جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1396/11/24 - روزنامه سراسري صبح ايران (سه شنبه) نسخه شماره 5771

 سرمقاله 

در پشت "حباب قيمت ها" چه مي گذرد؟!

حميدرضا عسگري

"حباب قيمت ها" اصطلاحي است که مسئولان ما معمولاً در قبال ناتواني هاي مديريتي در کنترل و نظارت بر بازار به کار مي برند. جالب تراينجاست که اين حباب ها در اقتصاد ما تبديل به دامنه سفت و سختي مي شوند که رشد فزاينده قيمت ها را تضمين مي کنند.

طي يک دهه گذشته به کررات مشاهده کرديم که مسئولان اجرايي و اقتصادي کشور خواسته يا ناخواسته رشد فزاينده نرخ ارز را مشاهده کرده و صرفاً با حباب دانستن قيمت ها بهانه اي براي فرار از زير بار مسئوليت فراهم کردند. اما اين حباب ها آنچنان بر زندگي و معيشت مردم تاثير گذار بوده که بايد طبقه اي بسيار پايين تر از خط فقر براي آنها ترسيم نمود.

امروز دلار در چند قدمي 5 هزارتومان قرار دارد و مسئولان ما همچنان مردم را توصيه مي کنند تا سرمايه هاي خود را وارد اين بازار نکنند، چرا که قيمت دلار حباب است و با پايين آمدن آن ضرر خواهند کرد!.قصد نيت خواني درمورد عملکرد دولت هاي قبلي و کنوني پيرامون جذب نقدينگي و تامين هزينه ها و کمبودهاي جاري بودجه با افزايش قيمت دلار را نداريم. اما انتقادات جدي نسبت به نوع تصميم دولت در افزايش نرخ ارز مبادله اي وجود دارد که همراه با نرخ ارز آزاد رشد کرده و ديگر تفاوت چنداني با آن ندارد.

اساس ايجاد ارز مبادله اي، تخصيص آن جهت تامين کالاها و نيازهاي اوليه مردم بوده است. به عبارت ديگر قيمت ارز مبادله اي به صورت کنترلي در دست دولت مي باشد و هيچ ارتباطي با نوسانات بازار ندارد. بازار ارز محلي براي سودجويي و يا سرمايه گذاري سودآور براي کساني است که سرمايه راکد و اضافي دارند.

اما اکثريت مابقي جامعه که دغدغه معيشت و درد نان دارند ناخواسته پاسوز افزايش قيمت ارز شده و هزينه زندگي آنها بالا رفته و به دنبال آن قدرت خريدشان روند نزولي گرفته است. مشخص نيست دولت چرا براي تامين نيازهاي اوليه مردم و فراهم سازي حداقل هاي معيشتي آنها اولويتي قائل نشده و روند صعودي ارز مبادله اي را ادامه مي دهد.

وعده هاي تنظيم بازار و تامين مايحتاج نيز يکي پس ديگري همچون برف آب مي شود و ديگر اثري از آن نيست. همين چند وقت پيش بود که دولت درمورد وضعيت کاغذ درکشور وعده ورود و ثبت سفارشات کاغذ با ارز مبادله اي را داد. البته بخشي از سفارشات کاغذ با ارز مبادله اي وارد مي شود اما اين ارز تفاوت چنداني با ارز آزاد ندارد و قيمت تمام شده کاغذ با احتساب هزينه هاي جانبي بسيار فراتر از قيمت ارز آزاد مي شود.

اين مسائل را بايد به کدام معيار و مصداق قضاوت کرد. آيا بايد گفت که دولت از عمد قيمت ارز را افزايش داده تا از يکسو نقدينگي در دست مردم را جمع کند و کمبود هزينه ها را جبران نمايد. يا بايد اذعان داشت که ناتواني از کنترل و نظارت بر بازار عامل اين بي ثباتي ها گرديده است. شايد هم بايد بر دست هاي مافيايي و پشت پرده صحه گذاشت و پذيرفت که انحصار بسياري از اقلام و کالاهاي مختلف براي برخي اشخاص و گروه ها، عامل گراني و بي ثباتي در بازار است.

اما آنچه واقعيت دارد نگراني و نارضايتي جامعه از چنين وضعيتي است. دولت به عنوان متولي امور اجرايي بايد پاسخگو و مسئوليت پذير باشد. رئيس جمهوري در صحبت هاي خود ميزان درآمدهاي ارزي را نسبت مخارج آن بيشتر عنوان مي کند، اما در حيطه عمل خلاف اين گفته ها مشاهده مي شود.

اگر درآمدهاي ارزي کفاف نيازها را مي دهد پس اين همه نابساماني بازار ارز چيست. اگر بازار ارز آزاد دستخوش سوداگري شده و قيمت ها حباب است، پس چرا ارز مبادله اي را تامرز قيمت آزاد مدام افزايش داده مي شود. اگر مخارج کشور بيشتر از درآمدهاي ارزي است چرا برنامه اي براي کنترل و نظارت بر قيمت هاي ارز صورت نمي گيرد و دولت نظاره گر و همراهي کننده افزايش قيمت هاست.

hamidasgari2020@yahoo.com


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
انرژي
پزشكي
اقتصادي
استانها
ورزشي
آگهي
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته