جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1387/08/13 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران(دوشنبه) نسخه شماره 3175

  پردازش اطلاعات  
  استاد: جناب دکتر حسن احدي ----دانشجو: گيتي همتي را د ( قسمت ششم )

 ميلرو دسي مون دريافتند که فعاليت مرحله يادسپاري در سلولهاي پراکنده قشر گيجگاهي تحتاني در اثر حواس پرتي تضعيف  مي شود, اما فعاليت سلول هاي قشر پيشاني جانبي تحت تاثير قرار نمي گيرد . نتيجه اي مشابه در مرود حافظه فضايي در قشر آهيانه اي فوقاني نسبت به قشر پيشاني ثبت شده است. نکته اي جالب در مورد جايگاه هاي خلفي فعاليت در اين مطالعات به چشم ميخورد و آن اين که اين جايگاه ها دقيقا همانهايي هستند که در هنگام ادراک فعال مي شوند. مسير عصبي که اطلاعات فضايي را پردازش مي کند, يعني مسير پشتي در قشر آهيانه اي قرار دارد و مسير عصبي که به پردازش اطلاعات مربوط به هويت اشيا» مي پردازند, يعني مسير شکمي در قشر گيجگاهي جاي دارد . به  اين ترتيب , مطالعات مورد بحث در زمينه حافظه فعال ميمونها به اين ديدگاه مي انجامد که يک ايستگاه ميان راهي مهم در حافظه فعال, قشر خلفي است و نيز جايگاه هاي خلفي با اهميت در حافظه فعال بر جايگاه هاي مربوط به  اعمال ادراکي منطبق اند.
مطالعه روي بيماران ضايعات مغزي که دچار اختلال حافظه فعال شده اند اين نظريه را تاييد مي کند. اختلال حافظه فعال کلامي , ناشي از ضايعات خلفي و بيشتر قشر خلفي چپ است و ضايعات قشر خلفي راست سبب نقايص حافظه فعال فضايي مي شوند. به اين ترتيب ظاهرا قشر خلفي نسبت به قشر قدامي در ذخيره اطلاعات در حافظه فعال, اهميت بيشتري دارد. مروري که دسپوزيتو و پوستل روي 11 مطالعه مربوط به بيماران ضايعه قشر پيشاني انجام داده اند, اين يافته را تاييد مي کند. اين بيماران هيچ نقيصه اي از لحاظ آزمايه هاي کلامي يا فضايي ( مثلا آزمايه هايي که درآن از بيمار خواسته مي شود که مجموعه اي از اقلام کلامي يا اشکال فضايي را به خاط بسپارند و سپس به ترتيب به خاطر بياورد) نداشتند.
در ضمن شواهدي هرچند محدود نشان مي دهند که ضايعات خلفي نواحي قشر گيجگاهي وآهيانه اي در عملکرد کلامي و فضايي اختلال ايجاد مي کنند. دسپوزيتو و پوستل هم چنين دريافتند که در بيماران مبتلا به ضايعات قشر پيشاني بيشتر احتمال دارد که در آزمايه هاي پاسخ تاخيري که در زمان يادسپاري , محرکي براي پرت شدن حواس ارايه شود, دچار اشکال شوند.
به اين ترتيب شواهد حاصل از مطالعات روي ميمون ها و انسان ها با هم همخواني دارد. اهميت قشر پيشاني درذخيره سازي هنگامي برجسته مي شود که محرکي سبب حواس پرتي شود. درغير اين حالت, قشر خلفي, اولين جايگاه ذخيره سازي حافظه فعال خواهد بود.
ما معتقديم که مکان هاي ذخيره سازي در قشر خلفي ممکن است همان هايي باشند که اطلاعات در آنجا براي اولين باررمز گذاري مي شوند. شايد بهترين شاهد اين مدعا حاصل افتراق بين مسيرهاي عصبي پشتي و شکمي پردازش بينايي باشد. چنانکه قبلا گفتيم , ثبت اطلاعات سلول منفرد در ميمون ها, فعاليت حساس به تاخير را در نورون هاي قشر آهيانه اي نسبت به محرک هاي  فضايي و در نورون هاي قشر گيجگاهي نسبت به اشيا نشان مي دهد. مطالعات تصوير برداري عصبي درزمينه ذخيره سازي محرک هاي بصري و فضايي درانسان با اين الگو هماهنگ است, چرا که ذخيره سازي مربوط به محک هاي فضايي در قشر آهيانه اي پشتي و ذخيره سازي مربوط به محرک هاي فضايي در قشر آهيانه اي  پشتي و ذخيره سازي مربوط به محرک هاي شيئي در قشر گيجگاهي شکمي رخ مي  دهد.
با جمع بندي اين اطلاعات, روشن ميشود که رابطه اي موازي بين سازو کارهاي رمز گذار محرک هاي  فضايي و بصري و نيز سازو کارهاي ذخيره ساز اين محرک ها در حافظه فعال وجود دار. مورد مشابهي در مورد سازو کارهاي رمز گذار گفتار و سازو کارهاي ذخيره کننده اطلاعات گفتاري درحافظه فعال وجوددارد, اگرچه سازو کارهاي ذخيره سازي در اين زمينه شامل قشر پيشاني خلفي و تحتاني مي باشد. در کل , شواهد شامل قشر پيشاني خلفي و تحتاني مي باشد. درکل , شواهد موجود در زمينه  ذخيره سازي درحافظه فعال با اين نظريه موجود در زمينه ذخيره سازي درحافظه فعال بااين نظريه هماهنگ است که ذخيره سازي , اطلاعات درک شده را جمع بندي و بازيابي مي کند. اگر چنين باشد, مي توان پيش بيني کرد که تمرين هاي ذهني بر روي اطلاعات ذخيره شده, نيازمند سازوکاري است که موارد ذخيره شده را فعال نگاه دارد. در بخش هاي بعدي به مرور شواهدي در زمينه  اين فرضيه مي پردازيم.
فرا حافظه :
فرا حافظه به معني دانش يا فعاليت شناختي است که بر هرچيز مرتبط با يادسپاري اشراف دارد: بنابراين نوعي فراشناخت است. که اقدامات حافظه را به عنوان هدف خود در نظر مي گيرد. دو طبقه عمده فرا حافظه از هم تميز داده شد.
1- دانش فراشناختي درباره حافظه
2- تجارب فراشناختي درباره حافظه
اين مورد را مي توان به دانش در مورد يادسپاري اشخاص, تکاليف و راهبردهاي تقسيم کرد.
الف) درمورد يادسپاري اشخاص:
کودکان مي آموزند چنين تجاربي رابه عنوان تجارب يادآوري کننده يا فراموش زا شناسايي کنند, آنها رااز ديگر تجارب ذهني تميز دهند, توانمندي ها, محدوديت ها و انديشه هاي فردي سيستم حافظه آدمي را تشخيص دهند و مفهوم نشانه دهي شناختي و دانش را در مورد ماهيت و استفاده از نشانه هاي بازيابي کسب کنند.
ب) تکليف :
هم چنين شواهدي وجود دارد که نشان مي دهد کودک درباره آنچه برخي تکاليف حافظه را نسبت به ديگر تکاليف آسانتر مي کند, بسيارمي آموزد. او در مي يابد که مجموعه اي از مواد را زماني مي توان بهتربه يادآورد که تعدادشان کم باشد, آشنا باشند و باهم ربط معنايي داشته باشند- براي مثال:
قابل طبقه بندي باشند. همين طور او به اين واقعيت پي مي برد که برخي شرايط درآزمونهاي بازيابي, بيش از ديگرشرايط به تلاش نياز دارند. به عنوان مثال : ياداوري يک داستان به صورت کلمه به کلمه دشوارتر از بازگويي آن در قالب عبارتهاي خود است.
ج) راهبردهاي فراحافظه:
هم چنين کودکان در تفکر درباره راهبردهاي محتمل اندوزش و راهبردهاي بازيابي براي پاسخ به مسائل فرضي حافظه توانمندتر مي شوند. کودکان بزرگتر و خردسالتر هردو تمايل بيشتر ي دارند که در عوض صرف حافظه دروني از کمک حافظه هاي بيروني استفاده کنند . براي مثال:  آنها فکر مي کنند يادداشت برداري و کمک گرفتن از ديگر اشخاص , ياديارهاي مهمي به شمار ميآيند. ديگر طبقه مهم فرا حافظه  تجارب فراشناختي درباره حافظه , شامل داوري ها يا احساس هاي فرد( احساسات حافظه اي ) درباره اين است که اندوزش يا بازيابي چيزي تا چه حد مشکل و وقت بر است و اينکه موقعيت فعلي موقعيتي است که به طور ملموس متضمن تلاش هاي اندوزش يا بازيابي است ومانند اينها. احتمال مي رود که سالها تجربه در يادآوري و فراموشي, بسياري از بزرگسالان را نسبت به آن دسته از الگوهاي تحريک بيروني و دروني حساس کند که دلالتي براي عمل و موفقيت شکست اقدامات حافظه آنها دارد. انها اين الگوهارا به طور خود به خود و ناهشيارانه رديابي مي کنند و به آن پاسخ مي دهند. در مورد نحوه  پديد آيي اين مهارت هاي بازشناسي الگو يا بازبيني حافظه چندان نمي دانيم , اما  مطالعات اخير دال بر آن است که برخي از آنها در اوان کودکي نيز ابراز مي شوند . مسايل, سئوالات و مشکلات پژوهشي بسياري گريبان دانشجويان رشد حافظه را گرفته است.
نوزاد يا کودک خردسال داراي کدام شايستگي هاي مربوط به حافظه است؟ آيا رشد دانش دريک حيطه به نفع استفاده از راهبرد حافظه و فرا حافظه درآن حيطه است؟ اگر چنين است, چطور ؟ مطلوب ترين شيوه علمي براي درک عميق فرا حافظه و ارتباط آن با استفاده از راهبردکدام است؟ با اينکه اين مسايل و سايل مربوط ديگر در باره استفاده از راهبرد و فراحافظه هنوز حل ناشده باقي است, اما همين مسايل محرک طرح ايده هاي نو و جهت گير هاي پژوهشي جديد بوده اند.
ادامه دارد


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
ورزشي و در قلمرو ورزش
سياسي
دانش و پژوهش
دريچه هنر
اقتصاد و بازار
مرز پرگهر
خبر و دانشگاه
آزمون و سنجش
آگهي هاي روزنامه آفرينش
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته