جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1398/09/28 - روزنامه سراسري صبح ايران(پنجشنبه) نسخه شماره 6285

 سرمقاله 

تفاوت در تعيين اولويت ميان " قدرت و خدمت"

حميدرضا عسگري

خواندن اخبار و تحولات سياسي در اقصي نقاط جهان و به خصوص در کشورهايي که دموکراسي را به معناي واقعي اجرا مي کنند، از يکسو مايه تعجب است و از سوي ديگر مايه افسوس! خبرهاي مربوط به "حکومت زنانه در فنلاند" بدون نگاه جنسيتي يا فمينيستي، داراي نکات تامل برانگيزي است که براي سياسيون ما يا آنها که داعيه "خدمت به ملت" دارند، عبرت آميز است.

اينکه يک حکومت تمام زنانه تشکيل شده و دست برتر در قوه مقننه و اجرايي به دست بانوان افتاده خود نمايي از شفافيت "جامعه شيشه اي" است که درآن تمام افراد جامعه مي توانند خود را در هر جايگاهي که لياقتش را دارند قرار دهند و خبري از لايه ها و دست ها و رانت هاي پنهان نيست.

نکته ديگر که قابل تامل است سن و سال نخست وزير جديد فنلاند است که تنها 34 سال دارد و عهده دار کابينه يکي از کشوري شده است که در آن رفاه اجتماعي و دموکراسي از اولويت هاي انتخاب براي مردم است.

معمولاً کشورهايي که در رتبه هاي بالاي رضايت عمومي قرار دارند، وظيفه دولت ها سخت تر است، چرا که با کوچکترين افت و خيز اقتصادي يا سياسي و اجتماعي، جامعه با ابزارهاي قانوني فشارحداکثري بر مسئولان وارد مي کنند. اين را گوشزد کرديم که بحث نداشتن تجربه و جوان بودن بهانه اي براي عدم فرصت دهي به جوانان تلقي نگردد.

وقتي يک جوان 34 ساله بتواند از پايين ترين رده هاي فعاليت سياسي به بالاترين جايگاه اجرايي يک کشور برسد، نشان از باز بودن مسير رشد و شايسته سالاري در آن جامعه است. درچنين جامعه اي شاهد، حضور افراد نالايق، بي سواد و بي مهارت نسبت به جايگاه و وظايف مشخصه نيستيم. فيلترهاي گزينيش فعالند اما ملاک صلاحيت افراد را بر توان و دانش آنها مي گذارند تا بتوانند به کشور و ملت خدمت کنند.

سئوال جالبتر اينجاست که مگر فنلاند سياستمداران کارکشته و حداقل باتجربه تر ويا با سن وسال دار تر از اين خانم جوان نداشت که وي عهده دار حکومت گردد؟! پاسخ اين سئوال دو موضوع را روشن مي کند.

اول اينکه فعاليت حزبي اينجا خود را به رخ مي کشد، و مردم با دادن اختيارات به احزاب مسئوليت هاي مختلف را تقسيم مي کنند.

دوم اينکه نشان دهنده اين است که سياستمداران و رقبا در احزاب ديگر براي "خدمت رساني به خلق" خود را به آب و آتش نمي زنند و در جريان يک سيستم قانوني به فعاليت خود مي پردازند.

قصد ورود به ديگر تفاوت و ابهامات در مقايسه عملکردها در اين مقال نيست چرا که عملاً براي تجزيه و تحليل عملکردها بايد خود را با همطرازان و همرديفان سنجيد. اما حداقل مي توان از تحولات در ديگر جوامع درس گرفت و قدري در احوالات اين سال ها و اين روزهاي کشورمان تامل کرد.

واقعاً معيارهاي خدمت و رسيدن به قدرت در کشورما چيست؟! آيا معيارهاي و ملاک ها تغيير کرده است و يا تشنگان خدمت جاي خود را به شيفتگان قدرت داده اند؟! هر آنچه هست بايد قبول کرد که برخي ارزش هاي اخلاقي سال هاست که رخت بربسته است...

hamidasgari2020@yahoo.com


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
انرژي
پزشكي
اقتصادي
استانها
ورزشي
آگهي
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته