اندي - زمان دو فيلم قبلي- مي‌گذرد. او حالا 17ساله است و براي تحصيل در دانشگاه دارد به شهر ديگري مي‌رود. مادر اندي به دليل به هم ريختگي اتاق به اندي هشدار مي‌دهد که فقط سه انتخاب دارد. انتخاب اول، انتخاب اتاق زير شيرواني براي نگهداري اسباب‌بازي‌هاست. دوم انتقال آنها به يک مرکز مراقبت‌هاي روزانه و سوم انتقال به زباله‌داني. اندي هم در حالي که به اسباب بازي‌هاي قديمي‌اش نگاه مي‌کند، تصميم مي‌گيرد وودي را با خود به کالج ببرد. از طرفي ساير اسباب‌بازي‌ها فکر مي‌کنند تقدير شومي در انتظارشان است. آنها که از اين وضع ناراضي هستند، سعي مي‌کنند او را متقاعد کنند باز هم آنها را دوست بدارد و حتي با آنها بازي کند. وودي تلاش زيادي مي‌کند تا اين توهم را که اندي بقيه اسباب‌بازي‌ها را دوست ندارد، از بين ببرد اما موفق نمي‌شود.

مادر ‌اندي بي‌خبر از تصميم ‌اندي براي گذاشتن آنها در زيرشيرواني، همه اسباب‌بازي‌هاي او را دور مي‌ريزد. اسباب‌بازي‌ها موفق مي‌شوند قبل از‌ اينکه ماموران شهرداري آنها را از داخل زباله‌ها جمع‌آوري کنند، فرار کنند و سوار ماشين مادر‌ اندي شوند و سر از يک پرورشگاه درآورند. جايي که مادر‌ اندي مي‌‌خواهد مقداري وسيله به عنوان خيريه هديه دهد.

وودي که داخل لوازم دانشگاه گذاشته شده بود براي نجات آن ها از خانه خارج مي‌شود. او در خيابان دچار مشکل مي‌شود و دختري به نام بوني او را در خيابان پيدا مي‌کند و به خانه مي‌برد و يک روز با آن بازي مي‌کند. بقيه اسباب‌بازي‌ها در مهد کودک در همان روز اول متوجه سلطه لاتسو، خرس صورتي بدجنس بر ساير اسباب‌بازي‌هاي مهد مي‌شوند. او با فريب عروسک ها آنها را به اتاق بازي کودکان خردسال مي‌برد در آنجا کودکان رفتارهاي خشني با اسباب‌بازي‌ها دارند و به آنها آسيب مي‌رسانند. آنها به دليل اعتراض به خرس، به دست او و همدستانش دستگير مي‌شوند.

هر چند وودي پيش باني احساس رضايت مي‌کند اما نمي‌تواند دوستانش را فراموش کند و تصميم به بازگشت و نجات دوستانش مي‌گيرد. او برمي‌گردد و مي‌فهمد که خرس «باز» را دستکاري کرده و او را به دشمن بقيه تبديل کرده است. بنابراين ابتدا او را به حالت اول بازمي گرداند و بعد اسباب‌بازي‌ها را از مهد کودک فراري مي‌دهد. اما در لحظه آخر لاتسو متوجه مي‌شود و جلوي آنها را مي‌گيرد.

در نهايت همه آنها در يک ماشين حمل زباله به محل دفن زباله‌ها مي‌رسند و سر از کارخانه بازيافت درمي‌آورند. در آنجا آنها چندبار تا مرز نابودي کامل و سوختن دسته جمعي در کوره آتش پيش مي‌روند و حتي دوبار به خاطر نجات لاتسو نزديک است جان خود را از دست بدهند. در نهايت سه عروسک فضايي از سياره پيتزا، به کمک آنها مي‌آيند و آنها را از کوره نجات مي‌دهند.

در پايان لاتسو به يک کاميون بسته مي‌شود و با سرگرداني در کارخانه بازيافت به سزاي اعمالش مي‌رسد و از طرف ديگر، اسباب‌بازي‌ها خود را به خانه اندي مي‌رسانند. وودي که حاضر نمي‌شود با اندي به کالج برود و دوستان خود را تنها بگذارد، يادداشتي براي اندي مي‌گذارد و از او مي‌خواهد که همه آنها را به باني بدهد. وودي خودش هم داخل جعبه مي‌رود چون نمي‌خواهد از دوستانش جدا شود. اندي با شک و ترديد زيادي خود را به خانه باني مي‌رساند و تمام آنها حتي وودي را به او مي‌دهد.

ادامه دارد...


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته