جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑíÇÝÊ Pdf ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1386/02/23 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران - يكشنبه نسخه شماره 2759

  بازآفريني نقش رسانه ها در انقلاب مشروطيت 


افشين محمدي کارشناس ارشد ارتباطات اجتماعي و مدرس دانشگاه

انقلاب مشروطيت بعنوان يکي از مهمترين رخدادهاي سياسي ، اجتماعي ايران در عصر حاضر از جنبه هاي مختلف قابل بررسي و تعمق است. اين انقلاب که موجد بسياري از تحولات و دگرگونيها در ساختار اجتماعي و سياسي کشور بوده، خود متاثر از پديده ها و عوامل گوناگوني بوده است که بازآفريني نقش هر کدام از آنها مي تواند دريچه هاي تازه اي فراروي محققان و علاقمندان تاريخ سياسي و تحليلي قرار
دهد.
يکي از مهمترين و عميق ترين پديده هايي که تاثيرات ماندگاري بر تحولات مربوط به انقلاب مشروطه داشته، رسانه ها به معناي گسترده و کلي آن بوده است.
مروري بر تاريخچه تحولات 400 ساله اخير در سطح جهان بويژه تحولات سياسي و اجتماعي نشان مي دهد که رسانه ها در اکثر قريب به اتفاق آنها نقش آفرين و تحول برانگيز بوده اند. تحولات منتهي به انقلاب کبير فرانسه، جنگ هاي داخلي آمريکا، انقلاب اکتبر روسيه، انقلاب مشروطيت ايران و ... نمونه هايي از نقش آفريني رسانه نگاران و رسانه داران در اين تغيير و تحولات بوده اند.
کارکردهاي رسانه
رسانه ها در معني اعم کارکردها و کارويژه هاي گوناگوني دارند. اولين تعريف از نقشها و کارکردهاي ارتباطات از سوي هارولد لاسول طبقه بندي و سپس از سوي ديگر انديشمندان کامل شد و روي هم رفته مي توان آنها را از چهار بعد اساسي نظارت بر محيط (نقش  خبري) ايجاد و توسعه همبستگي هاي اجتماعي (نقش تشريحي) انتقال ميراث فرهنگي (نقش آموزشي) و ايجاد سرگرمي (نقش تفريحي) تقسيم بندي کرد.
به غير از کارکرد چهارم يعني تفريح و سرگرمي بنظر مي رسد سه کارکرد اول رسانه ها در يک راستا و از يک جنس باشند. از اينرو مشاهده مي شود در مورد يک پديده که رسانه ها نقش آفرين بود اند، تقريبا کمابيش هر سه کارکرد آموزشي، اطلاع رساني و تشريحي موثر بوده اند. لذا بنظر مي رسد براي شناخت ميزان تاثيرگذاري رسانه ها بر تحولات پيراموني نگاهي به اين سه کارکرد مفيد باشد.
مراد از کارکرد اطلاع رساني و خبردهي رسانه ها که در نظر بسياري از مردم مهمترين و ابتدايي ترين نقش رسانه ها است،  به اطلاع رساني همه جانبه، درست و سريع اخبار و اطلاعات به مخاطبان بر مي گردد. از اينرو صاحبان بسياري از رسانه ها، سنتي و مدرن قبل از هر اقدام و کارکردي، ابتدا وظيفه اطلاع رساني بر مخاطبان را براي خود در نظر دارند.در کارکرد تشريحي، رسانه ها با استفاده از تکنيکها و ابزاري که در اختيار دارند در تلاش هستند که زواياي گوناگون و احتمالا نامکشوف پديده ها را براي مخاطبان خود آشکار سازند.
اين کارکرد همچنين به تغيير نگرش و القا يک نوع تفکر خاص به مخاطبان بر مي گردد. در اين کارکرد که ايدئولوژيگ  ترين و سياسي ترين وجه رسانه ها را شامل مي شود و بسياري از انتقادات به رسانه ها به اين کارکرد بر مي گردد، تلاش مي شود که با استفاده از تکنيکهاي رسانه ها از جمله پروپگاندا به دستکاري خبر با هدف القا» و تاثيرگذار خط   مشي صاحبان رسانه ها به مخاطبان پرداخته شود.در کارکرد آموزشي، رسانه ها به علت ثبت و ضبط واقعيتها، مهمترين ابزار جهت انتقال ميراث فرهنگي و اجتماعي جوامع به نسلهاي بعدي  و آموزش ابعاد مختلف جامعه پذيري هستند، از اينرو داراي کارکرد و نقش آموزشي نيز مي شوند.
تعريف رسانه
منظور از رسانه هر نوع ابزار انتقال پيام و معني است به شرطي که داراي حداقل چند نفر مخاطب و تداوم فعاليت باشد. از اينرو و براساس اين برداشت، علاوه بر رسانه هاي مدرن و مکتوب، مي توان بسياري از مجالس سخنراني و مکانهاي ثابت که در آن بطور مداوم جلسات سخنراني و گفتگو برگزار مي شود به عنوان يک رسانه بشمار آورد.همچنين با اين تعريف مي توان تاريخچه بسيار طولاني براي حيات رسانه در طول تاريخ جستجو کرد و مي توان گفت که تقريبا رسانه همزاد زندگي اجتماعي و سياسي بشر بوده است.
با اين تعريف کلي مي توان انواع مختلفي از رسانه ها را شناسايي کرد.
رسانه هاي سنتي (مجالس وعظ، سخنراني، خطابه)
رسانه هاي مکتوب (روزنامه، مجله، بروشور، شبنامه، پوستر، آگهي)
رسانه هاي الکترونيکي (تلگراف، راديو، تلويزيون، ماهواره، اينترنت، خبرگزاري و ...
منظور از رسانه هاي سنتي کليه رسانه هايي هستند که در مجموعه ارتباطات مستقيم قابل شناسايي و تعريف هستندو مي شود گفت کليه ويژگيهايي که براي اين نوع ارتباط متصور است، در اين نوع رسانه ها مي توان مشاهده کرد. ويژگيهايي مانند ارتباط مستقيم و رودر رو با مخاطبان، تاثيرگذاري اندک تکنولوژيها در ساختار و نحوه استفاده از آنها، تاثيرگذاري عميق بر مخاطبان،محدوديت حوزه انتشار و ... به اين ترتيب مي توان گفت رسانه هاي سنتي و کلا ارتباطات سنتي از نظر نوع مواجهه آن با مخاطبان، تاثيرگذاري و دامنه انتشار در مجموع به دوران کهن و حداقل به دوران گذار هر جامعه اي مربوط مي شود و هر چند نمي توان نقش و کارکرد آن در دوران مدرن را نيز انکار کرد، اما قطعا با ظهور و توليد رسانه هاي مدرن در زمان حاضر ديگر نمي توان نقش انحصاري به اين رسانه ها اختصاص داد.اما منظور از رسانه هاي مکتوب، کليه ابزارهاي اطلاع رساني هستند که حداقل عمر آنها به پس از ظهور چاپ مي رسد. مهمترين ويژگي  اين رسانه ها توليد انبوه و دامنه انتشار گسترده آنها است و مهمترين تفاوت آنها با رسانه هاي سنتي، تاثيرگذاري و نقش آفريني تکنولوژي بويژه تکنولوژي چاپ در آن است.رسانه هاي الکترونيکي که در مقطع انقلاب مشروطه تنها يک گونه آن يعني تلگراف اختراع شده بود، کليه رسانه هايي هستند که داراي قابليت ارتباط مستقيم و زنده و نيز سريعتر نسبت به ساير رسانه ها بامخاطبان است. رسانه هاي الکترونيکي نوع جديد و پيشرفته رسانه ها بشمار مي روند و به جز تلگراف که عمر نسبتا طولاني تري دارد، ساير گونه هاي آن عمر کوتاهي دارند. 
جامعه ايران در مقطع رويداد انقلاب مشروطه
علي رغم شتاب تحولات و انقلاب تکنولوژيکي در بخشي از کره خاکي و مشخصا کشورهاي غربي در چند سده اخير، کشور ايران به علت ساختارهاي کهن سنتي و علقه مردم آن به زنجيره اي از ارزشها و هنجارهاي اخلاقي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و ... از جمله جوامعي است که هنوز بطور کامل وارد چرخه اين تحولات نشده است و اصطلاحا يک پاي در سنت و پاي ديگر در مدرنيسم دارد.
در مقطع انقلاب مشروطه يعني درست 100 سال پيش در چنين دوراني، جامعه ايران بيش از امروز وام دار و متاثر از ساختارها و هنجارهاي سنتي و فرهنگي بود، با اين حال فرايندي که کارشناسان از آن بعنوان دوران  گذار از جامعه سنتي به مدرن ياد مي کنند، به تازگي در ايران آغاز شده بود و جامعه آن روز ايران بويژه بخشهاي شهري و دولتي آن در فراز و نشيب آن دست وپا مي زد.
مشروطيت و روشنفکران
يکي از ويژگيهاي ايران دوران مشروطه، ظهور قشر نسبتا وسيع تحصيلکردگاني بود که يا تحصيلکرده مرکز دارالفنون بودند و يا اينکه در غرب تحصيل کرده بودند و بعضا راه و روش و فرهنگ غربيان را پذيرفته و يا حداقل تحت تاثير آن قرار گرفته بودند. اين تحصيلکردگان که تحت تاثير فرهنگ جديد غرب قرار گرفته بودند اصطلاحا روشنفکر خوانده مي شدند.اين روشنفکران يا منور الفکران که پيشينه آنها عمدتا به اوايل حکومت قاجار بر مي گردد، بيشتر خاستگاه اجتماعي ديواني داشتند. آنان نخستين مروجان انديشه هاي غربي در ايران بشمار مي روند. از ميان آنها ميرزا ملکم خان و ميرزا عبدالرحيم طالبوف تا دوران مشروطيت مي زيستند. نشر انديشه هاي آنها که در واقع برگرفته از نظريات سياسي و اجتماعي رايج در باختر زمين بود، بنيان فکري مشروطيت را فراهم آورد. اما پس از اين دو تعداد ديگري از اين روشنفکران با ارائه مباحث نسبتا نو به عرصه سياسي جامعه ايران پا گذاشتند.روشنفکران، نمايندگان و پايه گذاران اصلي انديشه مشروطيت در ايران بودند و تا قبل از آن، انديشه مشروطيت ريشه اي در سنت فکري ايرانيان نداشت و يا اينکه حداقل انديشمندان ايراني پرسشهاي جدي درباره ماهيت جامعه مدني و قدرت سياسي و مناسبات ميان آن دو مطرح نکرده بودند. روشنفکران ايراني با خواندن آثار انديشمندان مغرب زمين با آن گفتمان آشنايي يافتند، هر چند در مجموع کوشش فراواني نيز در جهت بومي سازي اين فرايند نکردند و آنچه که از مشروطه در جامعه آن روز ايران از اين اصطلاح تولد يافت، تنها ترجمه و آن هم از نوع ناقص آن بود.
روشنفکران و مطبوعات
يکي از سوغاتهايي که روشنفکران همراه با تفکرات مشروطه خواهي به ايران آوردند، مطبوعات بود. مطبوعات از پايان سده شانزدهم و آغاز سده هفدهم که چاپ در اروپا گسترش يافت، انتشار مطبوعات نيز رفته ويژگيهاي امروزي خود را بدست آورد، به گونه اي که نخستين روزنامه هاي چاپي اروپا در شمار زياد و با نظم مستمر دوره اي هفتگي از دهه سوم (سده هفدهم) يعني نزديک به دو سده پس از ايجاد صنعت چاپ پديد آمدند.صنعت چاپ بعنوان مادر مطبوعات در سال 1436 ميلادي توسط گوتنبرگ آلماني ساخته شد و نزديک به دويست سال بعد يعني در سال 1018 شمسي و در دوران سلطنت شاه عباس و بدست ارامنه جلفاي اصفهان به ايران وارد شد و با چاپ نخستين کتاب که کتابي مذهبي به زبان ارمني بود، ايرانيان نيز وارد کهکشان گوتنبرگ شدند.اما ورود مطبوعات به ايران برابر با سومين سال فرمانروايي محمدشاه قاجار بود.
روحانيون و مشروطيت
روحانيون شيعه در طول تاريخ بويژه پس از غصب حکومت جانشيني پيامبر اسلام (ص) توسط خلفاي اموي و عباسي و ديگر حکومتها همواره از منتقدان و حتي از معارضان و مخالفان حکومتهاي موجود بودند و هر زماني که شرايط مکاني و زماني ايجاب مي کرد با اين حکومتها درگير مي شدند.روحانيون شيعي ايراني پس از يک دوره همزيستي مسالمت آميز با حکومت شيعي صفوي در دورانهاي بعد بويژه در دوران قاجاري از منتقدان اصلي اين حکومت بشمار مي آمدند، بطوريکه جنبشهايي گوناگوني در جهت سرنگوني و يا حداقل جايگزيني پادشاهان منصف تر و شايسته تر ايجاد کردند که از جمله آنها مي توان به جنبش سراسري تنباکو و بعدها جنبش مشروطه اشاره کرد. روحانيت شيعه در طول تاريخ حافظ سنتهاي ديني و ارزشي جامعه بوده و از هر تحول و تغييري نيز که در چارچوب حفاظت از اين سنتها بوده، حمايت کرده است. روحانيت شيعه در هنگامه انقلاب مشروطه با درک و فهم اين نکته که محدود کردن قدرت شاه، به حفاظت بيشتر از سنتها و ارزشهاي ديني منجر مي شود به طرفداري قاطع از انقلاب مشروطه پرداخت و در اين راه جانفشاني هاي فراواني نيز انجام دادند.البته در اين ميان اندک روحانيوني نيز بودند که بويژه پس از صدور فرمان مشروطيت بر سر تدوين قانون اساسي و متمم آن با گروهي از روشنفکران به جدال پرداختند و در نهايت نيز از صف مشروطه خواهي خارج شدند و خود را مشروعه خواه ناميدند.اما در مجموع روحانيون از اقشار تاثيرگذار و بسيار مهم در هنگام انقلاب مشروطه و قبل و پس از آن بشمار مي روند. خاستگاه آنها سنتهاي ديني و مذهبي جامعه، مخاطبان آنها توده مذهبي و ابزار آنها رسانه ها و مکانهاي سنتي مانند مسجد، حسينيه و منبر است.  
وضعيت رسانه ها در مقطع انقلاب مشروطه
از سه نوع کلي رسانه هاي مورد اشاره يعني رسانه هاي سنتي، مکتوب و الکترونيکي، گونه هايي از دو نوع سنتي و مکتوب در جامعه آن روز ايران قابل مشاهده است. از رسانه هاي مکتوب روزنامه و شبنامه و از رسانه هاي سنتي تقريبا همه انواع آن مورد استفاده نخبگان و انقلابيون قرار مي گرفت و از ميان رسانه هاي الکترونيکي نيز تنها تلگراف بعنوان اولين و پيش زمينه اختراع طيف رسانه هاي الکترونيکي کمابيش مورد استفاده قرار مي گرفت.بستر و زمينه فعاليت هر يک از انواع رسانه هاي سنتي و مکتوب در جامعه آن روز ايران علي رغم برخي همپوشاني ها، تفاوتهايي نيز با هم داشت. بطوريکه بستر فعاليت و تاثيرگذاري رسانه هاي مکتوب و مشخصا روزنامه و شبنامه ها عمدتا در شهرهاي بزرگ و بخشي از شهرهاي کوچک و بخشهايي از دربار و دواير حکومتي بود، اما فعاليت رسانه هاي سنتي در روستاها و شهرهاي کوچک و مکانهايي سنتي و مذهبي چون بازار، مساجد، تکايا، حسينيه ها، کافه ها و ... جريان داشت.
مخاطبان رسانه هاي مکتوب قشر با سواد شهري و دولتي، روشنفکران و انقلابيون فرنگ رفته و با سواد بود، اما مخاطبان رسانه هاي سنتي مردم عمدتا بي سواد روستاها و شهرها و مذهبيوني بودند که براساس آموزه هاي ديني، خود را بيشتر متاثر  از روحانيون و ملاياني مي ديدند که هر روز چندين نوبت در پاي منابر مي آمدند و مردم را وعظ و نصيحت مي کردند. صحنه  گردانان رسانه هاي سنتي مراجع تقليد، روحانيون و افراد موجه مذهبي بودند که براساس اختيار و اقتدار ديني، مردم از آنها حرف شنوي داشتند. اما ليدر و گردانندگان رسانه هاي مکتوب روشنفکران، تحصيلکردگان فرنگ رفته و انقلابيون باسوادي بودند که در سطح شهرها و دواير حکومتي صاحب نفوذ و منصب بودند.
دامنه انتشار رسانه هاي آن دوران نيز تقريبا متفاوت بود. براي مثال در حاليکه دامنه انتشار رسانه هاي سنتي بعلت فقدان تکنولوژي از نظر ميزان برد در همان حد و حدود محلي باقي مي ماند، رسانه هاي مکتوب با توجه به انتشار گسترده و ارسال توليدات و محتواي آن به مناطق مختلف بصورت منطقه اي و ملي تاثيرگذار بودند.اما از نظر ميزان تاثيرگذاري بويژه در سالهاي قبل از انقلاب مشروطه وضعيت متفاوت بود. بدين ترتيب که بعلت اعتبار و اهميتي که گردانندگان رسانه هاي سنتي مانند علما، وعاظ و سخنوران در جامعه داشتند و نيز با توجه به عدم دسترسي اکثريت جامعه از رسانه هاي مکتوب، دامنه و ميزان تاثيرگذاري رسانه هاي سنتي بسيار عميقتر و قابل تاملتر بود. بطوريکه در بسياري از موارد هواداران انقلاب مشروطه با نقل دهان به دهان سخنان علما به انتقال اطلاعات و ديدگاههاي آنها به مردم مي پرداختند. ضمن اينکه نوع مواجهه صاحبان رسانه هاي سنتي با مردم و انتقال کلام و ديدگاههاي خود با استفاده از روايات مذهبي و کليه تکنيکهايي که امروزه اقناع خوانده مي شود، از جمله موارد مهمي بود که باعث تاثيرگذاري بيشتر رسانه هاي سنتي بر مردم مي شد.
رسانه هاي مکتوب
الف - مطبوعات (روزنامه - مجله)
مطبوعات رکن انقلاب مشروطيت و تحولات پس از آن از جمله استبداد صغير و پيروزي دوباره انقلاب مشروطيت بود.
نقل است که اولين روزنامه به سال 1253 هجري قمري يعني 69 سال قبل از انقلاب مشروطه توسط يک منورالفکر ايراني به نام ميرزا صالح شيرازي در تهران انطباع يافت. وي از نخستين ايرانياني است که براي تحصيل به غرب اعزام شده بود. وي در ديار فرنگ با نحوه انتشار و ميزان استقبال مردم از اين جريده ها آگاهي يافت و پس از ورود به کشور محمد شاه را مجاب کرد تا با انتشار جريده کاغذ اخبار موافقت نمايد.پس از انتشار کاغذ اخبار و در طول دوره حکومت محمدشاه در مجموع حدود 36 نشريه ادواري در ايران منتشر شد. در دوره جانشينان وي روند انتشار نشريه کمابيش ادامه يافت، اما در مجموع از نظر کميت و کيفيت تغيير چنداني نداشت. در دوره مظفرالدين شاه حدود 80 نشريه ادواري در داخل و 20 نشريه فارسي زبان در خارج از کشور به چاپ مي رسيدند که البته اين وضعيت تافرمان امضاي قانون مشروطه توسط مظفرالدين شاه کمابيش ثابت بود.در آن زمان جمعيت ايران حدود 10 ميليون نفر و اکثر آنها نيز بيسواد  يا کم سواد بودند. از اينرو شايد انتظار اوليه اين باشد که مطبوعات حداقل در ميان افراد بي سواد نفوذ و مخاطبان زيادي نداشته باشد اما مرور تحولات قبل و بويژه پس از انقلاب مشروطه نشانگر تاثيرگذاري عميق و حتي گسترده مطبوعات بر مخاطبان است.پس از اعلام مشروطيت تيراژ و نفوذ مطبوعات بسيار افزايش پيدا کرد، به گونه اي که بيش از 50 درصد از مجموع 210 روزنامه اي که از سال 1253 قمري تا سالهاي 1325 -6 در داخل و خارج از کشور به زبان فارسي منتشر شده اند، بين سالهاي 26 و 1325 و بعد از مشروطيت بوده است.البته اين افزايش علاوه بر تعداد روزنامه ها در تيراژ آنها نيز موثر بوده است.ادوارد براون در آماري که از مطبوعات آن دوران اعلام کرده، آورده است که تيراژ روزنامه ها پس از انقلاب مشروطيت افزايش قابل ملاحظه اي پيدا کرده است. چنانکه تيراژ روزنامه  مساوات که از جرايد مهم و موثر انقلاب شمرده مي شد به 3 هزار و روزنامه صور اصرافيل به 5 هزار و تعداد نسخ روزنامه مجلس به تدريج از 7 هزار به 10 هزار و تيراژ روزنامه انجمن ملي به 5 هزار نسخه رسيده است.مسعود کوهستاني نژاد محقق مطبوعات نيز در آماري عنوان کرده است در هنگام صدور فرمان مشروطيت (جمادي الثاني 1324 قمري) تنها 20 روزنامه و نشريه در ايران منتشر مي شد، پس از آن و در باقي مانده سال 1324 قمري، 92 نشريه شامل 64 عنوان در تهران، 9 عنوان در اصفهان ، 6 عنوان در تبريز، 4 عنوان در همدان، لاهيجان و اروميه هر کدام دو عنوان و کرمانشاه، شيراز، مشهد، انزلي و شهر ري هر کدام يک عنوان نشريه منتشر مي شد.افزايش تعداد روزنامه هاي در دوران پس از اعلام مشروطه به حدي بود که در مواردي مخالفتهايي با افزايش اين تعداد صورت گرفت. نشريه جام جم در پاسخ به مطلبي با عنوان بابا چه خبر است انتشار اين همه روزنامه براي چيست نوشته بود: کساني که از فوايد جرايد بي خبرند هر روزنامه اي که قدم به دايره انطباعات مي گذرد به لسان سخريه مي گويند بابا چه خبر است اين همه روزنامه براي چيست ديگر خسته شده ايم و ديگري به تقليد او مي گويد ديگر مزه و شور روزنامه را هم در آوردند. هر گاه کسي از فوايد جرايد مطلع باشد هرگز چنين حرفي نخواهد گفت، زيرا آنچه امروزه داريم و آنچه بدست آورده ايم حاصل افکار صحيح حکمايي است که در جرايد منتشر نموده اند و ما خوانديم اگر روزنامه نبود، صد سال ديگر از خواب غفلت بيدار نمي شديم. درست است که حکماي فرنگ پس از هزار سال تجربه دانستند که براي ترقي مملکت هيچ چيز به قدر يک روزنامه آزاد اثر نمي بخشد و بالنتيجه جزو قوانين مملکت آزادي قلم و انطباعات درج گرديد زيرا که ترقي حاصل نخواهد شد مگر به واسطه اجتماع افکار صحيح و افکار صحيح جمع نخواهد شد مگر در اوراق آيد...
محتواي مطبوعات و مندرجات نشريات در اين دوران شامل حجم انبوهي از نامه ها، تلگراف ها و درخواستهاي مردم که از سراسر کشور براي چاپ در جرايد ارسال مي شد و همچنين حجم قابل توجهي اخبار و گزارشهايي که آزادانه در مورد مسائل مختلف سياسي، اجتماعي و فرهنگي کشور تهيه مي شدند، بود. تعداد زياد مقالات کوتاه و بلند در مورد رويدادها و وقايع کشور و نيز حجم قابل توجهي مقالات علمي، هنري و ادبي مي شدند.
از نظر تاثيرگذاري مطبوعات در انقلاب مشروطه نظريه کلي اين است که با توجه به روند اختناق و ديکتاتوري حاکم بر جامعه و دوم انتشار آزادانه مطبوعات نمي توان تاثيرگذاري اصلي در پيروزي انقلاب را به مطبوعات و روزنامه نگاران منتسب کرد، بلکه اين نظريه تاييد مي شود که پيروزي سياسي انقلاب مشروطه در سال 1324  امکان لازم و بستر اصلي را براي تغيير اساسي مطبوعات فراهم کرد. تا قبل از انقلاب مذکور مطبوعات در ايران عموما چيزي جز تعداد نشريات دولتي نبودند، ولي پس از انقلاب، مطبوعات بستري براي اطلاع رساني، انعکاس افکار، و انديشه ها و نقد و بررسي اعمال حکمرانان و مقامات شدند و بسياري از انقلابيون مشروطه خواه تنها وسيله مناسب براي گسترش انقلاب را مطبوعات يافتند، بطوريکه مطبوعات بتدريج توانست نفوذ چشمگير منبر و ديگر رسانه هاي سنتي که تا قبل از انقلاب رسانه هاي اصلي مورد استفاده مردم بودند را تحت الشعاع خود قرار دهند.يکي از دلايلي که موجب شد مطبوعات علي رغم افزايش نيافتن افراد با سواد درجامعه تعداد و تيراژ آنها افزايش پيدا کند، تاسيس و گسترش قرائت خانه ها بود. قرائت خانه مکاني براي عرضه و مطالعه نشريه بود و تاسيس آن در ايران را بايد از ثمرات فرهنگي انقلاب مشروطه عنوان کرد. از جمله قرائت خانه هاي آن دوران مي توان به قرائت خانه خانه ملي (تهران)، قرائت خانه آزاد (بندر لنگه) و قرائت خانه انجمن جاويد (بندرعباس) اشاره کرد.علاوه بر اين پيوند بين کافه و قهوه خانه ها به عنوان مکانهاي عرضه ارتباطات سنتي و قرائت روزنامه ها توسط روشنفکران و باسوادان براي مردم بي سواد از نکات جالب و در عين حال مهم و تاثيرگذار در گسترش و محقق بخشيدن به تحولات پس از انقلاب مشروطه مي توان ياد کرد.با سوادان در اين مکانها با بررسي و تحليل اخبار و گزارشهاي مطبوعات نقش مهمي در تاثيرگذاري و به صحنه کشاندن عامه مردم در روند تحولات انقلاب داشتند و حتي اين مورد را مي توان از ثمرات سياسي و فرهنگي مشروطه در آگاه سازي مردم عنوان کرد.
-2 شبنامه و اعلاميه:
پخش گسترده و تاثيرگذار شبنامه و اعلاميه در سالهاي منتهي به انقلاب مشروطه و پس از آن از پديده هاي نوظهور در نظام ارتباطات رسانه اي کشور بود. ساختار بسته و ديکتاتوري حکومت قاجار از يک طرف و خيزش جنبشها و مقاومتهاي سياسي و اجتماعي مردم و علما بويژه از زمان نهضت تنباکو از طرف ديگر، وضعيت دوگانه اي بيش روي فضاي سياسي و تبليغي انقلابيون و آزاديخواهان کشور قرار داده بود. علاوه بر اين انعکاس اخبار و تحولات نهضت هاي آزاديخواهانه و ضد ديکتاتوري در برخي کشورها در داخل که عمدتا توسط روشنفکران فرنگ رفته به سمع و اطلاع مردم رسانده مي شد، شور و شوق بيشتري براي همراهي داخلي و آگاهي دقيقتر از اين تحولات در ميان برخي از علما، روشنفکران و توده مردم ايجاد کرده بود.اين در حالي بود که ساختار بسته سياسي نظام حاکم بر جامعه علي رغم انتشار مطبوعات دست و با شکسته دولتي، اجازه اطلاع رساني مناسب و تحليل اين رويدادها را به منتقدان داخلي نمي داد.همزمان با گسترش اقدامات براي محدود کردن قدرت شاه و وقوع شورشهاي داخلي، انقلابيون از انواع وسايل ارتباط جمعي آن دوران براي بسيج مردم و جوسازي استفاده کردند. يکي از اين وسايل انتشار و توزيع شبنامه و اعلاميه بطور مخفيانه بود.عمده محتواي شبنامه و اعلاميه ها تحريک و تعليم مردم براي بيان خواسته ها و هشدار و تهديد مخالفين بويژه شخصي شاه و مقامات حکومتي بود.هدف اين تبليغات و تعليمات که دو روي يک سکه بود، تحريک احساسات ملي و مذهبي بود. زيرا گردانندگان اين شبنامه ها به تجربه دريافته بودند که اسطوره ها و سمبل هاي مذهبي براي عامه مردم آشناتر از مثالهاي تاريخي بود و بنابراين تاکيد بر اعتقادات مذهبي بيشتر بود، ولي بطور کلي مشروطه خواهان از خاطره هاي مشترک تاريخي، فرهنگي و هويت ملي نيز استفاده مي کردند.نويسنده و طراح اعلاميه ها و شبنامه ها روشنفکران قلم بدستي بودند که از امکانات رسانه اي آن روز يعني مطبوعات و حتي منبر براي بيان ديدگاههاي خود محروم بودند و از نظر فکري  نيز غالبا افراد تندرو و موافق سرنگوني نظام قاجار و ايجاد حکومت مشروطه بودند.
يکي از اين افراد ميرزا حسن رشديه بنيانگذار مدارس نوين بود. صدرهاشمي مي نويسد که وي خدمت فرنگي را ضميمه خدمت سياسي کرد و به تبليغ افکار آزاديخواهانه پرداخت و بي باکانه اطراف کاخ سلطنتي نيز شبنامه پخش مي کرد و به مبارزه با عين الدوله پرداخت تا حدي که بالاخره همراه با مجدالاسلام به مدت 9 ماه تبعيد شد. اعلاميه ها با توجه به اينکه مخفيانه نگاشته و توزيع مي شد و نويسندگان آنها شناخته نبودند و خطر توقيف نيز آنها را تهديد نمي کرد، نسبت به مقالات روزنامه ها از محتوا و قلم تندتري برخوردار بودند.
ناظم الاسلام در همين خصوص مي نويسد، به واسطه منع جرايد و نطق، ناچار از نوشتن لوايح و اوراق ژلاتيني شدند. اما بدون شک بسياري از اعلاميه ها را روزنامه نگاران مي نوشتند. در يکي از اعلاميه ها از آنها تجليل بسيار شده بود. ارباب جرايد منتشره که همه سفراي غيبه  اند و از براي بيداري فرهنگ پرده جهالت شما مردم به زبان مختلف با شما سخن ها گفته اند و خير و بقاي شما را فرضيه ذمه همت و غيرت خود قرار داده اند و در اين مدت به آواز بلند وظيفه وطينت خود را ادا نموده اند و نام نيک برچهره درخشنده صفحه تاريخ گذارده اند، اما هزار افسوس که هيچ محل اعتنا و اعتبار شماها نشد. البته همه شبنامه و اعلاميه ها با نيت خير و قصد آگاهي و تعليم مردم منتشر نمي شد، بلکه بسيار کساني نيز بودند که از اين فرصت و امکان براي تخريب مخالفان خود با اهداف و نيتهاي مختلف استفاده مي کردند. در مجموع مي توان شبنامه ها را در کنار مطبوعات بعنوان يکي از ارکان ارتباطات مکتوب در ايجاد بستر مناسب براي انقلاب مشروطه و حوادث پس از آن معرفي کرد.
 مطبوعات خارج از کشور 
مطبوعات فارسي زبان خارج از کشور از جمله رسانه  هاي تاثيرگذار در روند تحولات انقلاب مشروطه و قبل از آن بودند.
جالب آنکه اولين روزنامه هاي فارسي زبان نه در ايران بلکه در خارج از ايران و ابتدا در کشور هندوستان منتشر شدند. از علل آن مي توان به گسترش رسمي صنعت چاپ پيش از ايران، رواج زبان فارسي در هندوستان و شيوه حکومت و اداره هند در سده هيجدهم، گسترش نسبي سواد و آموزش و پرورش نسبت به ايران در طبقات بالاي جامعه هند و علاقه انگليسي ها براي گسترش نفوذ خود در هند عنوان کرد. (مولانا، :1358 صص 41 - 44)
با آغاز انتشار روزنامه هاي مستقل فارسي در هند، در اوايل قرن نوزدهم، روزنامه نگاري فارسي شکل جدي تري به خود گرفت. در سال 1810 روزنامه هندوستاني يا اخبار هندوستاني براي نخستين بار به زبان فارسي در کلکته منتشر شد. دومين نشريه فارسي سراسري هند، هفته نامه مرات الاخبار بود که در سال 1822 و 1823 منتشر شد. بعد از هندوستان، روزنامه نگاري به زبان فارسي در گرجستان، ايران و افغانستان نيز پا گرفت. مطبوعات فارسي زبان خارج از کشور از نظر موضعگيري سياسي، در مقطع انقلاب مشروطه عمدتا مخالف حکومت قاجار بودند. زيرا روشنفکران شاغل در اين مطبوعات هر چند بسياري از آنها با بودجه و نظر مثبت حکومت قاجار به فرنگ رفته بودند، اما در آنجا با مشاهده تجربيات و ترقيات جديد غربيان، خواهان رسيدن کشور به اين ترقيات بودند. اين روشنفکران، حکومت داخلي را يکي از موانع اصلي عدم پيشرفت کشور مي ديدند و لذا با انتشار مطبوعات فارسي و ارسال آنها به داخل کشور به مخالفت با حاکمان قاجار و نيز بيدار کردن توده مردم عليه سياستهاي آنها مي پرداختند.
ادامه دارد


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
ورزشي و قلمرو ورزش
سياسي و سياسي خارجي
دريچه هنر
مرز پرگهر
دانش و پژوهش
خبر دانشگاه
آموزش و سنجش
اقتصاد و بازار
گزارش تصويري روز
آگهي هاي روزنامه آفرينش
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته