جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1389/03/05 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران (چهارشنبه) نسخه شماره 3605

 گل گشت  

استان
  يزد

يزد مرکز استان يزد و مرکز منطقه وسيع و باستاني و کويري اي با همين نام در کشور ايران است و در فاصله 677 کيلومتري جنوب شرق تهران قرار دارد. جمعيت اين شهر طبق سرشماري سال 1385 مرکز آمار ايران برابر با 423006 نفر بوده است.
يزد به شهر بادگيرها معروف است. به «دارالعباده»، «شهر دوچرخه  ها»، «شهر شيريني»، «شهر قنات و قنوت و قناعت» و «شهر آتش و آفتاب» و ... نيز شهرت دارد.
ميدان اميرچخماق، باغ دولت آباد، زندان اسکندر (مدرسه ضياييه)، آتشکده زرتشتيان، ساعت مارکار، برج و باروي شهر، خانه هاي قديمي چون خانه لاري ها و خانه عرب ها و خانه مرتاض و خانه رسوليان و خانه ملک التجار و خانه محمودي و ...، دخمه هاي زرتشتيان، حمام خان، بازارهاي قديمي چون بازار خان و بازار پنجه علي و ...، آب انبارهاي فراوان چون آب انبار شش بادگيري و رستم گيو و ... و مسجد جامع يزد و بالاخره قلعه ها، کاروانسراها، تکيه  ها، مساجد، پيرانگاه  ها، قنات  ها، کوچه  ها، ساباط  ها، حمام  ها، و تمام سطح بافت تاريخي شهر يزد از اماکن ديدني شهر است.
پيشينه تاريخي يزد
برخي از مورخان بناي اوليه شهر يزد را به زمان اسکندر مقدوني نسبت مي دهند که وي زنداني ساخته و نام آن را چنين نهاده است و به اعتقاد عده اي ديگر از تاريخ نويسان در دوره ساسانيان به فرمان يزد گرد اول (339-421 م) در اين محل شهري بنام «يزدان گرد» بنا گرديده است. نام يزد از همين عنوان گرفته شده است و به معني مقدس، فرخنده و در خور آفرين مي باشد. وليکن يافته هاي باستان شناسي و منابع مختلف نشان مي دهد حداقل پيشنيه آن به چندين هزار سال مي رسد و در زمان مادها از شهرهاي جنوبي و مرزي ماد بوده است و در زمان هخامنشيان چهارراه مهم کشور بوده و دو            شاهرا باستاني ايراني قديم در اين نقطه با هم تقاطع داشته اند.
مورخين يوناني شهر کهن و باستاني را استيخا يا همان ايساتيس خوانده اند.
يزد به معناي پاک و مقدس و يزد گرد به معناي داده خدايي است. شهر يزد نيز به معناي شهر خدا و سرزمين مقدس است. يزد از شهرهاي مذهبي ايران مي باشد
بقعه سيد رکن الدين يزد
بقعه سيد رکن الدين يکي از ارزشمند ترين بناهاي سده هشتم هجري است که از آثار بزرگمردي به همين نام مي باشد. گنبد زيبا، نقش هاي لاجوردي و زرين زير گنبد و دوازده ترنج اطراف آن و نيز گچ بري هاي برجسته و خطوط کوفي پيچدار تزييني در جاي جاي گنبدخانه از ويژگي هاي تزييني اين بنا به شمار مي رود. از ديگر آثار سيد رکن الدين بنا نهادن ميدان وقت و ساعت و احداث رصدخانه در آن و نيز وقفيات بسيار زياد (جمع آوري شده در کتاب جامع الخيرات) را مي توان بر شمرد. وي در سال 732 هجري قمري فوت و در زير گنبد مدرسه اش به خاک سپرده شد. اين اثر با شماره 642به ثبت آثار ملي ايران رسيده است.
بقعه سيد شمس الدين در شهر يزد
يکي از بناهاي تاريخي بسيار مهم و زيبا و پريادگار شهر يزد باقيمانده يک مجموعه بناست که در محله چهار منار يزد قرار دارد و به صورت زيارتگاهي نيمه ويران گاه به گاه محل عبادت پيرزنان محله و به ندرت مورد بازديد علاقه مندان به آثار تاريخي و مسافران خارجي واقع مي شود. اين بنا، تاريخي دراز و قصه اي شنيدني دارد.
باني آن سيد شمس الدين فرزند سيد رکن الدين است. پدر، از سادات محترم شهر و باني مدرسه و دستگاه علمي و نجومي به جاي گذاشت که شرح و تفصيل آن در کتاب مفصل وقفنامه به نام جامع الخيرات (چاپ تهران، 1341) مضبوط و حيرت آور علمي آن مي شکند و چون خود سيد رکن الدين را پس از وفات (سال 732) زير گنبد اصلي مدرسه دفن مي کنند در قرون بعد مدرسه به مزار تبديل ميشود. اکنون منحصرا زيارتگاهي است از زيارتگاههاي مشهور و محترم شهر يزد.
سيد رکن الدين در قضيه قتل تاجري نصاري که در يزد اتفاق مي افتد مورد غضب و اتهام سلطان يزد واقع مي شود و به زندان مي افتد. فرزندش سيد شمس الدين براي خلاصي پدر راه تبريز را پيش مي گيرد تا به دستور شاه پروانه آزادي پدر را اخذ کند.
سيد شمس الدين يکي از دختران خواجه رشيدالدين فضل الله طبيب همداني وزير مشهور عصر مغول را در عقد زوجيت خود در آورد و دستور آزادي پدر را نيز گرفت. اما در تبريز در گذشت. پس از وفات جسدش را به يزد فرستادند و زير گنبد مدرسه اي که خود بنا کرده بود در خاک گذارده شد .1 سيد شمس الدين با تاسي پدر در محله خارج از شهر آن روزگار يزد به ايجاد مدرسه و بازار و حمام و مسجد و خانقاهي پرداخت که اکنون بناي اصلي و به اصطلاح قديم گنبد آن باقي مانده است و همانجاست که مقبره اوست.     اين بنا از حيث تزئينات يکي از شاهکارهاي هنر معماري يزدست و نقشه آن را سيد شمس الدين در تبريز طرح مي کند و به يزد مي فرستد و خود همين موضوع نکته اي است بديع در تاريخ معماري ايران که نظير آن را در کتب ديگر نديده ام. بهر حال حکايت از آن دارد که معماران ايراني طرح ساختمانها را بر روي کاغذ مي آورده اند و سپس بروي زمين رنگ مي ريخته اند و پي مي کنده اند.
تزئينات باقي مانده اين بنا عبارت است: کتيبه گچ بري به خط جلي بسيار زيبا در پيش درگاه ورودي، کاشيکاريهاي معرق در همين پيش درگاه، طرحها و گل اندازيها و رسمهاي هندسي و ترنجها و شمسه ها و حاشيه ها به رنگ و روغن در داخل صحن زير گنبد (که متاسفانه موريانه 3 صدمه بسيار شديد به آنها وارد کرده است و به دشواري مي توان روزگاري اين آثار را مرمت کرد).
از تزئينات ديگر اين بنا دوره سنگ مرمر محراب آن    است که زن سيد شمس الدين آن را در تبريز دستور فرمودند تا تراشيدند و به يزد فرستاد.
   گچکاري بقعه شمسيه. نقاشي بدنه بقعه شمسيه.
 روي اين دوره سنگ آيات 20-17سوره آل عمران را نقل کرده اند. بر روي قسمتهاي دست رس اين سنگهاي مرمر که در دو طرف محراب است در طي قرون مقداري يادگار به خط اشخاص مختلف به مرکب نوشته شده است که خود آثاري با ارزش است و موسسات مسوول بايد در نگاهباني آنها دلسوزي و مراقبت به کار برند و بنحوي که به سنگ و يادگارها صدمه نزند آنها را محفوظ کنند که بر اثر دست زدن اشخاص و مرور ايام محو نشود. البته مقداري هم از يادگارها به علت سائيدگي و کمرنگي ناخواناست و قابل خواندن نيست. متن يادگارهاي مهمتر را اينک درينجا نقل مي کنم:
  باري زشراب شوق يک جامم نيست
هر چند گناه کارم اي بار خداي


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانش و پژوهش
اقتصاد و بازار
مرز پرگهر
دريچه هنر
آزمون و سنجش
ورزشي و در قلمرو ورزش
آگهي هاي روزنامه
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته