جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1388/12/12 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران(چهارشنبه)(ميلاد حضرت رسول اكرم(ص)و حضرت امام جعفرصادق(ع)مبارك باد) نسخه شماره 3547

  آموزش و پرورش کودکان استثنايي 
 استاد: دکتر حسن احدي------- دانشجو: فريبا بشردوست تجلي( قسمت اول)

   تعريف آموزش و پرورش کودکان استثنايي
 آموزش وپرورش کودکان استثنايي برنامه خاصي نيست که کلا با برنامه هاي عادي آموزش و پرورش تفاوت داشته باشداز نظر آموزش و پرورش کودکي استثنايي است که براي تامين حداکثر نيازهاي تربيتي و آموزشي او تغييراتي در شيوهاي تربيتي وآموزشي خانواده و در برنامه هاي مدارس عادي داده شود.
 آموزش و پرورش استثنايي به جنبه هاي از تعليم و تربيت گفته مي شود که جنبه استثنايي (ويژگي ها و تفاوت هاي فردي) و فوق العاده در آن رعايت شده باشد.به عنوان مثال کودکي که نارسائيهاي در تکلم دارد علاوه بر اينکه دروس عمومي را توسط معلم در کلاس عادي همراه با ساير دانش آموزان مياموزد،در اصلاح و رفع نارسائي خود در صحبت کردن نياز به برنامه آموزشي ويژهاي دارد و اين نياز ميبايست توسط يک معلم متخصص تحت برنامه اي فوق العاده (استثنايي)تامين گردد.
 مقدار ونوع آموزش و پرورش ويژه اي که کودک استثنايي بدان نيازمند است بستگي به عوامل متعددي از جمله درجه،  ميزان وچگونگي تفاوتي است که کودک با ديگر کودکان همسال خود در توانايي ها واستعدادها و رشد طبيعي دارد.هر چه ميزان تفاوت و اختلاف در رشد وتوانايي ها بيشتر باشد نياز به اموزش وپرورش استثنايي بيشتر خواهد بود.عدم تعادل و هماهنگي بين جنبه هاي مختلف رشد در خود کودک وهمچنين تاثيري که ويژگي ذهني يا جسمي کودک به جنبه هاي مختلف کارايي و بروز استعداد هاي وي ميگذارد از عوامل بسيار مهمي است در تعيين چگونگي برنامه هاي آموزش و پرورش استثنايي.
  توزيع فراواني کودکان استثنايي
 مطابق آمار تاييد شده سازمان هاي بين المللي از جمله يونسکو تعداد تقريبي افرادي که به لحاظ تفاوت هاي محسوس فردي نياز به برنامه هاي آموزشي ويژه اي دارند در هر جامعه بين 13 تا 15 درصد مي باشند وبه طور متوسط حدود13 درصد از کودکان و دانش آموزان سنين مدرسه نياز به بهره گيري از برنامه هاي آموزش و پرورش استثنايي دارند:
 1-کسانيکه داراي ناتواني هاي  تکلمي هستندحدود 2 درصد                                                         
 2-گروه ناسازگاران اجتماعي وهيجاني    حدود 2 درصد     
  3  -گروه عقب ماندگان  ذهني  حدود2/2-5درصد
4   -گروه کودکان سرآمدحدود 2 درصد
 5-گروه نابينايان (نيمه نابينا و نابينا)      حدود 5/2 درصد   
 6-گروه معلولان جسميحدود 5/1 درصد                     
 7-گروه نا شنوايان و سخت شنوايان  حدود 5/1 درصد
 8- دانش آموزاني که داراي اختلالات خاص يادگيري هستندحدود 1 درصد
 9-گروهي که داراي بيماري هاي ويژه اي هستند(مثل صرع،قند و...)  حدود 5/1 درصد
 ضرورت آموزش و پرورش استثنايي
 هر کوددک بايد به حقوق خود در امر آموزش وپرورش مطابق حداکثر توانايي ها و ظرفيت خود برسد.بايد اين نکته را در نظر داشت که کودک استثنايي اول يک کودک است وبعد کودکي است با استثناها و تفاوتهايي. بايد محدوديت هاي اين کودکان را به حداقل رسانيد بنحوي که کودک همراه با ديگر همسالان سالمش در رسيدن به هدفهاي زندگي و بهره وري از آموزش وپرورش موفق شود.
 علاوه بر اينکه اين گروه از کودکان مي توانند براي جامعه مفيد واقع گردند ومشاغلي داشته باشند،دانش وآگاهي ما را نيزبيشتر کرده وهمچنين مارا قادر به آموختن برنامه ها و روش هاي موثر در آموزش وپرورش کودکان و دانش آموزان مدارس عادي مي کنند. 
  فلسفه بنيادي آموزش و پرورش کودکان استثنايي
 در کشوري که رشد همه جانبه کليه افراد هدف آموزش وپرورش باشد طبعا بايد کودکان استثنايي نيز از امکانات مختلف تربيتي و آموزشي جهت رشد هر چه بيشتر توان هاي بالقوه خود برخوردار گردند.نيل به اين هدف مستلزم وجود مفاهيم و تعهدات معيني در برنامه ريزي هاي آموزش وپرورش مي باشد،که موارد زير را شامل مي شود:
 1-کليه کودکان استثنايي مي  توانند و بايد براي بارور تر شدن آموزش وتربيت يابند.
 2-پياده کردن برنامه موثر تربيتي براي کودکان استثنايي وجود افراد متخصص و شايسته اي را که داراي دانش و تجربيات مناسب هستند، ايجاب مي کند.از آنجا که معلم مهمترين عامل در پياده کردن برنامه هاي تربيتي است،گزينش وايجاد وسايل و امکانات رشد معلمان بايد از اولويتي خاص برخوردار باشد.
 3-به کار بستن روشهاي پيشگيري  و يا آموزش و پرورش کودکان استثنايي در جهت ايجاد حداکثر امکانات براي خود شناسي و خود ياري آنان ضرورت دارد.
 4-آموزش اين کودکان بايد انفرادي باشد چون  اغلب داراي درجات گوناگون و سطوح مختلف عقب ماندگي وپيشرفت تحصيلي هستند.
 5-هنگاميکه ادغام کودکان استثنايي در کلاس هاي معمولي ممکن و مفيد تشخيص داده شود بايد اين شيوه هر چه بيشتر مورد تاکيد قرار داده و بدان عمل شود.
 6-در برنامه هاي تحصيلي کودکان استثنايي پايگاه اقتصادي واجتماعي آنان مشکلات خاصي را فراهم مي آورد که بايد بدان رسيدگي کرد.
 7-آموزش وپرورش کودکان استثنايي بايد آموزش جسمي وتوجه به تفريحات سالم بدني کودک را نيز شامل شود.
 8-آموزش شغلي و حرفه اي بايد در برنامه هاي تربيتي اين کودکان گنجانده شود.
 9 - علاوه بر رشد شناختي   و روان جنبشي کودک استثنايي،بايد به رشد عاطفي در رابطه با خود مثبت کودک و خويشتن بيني کودک توجه داشت.
 10-درجه ناتواني الزاما تعيين کننده درجه عقب ماندگي نيست. اغلب کودکان استثنايي در طبقه بندي بيشتر بهنجارند تا نابهنجار،و بيشتر دنياي خود را در عقب ماندگي سپري مي کنند.بنابراين بايد برنامه هاي به وجود آيد تا بتوان آنان را در سازگاري با محيط فيزيکي و اجتماعي شان ياري داد واثرات عقب ماندگي را به حد اقل رساند.
 11-ممکن است کودک دردوره اي زندگي خود و نه هميشه نشانه هايي از نارسايي در خود بروز دهد يعني الزاما داراي عقب ماندگي دائمي نيستند و در بسياري از موارد مي توان آموزش ويژه موقت را مورد توجه قرار داد.
ادامه دارد


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر و دانشگاه
دانش و پژوهش
اقتصاد و بازار
مرز پرگهر
آزمون و سنجش
دريچه هنر
ورزشي و در قلمرو ورزش
آگهي هاي روزنامه
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته