جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1394/09/05 - روزنامه سراسري صبح ايران(پنجشنبه) نسخه شماره 5150

 يادداشــت 

 نقش «برنامه‌ريزي» در دست‌يابي به موفقيت

زهرا كيان‌بخت

شايد اين جمله را شنيده باشيم که؛ براي کشتي‌هاي بي‌حرکت، موج‌ها تصميم مي‌گيرند. اين جمله کوتاه، بيانگر واقعيت بزرگي است و آن اين که؛ تا زماني که براي روزها و هفته‌هايمان، برنامه و چهارچوب مشخص و منظمي نداشته باشيم، کوچکترين اتفاقها مي‌توانند بزرگترين فرصتهايي را که زمان، هر روز در اختيار ما قرار مي‌دهد؛ از ما بگيرند.

مقايسه بين دو روزي که در يکي از آنها، برنامه‌ريزي مشخص داريم و ديگري را بدون هيچ برنامه خاصي مي‌گذرانيم، مي‌تواند اين موضوع را برايمان عيني‌تر سازد.

تصور کنيم امروز بدون هيچ برنامه از پيش تعيين شده‌اي برايمان آغاز شده است. چه اتفاقي مي‌افتد؟

-از آن جا که هيچ برنامه قبلي را براي امروزمان مشخص نکرده‌ايم، درنتيجه ضرورتي هم براي عجله کردن و به موقع رسيدن به کارها، در خودمان احساس نمي‌کنيم. صبح يک ساعت ديرتر از هميشه بيدار مي‌شويم.

با وجود خواب کافي، احساس خستگي و کسالت داريم و با همين احساس، بعد از صرف صبحانه که وقت زيادي را براي آن مي‌گذاريم، به قصد رفتن به دانشگاه، حرکت مي‌کنيم. در ميانه راه، دوستي با ما تماس مي‌گيرد و از ما مي‌خواهد براي رفتن به خريد، او را همراهي کنيم.

با اين که احساس مي‌کنيم امروز فرصت مناسبي براي اين کار نيست و مي‌شود آن را به زمان ديگري هم موکول کرد، اما چون برنامه خاصي براي خودمان درنظر نگرفته‌ايم درنتيجه لزومي هم نمي‌بينيم که به يک برنامه نانوشته، عمل کنيم.

درخواست دوستمان را مي‌پذيريم و راهمان را از مسير دانشگاه به مقصد ديگري، منحرف مي‌کنيم. بعد از اتمام خريد، ترجيح مي‌دهيم سري هم به کتابخانه دانشگاه بزنيم و کتابي را که لازم است براي يکي از درسها بخوانيم به امانت بگيريم. همان زمان دوستي تماس مي‌گيرد و مدتي طولاني را با او مشغول مکالمه تلفني مي‌شويم. بعد از اتمام گفتگو نگاهي به ساعت انداخته و يادمان مي‌آيد چيزي به پايان ساعت کاري کتابخانه نمانده و به هر حال، به آن نخواهيم رسيد. به همين منوال، زمان مي‌گذرد و شب، به دليل اين که کار و فعاليت مفيد و موثري در راستاي اهدافمان انجام نداده‌ايم، احساس خستگي و کم‌انرژي بودن مي‌کنيم.

حالا تصور کنيم فرداي همين روز را که با يک برنامه از پيش طراحي شده و مشخص، روزمان را آغاز مي‌کنيم. قصد کرده‌ايم صبح، زودتر به دانشگاه برسيم و قبل از شروع کلاس ظهر، چند ساعتي را براي خواندن مباحث مربوط به يکي از درسها صرف کنيم.

به همين دليل، زودتر از هميشه از خواب بيدار مي‌شويم، براي صرف صبحانه، به همان اندازه‌اي که بايد-و نه بيشتر- زمان صرف مي‌کنيم.

سريعتر آماده رفتن به دانشگاه مي‌شويم و خودمان را زود به دانشگاه مي‌رسانيم. تا ظهر، چند تماس تلفني داشته‌ايم که به دليل مشغول بودن به مطالعه، آنها را جواب نداده‌ايم. ظهر بعد از اتمام درس، در قالب چند پيام کوتاه به افرادي که تماس گرفته‌اند اعلام مي‌کنيم که بعدا در فرصت مناسبي با آنها تماس خواهيم گرفت و همه کارها تا شب به همين شکل با زمانبندي مشخص، پيش خواهد رفت... شب، با وجود انجام کار زياد، ابدا احساس خستگي روحي نمي‌کنيم بلکه نوعي شادابي ناشي از مفيد بودن کار و فعاليتهاي روزانه را در خودمان احساس مي‌کنيم.

شادابي روحي‌اي که خستگي جسمي را هم تحت تاثير قرار مي‌دهد و به جاي تقليل انرژي‌ها، نيرو و توان ما را چند برابر مي‌سازد.

ما هر روز، در حال انتخاب بين دو گزينه بالا هستيم. انتخاب گذران روز با برنامه يا بدون برنامه. اين همان مرز مهمي است که افراد کارآمد را از سايرين متمايز و ممتاز مي‌سازد.

مي‌توانيم با نوشتن وظايف و برنامه‌ها قبل از شروع هر هفته و مرور فعاليتهايي که فرداي هر روز بايد انجام دهيم، از به هدر رفتن زمان و انرژي‌هاي‌مان جلوگيري کنيم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته