جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1387/05/06 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران(يكشنبه) نسخه شماره 3098

 گل گشت  

اردبيل
استان اردبيل در شمال غربي فلات ايران، با بيش از 18 هزار و 50 کيلومتر مربع، يک درصد مساحت کل کشور را تشکيل مي دهد. اين استان از شمال به رود ارس ، دشت مغان و بالها رود در جمهوري آذربايجان، از شرق به رشته کوههاي طالش و بغرو در استان گيلان ، از جنوب به رشته کوه ها، دره ها و جلگه هاي به هم پيوسته استان زنجان و از غرب به استان آذربايجان شرقي محدود است .
چهار شهرستان اين استان در طول 282/5 کيلومتر با جمهوري آذربايجان هم مرز هستند. در 159 کيلومتر از اين مرز، رودهاي ارس و بالهارود جريان دارند. در طول اين مرز، استان اردبيل با جمهوري آذربايجان از دو نقطه اصلاندوز و بيله سوار ارتباط دارد. آذربايجان شرقي مرزهاي مشترک با شهرستانهاي پارس آباد ، مشکين شهر ، اردبيل و خلخال دارد. استان اردبيل همچنين در جنوب با استان زنجان همجوار است. اين استان از مشرق با استان گيلان از طريق شهرهاي اردبيل و خلخال و رشته کوه طالش همسايه مي باشد. راه ارتباطي استان اردبيل با مرکز کشور از طريق محور اردبيل - آستارا ( گردنه حيران ) واز راه رشت و قزوين به تهران ميسر مي شود. استان اردبيل به پيشنهاد دولت و تصويب مجلس شوراي اسلامي در سال 1372 از محدوده سياسي - اداري استان آذربايجان شرقي جدا شده و به عنوان استاني مستقل در تقسيمات کشوري جاي گرفت .

 موسيقي و آواز:
موسيقي نيز که از هنرهاي انسان بشمار مي آيد در عرف مردم اردبيل گناه شمرده مي شد ولي کمتر کسي بود که آنرا دوست ندارد . اين بود که علاقمندان در خفا آنرا ياد مي گرفتند و در برخي از خانه ها «ارکستر» هاي خانوادگي تشکيل داده با ضرب و دف و «گارمان» بساط سرور و شادي برپا مي داشتند، ولي ساز زدن را در مجالس عمومي کا رمطربان مي دانستند و مطرب را انساني شهوتران، لجام گسيخته واي بسا فاقد اصالت خانوادگي و شايسته تحقير مي انگاشتند اردبيليان آواز خوش را دوست مي داشتند و براي شيندن صداي برخي از آواز خوانان ، که در فصل بهار و اوايل شب، در کنار نهر بالخلو و بر سر پل «داشکسن» يا کنارهاي ديگر شهر، آواز طرفداري کرده واعظ و روضه خواني را که بمناسبت، در بالاي منبر اشعاري را با آواي دلنشين مي خواند بر ديگران ترجيح مي دادند و في المثل در مجلس «آلا پا لاز اوغلي» جمع کثيري براي شيندن صداي کم نظير وي شرکت مي نمودند. از اين رهگذر بود که طلاب علوم ديني همچنانکه در همه جا مرسوم است ، هنگام تحصيل در مدارس قديمه ، طريق وعظ و سخن گفتن را در منبر ياد مي گرفتند و در ضمن آن خواندن برخي ابيات را با آواز تمرين مي کردند.
آلات موسيقي قديم در اردبيل معمولا دف، ضرب، کمانچه، تار، ني لبک، قره ني و در اواخر گارمان بود ولي استادان بزرگ بدون استفاده از آنها و گاهي فقط با در دست گرفتن يک سيني و حرکت دادن انگشتان خود بر روي آن آواز مي خواندند.
 تئاتر:
ولي هنر پيشگي ، اين هنر در اردبيل معمول بود ولي هنر پيشگي، به مفهومي که امروز در اين کار مرسوم است، موجود نبود.کساني که استعداد چنين کاري داشتند غالبا آنرا بصورت نقالي و معرکه گيري بروز مي دادند و در شبيه  هائي هم که در عزاداريهاي مذهبي برپا مي داشتند از اين قبيل اشخاص استفاده مي کردند. نقالها کساني بودند که در قهوه خانه ها داستانهاي گذشته را با مهارت خاص و حرکات دست و پا براي مشتريان بيان مي کردند. شرکت کنندگان و شنوندگان اين مجالس را غالبا دهقاناني تشکيل مي دادند که متاعي را از ده مي آوردند و پس از فروش آنها براي استراحت و صرف چاي و غذا بقهوه خانه مي آمدند. خود اردبيليها رفتن به قهوه خانه را امري ناپسند مي دانستند و قهوه نشيني را سبکسري و بي پايگري خانوادگي مي پنداشتند.از شبيه خوانان هنرمند يکقرن پيش اردبيل مرد دانشمندو هنرمندي بنام «حاج حسين» معروف است که چون همواره در نقش «شمر» ايفاي وظيفه مي نمود از اين رو به ( شمر حسين) شهرت داشت و پيرمرد ديگري بنام «ساري بالتاچي» نيز ، که با هيبت خاصي در کالسگه اي مي نشست و نقش «عمرسعد» را بازي ميکرد در آن زمان چهره شناخته شده اي بود. شبيه خوان معروف ديگري که نقش شمر را بازي مي کرد مرحوم مرتضي دلجو نوه حاج ميرزا محسن مجتهد بود.
 سينما و عکاسي:
سينما موضوع تازه اي است و بيش از نيم قرن در اين شهر سابقه ندارد . بار اول آنرا ، که مثل همه سنيماهاي ايران صامت بود شادروان «رضا کتابچي» باين شهر آورد ولي عکاسي قريب يک قرن است که در اردبيل پيدا شده و هم اکنون عکسهائي از آن تاريخ موجود مي باشد که در اين شهر برداشته شده است.
از عکاسان هنرمند و با ذوق قرن گذشته اردبيل شادروان «ميرزا احمد سعيدي» از همه معروف تراست. با پيشرفت زمان هم سينما و هم عکاسي در اين شهر وسعت يافت و کاملتر گرديد و سينماهاي مجهز و عکاسي هاي دقيق بتدريج گشايش يافت و اردبيل را از اين حيث غني تر ساخت . اگر مراد از هنر سينمائي ، از جهت ايفاي نقش بازيکنان آن منظور نظر باشد، بايد گفت که در اردبيل از اين حيث هم هنرمندي نبوده است و آنانکه در اين رشته از هنر ذوق و شايستگي دارند بمراکز تهيه «فيلم » در تهران و ساير جاها جذب شده و مي شوند.
 حرکات موزون :
برخي از هنرها ، مثل رقص گوئي اساسش با خميره آدمي سرشته و جزو ودايع طبيعت در نوع انسان ، بويژه طبقه بانوان گذاشته شده است.اين هنر، مثل همه جاي ايران ، از قديم در اين شهر معمول بود و از لوازم زندگي دختران و بانوان جوان بشمار مي آمد و معلم آن نيز «سرخانه» بود. زيرا مادران جوان يا دختران بزرگ وقتي از کار روزانه فارغ مي شدند بشکل تفريحات سالم با زدن دف و يا سيني ، خود را شاد مي ساختند و دختران کوچک را وادار بر قصيدن و فرارگرفتن آن مي کردند . رقصيدن دختران نزد محارم مجاز بود ولي در جاي ديگر عيب شمرده مي شد و صفت مطربي به آنها ميداد مگر در مجالسي که مادران آنها رقصيدن فرزندانشان را مناسب دانسته اجازه رقص به انها مي دادند. مطربي عنوان براي رقاصهاي مجامع عمومي بود و کار نا ستوده اي بشمار مي آمد و جزپسران جوان فاقد خانواده ، کسي از آن استقبال نمي نمود . در اردبيل نوازندگان زن را " سازاندا" مي گفتند ولي دسته نوازندگان مرد را « عاشق مطرب » مي ناميدند. عاشق ، چنانچه در جاي ديگري هم اشاره کرده ايم آواز خوان دوره کردي بود که غالبا همراه نوازندگان و مطربها به روستاها و او به هاي عشايري دعوت مي شدند و عروسي هاي آنها را، که گاهي يکهفته و بيشتر طول مي کشيد، برگزار مي نمودند.
  معماري و سبک خانه سازي:
معماري از قديم الايام در اردبيل معمول بوده و برخي از آثاريکه بندرت از دورانهاي گذشته در اين شهر باقي مانده حکايت از آن دارد که طراحان و سازندگان آنها اطلاعات وسيع و مهارت کافي در کار خود داشته اند . اين آثار بصورت اماکن مذهبي و حمام و کاروانسراست و برخي از خانه هاي اعيان و اشراف سابق نيز به سبک معماري قابل توجهي بنا گرديده است.
سبک اين خانه ها بر پايه تقارن بود بدين معني که علي الاصول در وسط ساختمان تالار بزرگي به شکل مستطيل مي ساختند و در پشت آن به درازاي تالار آشپزخانه ، که آنرا مطبخ مي گفتند ، بوجود مي آوردند. تالار محل پذيرايي بود و بزرگي آن با امکانات مالي و موقعيت اجتماعي صاحبخانه بستگي داشت.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
ورزشي و در قلمرو ورزش
سياسي
دريچه هنر
دانش و پژوهش
مرز پرگهر
اقتصاد و بازار
آموزش و سنجش
خبر دانشگاه
آگهي هاي روزنامه آفرينش
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته