جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1396/08/24 - روزنامه سراسري صبح ايران (چهارشنبه) نسخه شماره 5700

 سرمقاله 

از دست دادن "وقت طلايي در بحران"

حميدرضا عسگري

کشورما اگرچه به لحاظ طبيعي محاسن و منافع بسياري در دل نهفته دارد، اما بزرگترين و خطرات طبيعي را نيز درخود جاي داده است. به سبب قرار داشتن ايران برروي بزرگترين گسل فعال زلزله و طبع گرم و خشک آن، بروز بلايايي همچون زمين لرزه و سيل را بايد امري طبيعي و جدي قلمداد کرد. لذا طي دهه هاي گذشته بارها تجارب تلخي از تلفات و فجايع اين چنيني داشته ايم. اما افسوس که هيچ کدام از اين اتفاقات درس عبرتي براي ما نشده تا در اصلاح سبک مديريت پس از بحران برآييم .

قاعدتاً پيشگيري يا پيش بيني زلزله در زمان حال امري غيرممکن است، اما مديريت حادثه مي تواند ميزان خسارات و تلفات را به شکل چشم گيري بکاهد. امروز کشور ژاپن پا را از اين مديريت بحران فراتر گذاشته و در مسير مديريت زندگي مردم با زلزله گام برداشته است.
ژاپني ها پذيرفته اند که محل زندگيشان زلزله خيز است و راهي براي فرار از آن نيست، لذا سبک زندگي خود را به گونه اي ترتيب دادند که بتوانند در کنار اين بلاي طبيعي زندگي عادي داشته باشند. لذا بارها در صحنه هاي متعدد ديده ايم که افراد درحال وقوع زلزله بدون هيچ هيجاني به کار خود ادامه مي دهند و يا با خونسردي درجايي امن پناه مي گيرند.

همانطور که گفته شد ژاپني ها گامي بلندتر از مديريت بحران برداشته اند، اما توقع ما از مسئولان اين است که حداقل در مديريت بحران پس از حادثه توان کشور را بالاببرند. چرا بايد غافلگيري هاي مداوم تلفات جاني و مالي برما وارد سازد. علم و فناوري امروز مناطق و مراکز زلزله خيز را در سطح کره زمين مشخص کرده است. چرا و به چه دليل نبايد کشور ما همواره براي وقوع زلزله و يا سيل و ديگر مخاطرات طبيعي آماده باشد.

اين گزافه نيست که ما به سبب عدم مديريت بحران سريع پس از حادثه ميزان تلفات جاني و مالي را بالا مي بريم. هشت ساعت اوليه پس از حادثه به عنوان "زمان طلايي" محسوب مي شود که اگر امکانات و تجهيزات لازم تدارک ديده شده باشد، با آواربرداري سريع مي توان مصدومان زير آوار را ازمرگ نجات داد. درهشت ساعت طلايي دوم بايد ساماندهي و اسکان حادثه ديدگان به صورت پيش بيني شده انجام گيرد و مانع از هرج و مرج ناشي از شوک بعد از حادثه شد. درهشت ساعت طلايي سوم بايد با داشتن آمار تلفات و بانک اطلاعاتي جامع از ميدان حادثه، زمينه را براي فراهم سازي زيرساخت هاي شهري همچون آب و برق و گاز فراهم کرد تا علاوه بر بحران وارد شده در محل حادثه، شاهد اختلال در زندگي عادي مردم نباشيم و هرچه سريعتر شرايط را به وضعيت سفيد رساند.

اما افسوس که مديريت بحران ما به گونه اي است که اهميتي به اين هشت ساعت هاي طلايي داده نمي شود و هفته ها زمان لازم داريم تا شرايط را به پايلوت اوليه بازگردانيم، حال بماند که سال ها طول مي کشد تا خرابي هاي آن را آباد کنيم. اين ابهام براي عموم مردم وجود دارد که اين همه ستاد و نهاد تشکيل شده تحت عنوان مديريت بحران و امداد، پيشگيري از بلاياي طبيعي، پدافند غيرعامل و ... چه برنامه و تدارکي براي مواقع بحراني در نظر مي گيرند. پس اختصاص بودجه به اين ارگان ها و نهادها صرف چه اموري مي شود. چه ترتيباتي اتخاذ مي کنند که در هر حادثه اين چنيني مردم ما از داشتن خوراک و پوشاک مناسب در روزهاي ابتدايي بحران محرومند و در آخر نيز با درخواست از مردم جامعه براي آنها چادر و پتو، لوازم گرمايشي، کنسرو، آب و... فراهم مي کنيم. 

واقعا براي کشور ما زشت است که نيروهاي امدادي معطل دستگاه هاي برش و لودر باشند تا مصدومان را از زيرآوارنجات دهند! آيا خريد چند صد دستگاه برش و يا تهيه چند صد دستگاه ماشين سنگين و لودرهاي چندکاره هزينه سنگيني است که دولت و ديگر نهادهاي مربوطه توان فراهم سازي آن را ندارند؟! پس بودجه هاي مديريت بحران صرف چه اموري مي شود؟!

عقل حکم مي کند درکشوري زلزله خيز همچون ايران در چهار يا پنج نقطه از کشور مراکز مديريت بحران با قواي کامل تشکيل شود و اقلام اوليه مورد نيز حوادث اين چنيني در آنها دپو گردد تا زمان وقوع حادثه در نقاط مختلف کشور، امکانات لازم بدون فوت وقت به محل حادثه اعزام گردد. به نظر نمي رسد اين مسئله نياز به مديريتي پيچيده داشته باشد، بلکه کافي است تا دستگاه ها و نهادهايي که تحت عنوان مديريت بحران، موازي کاري مي کنند چه به صورت جمعي و يا جداگانه تدابير لازم براي اين حوادث را در نظر بگيرند.

ديدن صحنه هايي که مردم از نداشتن آب و غذا و پتو و لوازم گرمايشي در اين سرما گلايه مي کردند جاي تاسف دارد. ديدن صحنه اي که اهل خانواده اي به سرزنان و با دست خالي آوار را جا به جا مي کردند تا اقوام خود را از زير آوار نجات دهند و با چشم گريان از نبود دستگاه هاي برش و بيل هاي مکانيکي گلايه داشتند، بايد مسئولان مربوطه را به تامل وادارد تا بلکه فکري اساسي براي اين سبک مديريت بحران غير اصولي بکنند.

hamidasgari2020@yahoo.com


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته