جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1387/05/05 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران(شنبه) نسخه شماره 3097

 گل گشت  

اردبيل
استان اردبيل در شمال غربي فلات ايران، با بيش از 18 هزار و 50 کيلومتر مربع، يک درصد مساحت کل کشور را تشکيل مي دهد. اين استان از شمال به رود ارس ، دشت مغان و بالها رود در جمهوري آذربايجان، از شرق به رشته کوههاي طالش و بغرو در استان گيلان ، از جنوب به رشته کوه ها، دره ها و جلگه هاي به هم پيوسته استان زنجان و از غرب به استان آذربايجان شرقي محدود است .
چهار شهرستان اين استان در طول 282/5 کيلومتر با جمهوري آذربايجان هم مرز هستند. در 159 کيلومتر از اين مرز، رودهاي ارس و بالهارود جريان دارند. در طول اين مرز، استان اردبيل با جمهوري آذربايجان از دو نقطه اصلاندوز و بيله سوار ارتباط دارد. آذربايجان شرقي مرزهاي مشترک با شهرستانهاي پارس آباد ، مشکين شهر ، اردبيل و خلخال دارد. استان اردبيل همچنين در جنوب با استان زنجان همجوار است. اين استان از مشرق با استان گيلان از طريق شهرهاي اردبيل و خلخال و رشته کوه طالش همسايه مي باشد. راه ارتباطي استان اردبيل با مرکز کشور از طريق محور اردبيل - آستارا ( گردنه حيران ) واز راه رشت و قزوين به تهران ميسر مي شود. استان اردبيل به پيشنهاد دولت و تصويب مجلس شوراي اسلامي در سال 1372 از محدوده سياسي - اداري استان آذربايجان شرقي جدا شده و به عنوان استاني مستقل در تقسيمات کشوري جاي گرفت .

  چهارشنبه سوري:
چهارشنبه آخر سال با يک مراسم ويژه اي برگزار مي شود در اين مراسم مردم اردبيل علاوه بر پريدن از روي آتش در اين روز ، صبح زود نيز از روي آب روان مي پرند و آن را سنتي از پيشينيان و مايه خير و برکت و صفا و روشني مي دانند صبح روز چهارشنبه سوري زير هر سقفي اعم از اطاق و راهرو و انبار و آشپزخانه شمعي مي کنند و از کوزه تازه اي که همان صبح پر از آب کرده اند چند قطره در چهار گوشه هر يک از آنها مي ريزد و معتقدند که اين آب مانع پيدا شدن حشرات موذي در تابستان مي شود «همچنين آتشبازي شب چهارشبنه سوري و ايام عيد از قديم در اين شهر مفصلا برگزار مي شده تا جايي که سفر اي پادشاه هلشتاين از اين شهر ديدن کرده اند از برگزاري چنين مراسم دچار حيرت شده اند.»
  مراسم تحويل سال نو
مراسم تحويل سال نو همه بر سر سفره هفت سين مي نشينند و چون سال نو مي شود اول نظر به قرآن مي اندازند و سپس سکه اي را دست گردانده ، نگاه مي کنند آنگاه کوچکترين فرد از اعضاي خانواده گلابدان به دست مي گيرد و با ريختن چند قطره گلاب به دست پدر يا بزرگترين شخص حاضر بر سر سفره ، دست او را مي بوسد و او نيز با بوسيدن روي او در حق وي دعا مي کند سپس همين کار را در مورد مادر يا دومين شخص بزرگ خانواده و پس از او ديگران به ترتيب تکرار مي کنند . آنگاه نفر بزرگتر از وي اين کار را انجام مي دهد و به همين ترتيب تا نفر آخر ادامه مي يابد و همه افراد خانواده به همديگر تبريک مي گويند و در حق يکديگر دعاي خير مي نمايند و بعد از اين کار براي صرف هفت سين و تنقلات مي نشينند.
 مراسم شب چله و اعياد مذهبي
مردم شهر اردبيل اول چله بزرگ را يلدا و شب اول چله کوچک را خدرنبي مي نامند ودر بيشتر خانواده ها در آن شبها مراسمي برپا مي دارند شب يلدا بيشت---ر سبزه، مغز گردو ، بادام، نخودچي، و کشمش بر روي کرسي چيده مي خورند و در شب خدرنبي خانواده هاي قديمي قوت تهيه مي کنند. اعياد مذهبي هم بيشتر به صورت چراغاني و آذين بندي ومغازه ها دکانها و بازارها صورت مي گيرد و روزهاي سوم و پانزدهم شعب---ان که مصادف با ميلاد امام حسين (ع) و حضرت مهدي عليهماالسلام است شهر منظره زيبايي پيدا مي کند.
 مراسم شاخسه
مراسم شاخسه از سوگواريهاي مذهبي مردم اردبيل مي باشد که اين مراسم در اين اواخر تقريبا ترک شده است . شاخسه در ماه ذيحجه و بعد از عيد قربان تا سه روز به محرم الحرام مانده صورت مي گرفت و مردان و جوانان محلات در اول شب در ميدانهاي جلوي مساجد گرد آمده هريک چوبدستي بلندي در دست مي گرفتند و در نور مشعلهاي بزرگ صفي ترتيب مي دادند. در اين صفها هر نفر با دست چپ از پشت کمر نفر سمت چپ خود را مي گرفت و با دست راست چوبدستي را به حرکت در مي آورد و در حالي که پاي راست خود را محکم به جلو و پاي چپ را به عقب مي گذاشت همگام با ديگران به طرف راست حرکت مي کرد اين صف معمولا به شکل دايره بسته در اطراف مشعل در مي آمد و شرکت کنندگان در آن در جواب اشعار مهيج مذهبي رئيس دسته، کلمه شاه حسين را به صورت شاخسه بيان مي کردند و آنگاه با همين شکل و هيئت در محلات شهر گردش نمودند.
 مراسم طشت گذاري
يکي ديگر از مراسم تعزيه داري در اردبيل طشت گذاري است که در سه روز آخر ماه ذيحجه انجام مي شود مردم اين شهر طبق سنت قديمي قبل از حلول ماه محرم در هر مسجد طشتهاي بزرگي را که از مس و مفرغ ساخته شده و از قديم مانده است با دسته و تشريفات در جايگاه مخصوصي در مسجد مي گذارند و آن را پر از آب مي کنند. آب طشتها که براي نوشيدن است هر روز عوض مي شود و جلوي جايگاه طشت نيز محلي براي نذر کردن و دعاي حاجتمندان به شمار مي آيد. اين طشتها تا آخر ماه صفر به همين حال نگهداري مي شود. هريک از محلات اردبيل در دهه اول محرم يک روز براي عزاداري دسته راه مي اندازند و به بازار و مساجد محلات ديگر مي روند. دسته ها مرکب از سينه زن و زنجيرزن، اسبهاي يدک و علمهاي بسيار است و علما» و پيرمردان در جلوي آنها زير بيرق مخصوص محله حرکت مي کنند.
 مراسم شمع گذاري و قمه زني
اين مراسم از مراسمهاي تعزيه داري مردم اردبيل در ماه محرم الحرام است به طوري که غروب روز نهم محرم اختصاص به شمع گذاري دارد بيشتر مردان و جوانان ، طبق نذري که کرده اند هر يک در چهل و يک مسجد شمع روشن مي کنند . در روز عاشورا نيز همه محلات و شعبات دسته راه انداخته ، سينه و زنجير مي زنند. تا چهل سال پيش با اين دسته ها، قمه زنها و شبيه خوانها نيز همراهي مي کردند و دستجات قمه زني بعد از غسل ، کفن بر تن کرده و در دسته هاي متفاوت به مساجد شش محله بزرگ (طوي، گازران، اوچدکان، چشمه باشي ، پيرعبدالملک، عالي قاپو) راه مي افتادند و طبق نذري که داشتند در جلوي مسجد با قمه هايي ک----ه در دست داشتند بر سرشان مي زدند تا نذر خود را ادا» نمايند ولي اکنون اين رسم ممنوع و به فراموشي سپرده شده است.
هنر در تاريخ اردبيل:
وقتي نظري بر تاريخ اردبيل مي کنيم و گذشته هاي مردم آنرا مطالعه قرار مي دهيم شرايط زمان و مکان را مساعد با قسمت اعظم هنرها در نمي يابيم و بدين جهت ذوق هنري را تا حد زيادي در آنجا سرکوفته مي پنداريم.
نقاشي و مجسمه سازي و خطاطي:
اردبيليان بر مبناي معتقدات مذهبي از نقاشي و مجسمه استقبال زيادي نمي کردند بويژه اگر اين هنر در مورد موجودات زنده مي بود زيرا به آنها چنين گفته شده بود که اگر شکل جانداري را بکشند يا مجسمه آنرا بسازند در روز قيامت بايد بدو جان دهند. اين بود که اين هنر در اين ولايت امکان رشد و پيشرفت نداشت و آنهائي هم که سرانجام ذوق خود را بر اين خرافه برتري مي دادند هنر خود را در امور مذهبي بکار مي بردند و في المثل به نقاشي صحنه هاي خيالي از واقعه کربلا در عاشوراي سال 61 هجري مي پرداختند و تصاويري به نام «شمايل» مي آفريدند و آنها را در مساجد و حسينيه ها قرار مي دادند. بعضي از آنها واقعا ارزش هنري زيادي داشت.
خط نويسي در حد اعلاي توجه بود و اساتيد بزرگ و نامداري ، که غالبا مکتبداري نيز بودند به تعليم آن مي پرداختند و چون براي ارضاي ذوق هنري اين راه بازتر از هنرهاي ديگر بود از اين رو علاقمندان زيادي در اين رشته پيدا مي شدند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
ورزشي و در قلمرو ورزش
سياسي
دريچه هنر
دانش و پژوهش
مرز پرگهر
اقتصاد و بازار
آموزش و سنجش
خبر دانشگاه
آگهي هاي روزنامه آفرينش
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته