جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1396/10/09 - روزنامه سراسري صبح ايران (شنبه) نسخه شماره 5734

 يك نكته از هزاران 

 ضرب و شتم فرهنگ!

يكي از اخبار عجيبي كه اين روزها در فضاي رسانه‌اي منتشر شد، خبر ضرب و شتم خانم آموزگاري بود كه در مدرسه ابتدايي دخترانه در يکي از روستاهاي سرو در منطقه صوماي برادوست اروميه مشغول به كار است. در اين خبر، عنوان شده پدر يكي از دانش‌آموزان، به دليل اينكه معلم، جاي فرزندش را در كلاس درس، تغيير داده، او را با كوله‌پشتي فرزندش مورد حمله و ضرب و شتم قرار داده است! درنهايت، اين پدر، مجبور به عذرخواهي در برابر مدير، رئيس انجمن اوليا و مربيان و رئيس شوراي روستا شده و تعهد كتبي داده كه ديگر، چنين كاري از او سر نزند! پيرو اين مطلب، آموزش و پرورش منطقه هم اطلاعيه‌اي صادر كرده مبني بر اينكه بعد از بررسي موضوع، از طريق مراجع ذيصلاح براي احقاق حق معلم، اقدام خواهد كرد.

اما مسأله‌اي كه در حاشيه اين خبر، خوب است مورد توجه قرار گيرد، بحث شأن و منزلت اجتماعي معلمان است كه هر چند پيش‎ترها، در كشور ما هم، وضعيت خوبي داشته، اما ظاهرا هر چه زمان، بيشتر گذشته، از قدر و منزلت مرتبه معلمي كاسته شده است.

اين، در حالي است كه در بسياري از كشورهاي موفق در عرصه آموزش، معلمي جزء حرفه‌هاي پردرآمد و باپرستيژ بالا محسوب مي‌شود و معلمان، نه فقط از درآمد بالا، بلكه از جايگاه اجتماعي خوبي نيز برخوردارند. مقايسه‌اي بين وضعيت معيشتي، منزلتي و كاري آموزگاران در برخي كشورها نظير ژاپن، آلمان، كره جنوبي و... با ايران، مي‌تواند گوياي ضعف‌هايي باشد كه در كشور ما در اين زمينه وجود دارد. وقتي آموزش، كليدي‌ترين و پراهميت‌ترين حيطه قابل سرمايه‌گذاري در يك كشور باشد، بديهي است كه وضعيت رفاهي و جايگاه اجتماعي معلمان در آن نيز متفاوت باشد.

در اين كشورها، اعتبار و بودجه قابل توجهي به امر آموزش اختصاص پيدا مي‌كند، از معلمان انتظار مي‌رود خمود و بي‌حركت نباشند و مهارتها، دانسته‌ها و شيوه تدريس خود را مدام تقويت كنند. در قبال اين تلاشها نيز، معلمان از مزايا و منزلت اجتماعي بالايي بهره‌مند مي‌شوند. اما در كشور ما، آموزش و مدارس، اهميت لازم را ندارند، بودجه، اعتبارات و امكانات مربوط به اين حوزه نيز، تعريفي ندارد. اطلاعات و سطح مهارتي معلمان، به‌روزسازي نمي‌شود و در مقابل، حقوق مكفي نيز به معلمان تعلق نمي‌گيرد. حال، بماند كه در چنين وضعيتي، خروجي‌ها و نتيجه‌اي كه مي‌گيريم چه كيفيتي دارد.

به هر حال، ما نيازمند آنيم كه با الگوگيري از مدلهاي موفق آموزش در كشورهاي مختلف، و توجه به شأن و اعتباري كه آنها براي قشر آموزگار خود قائل‌اند، مانع از تكرار اتفاقاتي نظير ضرب و شتم معلمان در محل كارشان، شويم! و اهميت واقعي‌اي كه اين شغل در رشد جامعه دارد را، به آن بازگردانيم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانستني ها
پزشكي
استانها
انرژي
اقتصادي
اجتماعي
هنري
ورزشي
آگهي
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته