جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1395/10/11 - روزنامه سراسري صبح ايران (شنبه) نسخه شماره 5455

 دکتر جاسبي در ششمين دوره جشنواره تجليل از تلاشگران کيفيّت ،
 نخبگان و مديران طرحي نو در اندازند و طعم کيفيت را به جامعه بازگردانند 

 با نام و ياد او که بي انتهاست

اَلَّذِي خَلَقَ المَوتَ وَ الحَيَوهَ لِيَبلُوَکُم أيُّکُم أحسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ العَزيزََُ الغَفُور

(سوره مُلک - آيه 2)

روي جانان طلبي،آينه را قابل ساز

ورنه هرگز گل و نسرين ندمدزآهن وروي

گوش بُگشاي که بلبل به فغان مي گويد

خواجه تقصير مَفَرما، گل توفيق ببوي

(حافظ)

در باب کيفيت موارد بسياري گفته و صحبت‌هاي فراواني شده که هر کدام تلاشي براي تسخير اين واژه بوده است تا ادراک آن ميسر و البته دست‌يافتني شود. دست‌يافتني از حيث مديراني که مي‌کوشند اين دست‌آوردها را اسير اندازه‌ها و ارزيابي‌ها کنند تا بر آن مديريت نمايند. لذا کيفيت سويه‌ها و نمادهاي متفاوتي دارد ليکن فراتر از هر نظام استاندارد و يکسان شده‌اي کيفيت تصويرگر اوج جمال است که مناظر و ادراک آدمي در آن دخل و تصرف دارد.

پيشتر در اين باب سخن گفته‌ايم ليکن قصد آن دارم تا دغدغه‌اي که ديريست دل‌مشغول آنم و چنديست به برون يافت آن مي‌انديشم با شما در ميان بگذارم.

کيفيت‌ فراتر از همه تعاريف و شاخص‌ها حسي است که در مواجهه با پديده‌ها در ما شکل مي‌گيرد و ميلي است که بد را پس مي‌زند و نيکو را طلب مي‌کند. خطر آن زمان جامعه را تهديد مي‌کند که اين حس جمال و کمال‌خواهي به هر دليلي از ميان برود و سطح ادراک به حداقل‌ها ميل و بسنده کند.

کُشتن و مُردن که بر نقش تنست

چون انار و سيب را بِشکستن است

آنچ شيرين است او شد نار دانک

وانک پوسيده ست نبوَد غير بانک

آنچ با معني است خود پيدا شود

وآنچ پوسيده ست او رسوا شود (مولانا)

جامعه‌اي که توان تميز و تشخيص خوب و بد را از دست دهد بي‌ترديد در بستر زمان از جنب و جوش افتاده به بيراهه مي‌رود و در شهري چنين، شهروندانش يک به يک در کمند بي‌کيفيتي سقوط مي‌کنند. بازتاب و نشان چنين خطري را مي‌توان در زندگي روزمره يافت آنجا که خوب شنيدن و خوب ديدن را فراموش مي‌کنيم و تفاوت ميان نواي نيک و بد را نمي‌آموزيم. هر موسيقي بَدآهنگ، هر تصوير مخدوش، هر متن سخيف و فرآورده بي‌کيفيتي را جذب و هضم مي‌کنيم بي‌آنکه بينديشيم اين همه، جسم و جان ما را با کدام معيار طراز مي‌کند؟ غذاي با کيفيت، ترنم دل‌انگيز و بهجت افزا، تن‌پوش خوش رنگ و فرم، سخن به صلابت و سلامت گفتن و بسياري ديگر نشانه‌هايي است که متوسط جامعه را مي‌توان مصداق قرار داد و نشان کيفيت را در جامعه از اين طريق جُست. وقتي فرودستان طعم کيفيت را نمي‌يابند خطر آغاز مي‌شود، و با غلطيدن متوسط جامعه به خطا زنگ‌ها به صدا در مي‌آيد و بحراني فراگير و سقوطي عظيم چشم انتظار جامعه‌اي است که نخبگان و برگزيدگانش در اين سراشيب افتاده و حس‌ها و ادراکشان جمال و کمال را از سخيف و ضعيف تمييز نمي‌دهند.

جان بي‌معني در اين تن بي خلاف

هست همچون تيغ چوبين در غلاف (مولانا)

نگاهي به آنچه در بطن و متن جامعه امروز ما مي‌گذرد مؤيد آن است که انتظارات ما که محصولات و خدمات را تابع اراده خود مي‌کند به شکل غم‌افزايي ميل به سقوط دارد. محصولات صنعت ما، خدمات بيمارستان‌ها، نظام آموزش، موسيقي و هنر، همه و همه در مسيري تکاملي به قصد تطبيق با ميل و خواست جامعه‌اي پيش‌رونده نيست که اگر نواهاي دل‌انگيز و يا محصولي خوش‌آهنگ يافت مي‌شودمجموع تک مضراب‌هايي است از تک‌نوازهاي عاشقي که هنوز در مرداب تعفن کج‌سليقگي‌ها فرو نرفته‌اند و خارج از عرف جامعه مي‌نوازند. اين قصه پر غصه گرچه تأثير خود را در سليقه‌ها و رفتار‌هاي سياسي بي‌هيچ ترديدي مي‌گذارد ليکن نبايد و نمي‌تواند خود بازيچه سياست باشد و همه از هر تبار و دسته و باور و آييني اگر دل به اين سرزمين دارند و يا باور به "جهان زيستي خوش رنگ" مي‌بايست همت کرده در اين راه بکوشند. اين وظيفه ايست براي همه و هيچکس، که نه وزارتي دارد و نه سامانه و سازماني و امريست از جنس دغدغه فردي و عمومي و راهي ندارد جز تدبير و تلاش براي خلق کيفيت، خلق زيبايي و خلق بهترين‌ها تا پست‌ها ديده شوند و پيرايش گردند.

تو مگو همه به جنگندو ز صلح من چه آيد

تو يکي ني اي، هزاري، توچراغِ خود برافروز

که يکي چراغِ روشن، زهزار مُرده بهتـــــــر که بِه است يک قدِ خوش زهزار قامت کــوز

(مولانا)

استمرار وثبات، خود امر مبارکي است و اين توفيق عظيمي است که در ششمين نشست کيفيت قرار داريم ليکن اگر اين نشست‌ها کلاف اداري مکرر شود در انتهاي بازي و رسيدن به خط پايان، نه راه به جايي مي‌برد و نه گره‌اي از کيفيت رو به زوال اين مرز و بوم مي‌گشايد. ما به گسترش و بومي‌سازي کيفيت به معناي فراخ آن مي‌انديشيم. همه تلاش يکساله و تدبير جمعي ما بيرون آوردن چنين محصول و حصول به چنين رسالتي است.

در اينجا بزرگاني منتخب و تقدير شدند و مي‌شوند تا ادراک ما را از کيفيت غني سازند که ترويج وتبليغ آن بخش جدي و جدايي‌ناپذير اين جد و جهد است. اگر با مشک نشينيم به طعم او شاخص خوش را مي‌سنجيم و اگر به بيغوله عادت کنيم بوي مردار آزارمان نمي‌دهد.هنرمندان، نخبگان، مديران، مردان رسانه و اساتيد عزيز اين مرز و بوم بايد طرحي نو دراندازند و طعم و مزه و اراده و تمناي کيفيت را به جامعه بازگردانند.آنچه در شهر ما مي‌گذرد نه در شأن ما ، نه هم طراز تاريخ ما و نه هم کُفو منزلت باورهاي ديني ماست. اين روزها بيماريم و در غفلت از بيماري. وقتي بي‌کيفيتي زندگي را در مي‌نوردد و وارد حريم شخصي و فردي ما مي شود، بايد چاره‌اي انديشيد. ما خواهيم مُرد بدون کيفيت، و زندگيِ بدون کيفيت نشان از آن است که مُرده‌ايم و از مرگ خود بي‌خبر. هوا، آب، غذا و زندگي آلوده تنها بخش پيش‌رو و ملموس اين فرو غلطيدن است. پيش از غرقه‌ شدن بايد چنگ زد به هر اميدي و نجات يافت.

اي غنچه تابيده چو نرگس نگران خيز

کاشانه ما رفت به تاراج غَمان خيز

از ناله مرغ چمن از بانک اذان خيــــــــــز از گرمي هنگامه آتش نفسان خيـز

ازخواب گران، خواب گران، خواب گران خيز از خواب گران خيــــــــــــــز

(اقبال لاهوري)

موسيقي خوش‌آهنگ با اشعاري نيکو بايد زمزمه مردم باشد و رنگ‌ها نوازشگر چشم‌هاي نيمه‌ باز صبحگاهي. رسانه‌ها عادت‌ها را ترفيع دهند و انتظاري برتر ايجاد کنند. بکوشيم، اراده کنيم و اميد را به خانه‌ها بياوريم. کيفيت را در خون جامعه تزريق کنيم و جز آن را پيرايش و ويرايش کنيم.

کوي نوميدي مرو، اميدهاست

سوي تاريکي مرو، خورشيدهاست (مولانا)

به اميـد آن روز


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته