جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1396/04/26 - روزنامه سراسري صبح ايران (دوشنبه) نسخه شماره 5602

 سرمقاله 

جنايت و بازتوليد خشم در ميان مردم

آذر فخري

حادثه دلخراش تجاوز و قتل، به خصوص زماني که قرباني يک کودک معصوم ، ضعيف و بي دفاع است، احساسات تمام افراد جامعه را جريحه دار مي کند. اين نوع حوادث معمولا چنان احساس خشم و انزجاري در افراد برمي انگيزد که هر آن انتظار واکنشي آني و خشن از آنها مي رود. هم چنان که در مورد جنايت پارس آباد چنين شد و هم شهريان قرباني، واکنش هاي هيجاني شديدي از خود بروز دادند. اما متاسفانه اين خشم و هيجانات، به همان نسبت که آني الساعه هستند، زود هم فرو مي نشينند و پس از چند روز در محاق فراموشي فرو مي روند تا حادثه اي ديگر و انفجار خبري ديگر. آن چه در اينجا مي خواهم از آن سخن بگويم نقش رسانه در ايجاد هيجانات است. رسانه معمولا در توليد احساسات و هيجانات مثبت و منفي نقش بسيار موثري دارد ، اما در کنترل و هدايت آن در مسير صحيح معمولا يا غايب است يا ناتوان. متاسفانه « خشم » و سرريز آن درجامعه ي ما از آن دست هيجاناتي است که هيچ روش تربيتي در مورد کنترل آن به مردم آموزش داده نشده است. کافي است يک روز در خيابان هاي شهر قدم بزنيد يا رانندگي کنيد تا با انواع سرريز خشم هاي کنترل نشده، مواجه شويد. مردمي که با يک تنه ، يا به يک به هم خوردن صف، با يک بوق به جا يا نا به جا، با يک سبقت گرفتن يا توقف موقت ، از کوره درمي روند و همچون آذرخشي بر سر يکديگر فرود مي آيند. ما اين انبار باروت را از کي و از کجا در درون خود ذخيره کرده ايم. چرا در جايي که هر کدام از ما مي توانيم به مراجعه به قانون و مصاديق اجرايي آن، مشکل خود با يکديگر را حل کنيم، خودمان بي محابا وارد ميدان مي شويم و در اين ميان، قانون و مجري آن آخرين فردي است که در کارزار خشم و ستيز حاضر مي شود؟ آيا نه اين است که رسيدگي قانوني به پرونده ها و شکايات به شدت آهسته و بطئي پيش مي رود و روند پي گيري مطالبات قانوني چنان وقت گير و کلافه کننده است که بسياري ترجيح مي دهند خود در همان دم قانونِ خود را اعمال کنند و حتي حاضرند عواقب آن را نيز بر عهده گيرند؟ اين گونه حداقل احساس مي کنند حکمي را که بايسته و لازم ديده اند، اجرا کنند. بياييد بپذيريم که روش هاي اجراي قانون توسط مراجع و مجريان قانون به شدت کند است و در طي ساليان اخير، به شدت به سوي شخصي و سليقه اي شدگي سوق پيدا کرده است. در جامعه اي که قانون به جاي ضابطه از روابط تغذيه مي کند، حتما با توليد و سرريز خشم به گونه اي ناهنجار مواجه مي شويم. خشمي که از يک سو خود را به صورت جبراني در تخليه بر روي ديگران و آزار روحي و رواني همشهريان ، نشان مي دهد و در جايي به شکل انتقام گيري هايي به روش هاي قرون وسطايي. کافي است با مراجعه به شيکه هاي مجازي و خواندن واکنش هاي مردم در مورد نحوه ي مقابله به اين حادثه ، ببينيم که چگونه خشم و انتقام مدام در حال بازتوليد خود است. و در روند اين بازتوليد، جاي جاني و قرباني مدام در حال عوض شدن است، و آن چنان که وزير بهداشت نيز در توئيت خود ابراز داشته، اين گونه حوادث نيازمند يک آسيب شناسي وسيع اجتماعي – رواني است ولازم است که ريشه ي چنين آسيب هايي شناسايي شده و مورد بررسي و درمان قرار گيرند؛ چرا که در رويکردهاي اخير اجتماعي روش هاي ابراز خشم و انتقام از فردي به فرد ديگر منتقل مي شود، بي آن که کسي يا مرجعي توان يا اراده ي هدايت آن را داشته باشد.

a.f.far99@gmail.com


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته