جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1388/02/08 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران(سه شنبه) نسخه شماره 3301

 سرمقاله 

 کار سياه; رواج يک بحران 
اگرچه وزير رفاه و تامين اجتماعي تاکنون بارها از بي اهميت بودن اعلام خط فقر سخن گفته و در خلال سخنانش تاکيد کرده است اعلام اين شاخصه معيشت اجتماعي، سبب ايجاد انگيزه منفي در جامعه شده  و تنها افراد را وادار به پذيرش فقر مي کند، اما بيراه نيست اگر بگوييم خط فقر شاخصه يي مهم براي نشان دادن وضع عمومي اجتماع و همچنين ناکارآمدي سياست هاي اقتصادي در از بين بردن فواصل طبقاتي است. 
خطي که اکنون آمارها مي گويند رقمي معادل 850 هزار تومان در ماه است !
به همين سبب شايد جهت گيري هاي مديران دولتي پيش و بيش از آنکه جنبه  روانشناختي داشته باشد، مسيري سياسي را طي مي کند. چه آنکه اعلام شاخصه هاي تاثير گذار در وضع عمومي اجتماع در جوامع پيشرفته، امري اجتناب ناپذير محسوب شده  و دولتمردان موظفند با اعلام اين شاخص ها  در برابر افکار عمومي پاسخگو باشند . چرا که رعايت  اين نکته از قواعد نخستين نظام هاي دموکراتيک است: پاسخگويي در برابر افکار عمومي با ارائه آمارها و ارقام.      ذکر اين مقدمه اما راه را براي ورود به بحثي هموار مي سازد که به رغم فراگيري در جامعه ما، سخن چنداني از آن به ميان نيست، بحثي که اگر در جوامع مدرن به مهاجران تازه وارد مربوط مي شود، در جامعه ما دامان قشر وسيعي از طبقات فرودست اجتماع را فراگرفته است; کار سياه. اين واژه را شايد بسيار شنيده باشيد. کار سياه به معناي فعاليت اشخاص بدون در نظر گرفتن جايگاه اجتماعي، تحت نظارت کارفرمايي که از قوانين کار و پيمانکاري  تبعيت نمي کند و کارگران تنها به عنوان اشخاصي که امور کارگاه وي  را رفع و رجوع مي کنند، هستند. در اين کار نه براي کارگران حقوق و دستمزد مکفي براي گذران امور زندگي در نظر گرفته مي شود و نه براي آنها مزايايي همچون بيمه، سنوات و ديگر فاکتورهاي قانون کار لحاظ مي شود!
      کار سياه تنها مجالي است براي اشتغال کاذب افراد ، تا از آن طريق با درآمدي اندک فقط و فقط امور نخستين زندگي خود را بگذرانند. تنها کافي است سري به صفحات نيازمندي هاي روزنامه هاي کثير الانتشار بزنيد تا از اوضاع استخدام افراد در کارهاي سياه مطلع شويد. روزانه ده ها آگهي در صفحات نيازمندي هاي استخدام روزنامه ها منتشر مي شوند تا افراد را با کمترين حقوق و مزايا به استخدام درآورند و از آن طريق نقش قابل توجهي در پروژه هاي اشتغال زايي ايفا کنند.      کارهاي سياه نرخ اميد به زندگي را در ميان طبقات فرودست اجتماع نه افزايش که کاهشي چشمگير مي دهند. خاصه آنکه مسئولان  نيز به رغم ناديده گرفتن چنين کارگاه هايي مي کوشند استخدام در آنها را در زمره آمار اشتغال زايي به حساب آورند که آمارهاي غيرواقعي بيکاري همه نشان از اين نکته دارند پس سخن گفتن از کار سياه چون يک آسيب اجتماعي، بيراه نخواهد بود.      کارگران کارهاي سياه از کمترين اميد به آينده رنج مي برند و به نظر نمي رسد خود هرگز اين کار را به مثابه اشتغالي دائم و البته با امنيت  بنگرند،  چرا که درآمدهاي حاصل از آن به هيچ عنوان پاسخگوي ابتدايي ترين نيازهاي افراد هم نخواهد بود.        مرتفع شدن موج بيکاري در شرايط کنوني جامعه ايران که مسوولان دولت نهم چندي است وجود تورم و افزايش آن را پذيرفته اند از همين رهگذر است که منجر به افزايش کارهاي سياه شده است: کارهايي که اگرچه رونق بازار آسيب شناسان هستند اما  براي طبقات آسيب پذير اجتماع  امروزه به عنوان تنها اميدشان به ادامه حيات محسوب مي شوند و نه به مثابه درد!        اگرچه از گفتار مسوولان بر نمي آيد که کارهاي سياه را به رسميت بشناسند اما واقعيت چيز ديگري است. کارگاه هاي بسياري در حاشيه و در بطن شهر تهران و ساير شهرستانها  يافت مي شوند که کارگرانشان به ازاي هر ساعت کار تنها از 400 تا 600 تومان دستمزد دريافت مي کنند که جمع ماهانه آن به ازاي هشت ساعت کار روزانه، چيزي برابر 90 تا 120 هزار تومان خواهد بود. اين در حالي است که در خوشبينانه ترين حالت، اکنون در پايتخت بي سر و ساماني چون تهران که معضلات بسياري را پيرامون خود دارد، ديگر نمي توان خانه يي يافت که اجاره بهاي ماهانه آن کمتر از 200 هزار تومان باشد.       از سوي ديگر بيشترين آمار کارگران مشغول به کار در کارگاه هاي کار سياه را زناني تشکيل مي دهند که يا از اعتياد همسران شان رنج مي برند يا به هر دليلي همسران شان را از دست داده اند و غالبا سرپرست خانوار هستند و نبود نظارت اداره اماکن به دليل   عدم مجوز ، بر اين کارگاه ها، خود مي تواند اثرات جبران ناپذير ديگري را نيز به همراه داشته باشد چرا که هيچ کس نمي تواند ارتباط تنگاتنگ آسيب هاي اجتماعي با يکديگر را انکار کند. اگرچه هنوز هم وقتي از اعتياد سخن مي رود، جاي واژه فراگير فقر خالي است و شايد اين بدين سبب باشد که فقر همچنان فضيلت محسوب مي شود!  فضيلتي که نويسندگان و سينماگران و بسياري ديگر از شهروندان را مجاب مي کند تا به آن توجه کرده و با استفاده از همين واژه و بازنمايي آن،  شهرت و ثروتي بياندوزند!        در اين شرايط اگرچه به نظر نمي رسد وجود چنين کارگاه هايي توسط وزارت کار و ساير نهادهاي مسوول در دولت رصد شود اما از سويي در صورت شناسايي و عزم بر مقابله با کارگاه هاي کار سياه هم هيچ راهکار عملي براي مقابله با آنها وجود نخواهد داشت.    سخن گفتن از بحران خاموشي نظير کار سياه البته مجال بيشتر مي طلبد تا به همت چندين گزارش ميداني مفصل، پرده از آنچه در کارگاه هاي گوشه و کنار کلانشهرها مي گذرد، برداشته شود اما اشاره  به آن مي تواند هشداري باشد براي آسيب شناسان و کارشناسان تامين اجتماعي که حرکت ايران را در مسير توسعه و سند چشم انداز بيست ساله بررسي مي کنند .     اگرچه فقرا و حاشيه نشينان هنوز هم در حاشيه اند و شايد پيش از سراغ گرفتن از کارهاي سياه، بايد به حال کساني انديشه شود  که بيشترين جمعيت هدف کارهاي سياه را تشکيل مي دهند.   شايد کار سياه ، همان کاري باشد که در مثل مي گويند روي زمين ريخته است!
مسعود رفيعي طالقاني 


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر و دانشگاه
دانش و پژوهش
مرز پرگهر
اقتصاد و بازار
دريچه هنر
آزمون و سنجش
ورزشي و در قلمرو ورزش
آگهي روزنامه آفرينش
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته