جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1389/03/05 - روزنامه مستقل سراسري صبح ايران (چهارشنبه) نسخه شماره 3605

  صمد مرفاوي سرمربي سابق استقلال :
 حرفي براي گفتن ندارم  

پس از يک سال سخت راه صمد مرفاوي و استقلال سرانجام از هم جدا شد. اگرچه قبل از آغاز فصل گذشته برخي پيش بيني مي کردند که جدايي مرفاوي از استقلال در ميانه هاي فصل قطعي شود و اين مربي جوان از استقلال مي رود اما او تا پايان در استقلال ماند و تيمش را سوم جدول کرد. حتي استقلال که از آغاز رقابت هاي ليگ قهرمانان آسيا تاکنون نتوانسته بود از مرحله گروهي مسابقات صعود کند در فصلي که گذشت با همين مربي جوان طلسم شکني کرده، به جمع 16 تيم برتر آسيا صعود کرد.
با اين حال پس از توقف استقلال برابر پيکان مرفاوي استعفاي کتبي اش را در جمع خبرنگاران خواند و از استقلال رفت .
مرفاوي در گفت وگو با ايسنا، به سوالات مختلفي پاسخ داده است که مي خوانيد.
سرانجام باشگاه استقلال با استعفاي شما موافقت کرد، اگر آنها تصميمي غير از اين مي گرفتند چه کاري مي کرديد؟
-اگر موافقت نمي کردند کار خاصي انجام نمي دادم. همين کاري که الان انجام مي دهم را مي کردم. در حال استراحت هستم و اگر باشگاه استقلال با استعفايم هم موافقت نمي کرد بهترين کار همين استراحت بود.
ارزيابي تان از فصلي که با استقلال گذرانديد چيست؟
-واقعا حرفي براي گفتن ندارم. ديگر نمي خواهم به گذشته برگردم. نمي خواهم هيچ حرفي راجع به مسايلي که داشتيم بزنم.مي خواهم استراحت کنم.
اما شما گفته  بوديد روزي تمام مسايلي که اتفاق افتاد را خواهيد گفت؟
-نمي خواهم صحبت کنم، نبايد اين طور باشد که اگر کسي درباره  افراد ديگري صحبت کرد و شهر را شلوغ کرد، آن آدم را خوب بدانيم و اگر کسي نخواست راجع به ديگران صحبت کند و غيبت کسي را نکند آن آدم را خوب ندانيم. من چه کار دارم که ديگران چه رفتاري داشته اند. هر کس کار خودش را مي کند. هر چه بوده تمام شده است و ديگر لزومي ندارد که من بخواهم درباره  اتفاقات گذشته صحبت کنم.
پس از بازي با پيکان شما گفتيد که نمي خواهيد ژنرال و سلطان باشيد. چه اتفاقي افتاد که شما به اين عنوان ها اشاره کرديد؟
-دوست داشتم راجع به اين مساله حرف بزنم. حال چه اتفاقي افتاده يا نيفتاده مهم نيست. تنها نظر شخصي ام بود که در آن استعفانامه  اعلام کردم.
يکي از انتقاداتي که درباره شما مطرح مي کنند اين است که ارتباط خوبي با رسانه ها نداريد و همين مساله حاشيه هايي را ايجاد کرد؟
-وقتي کسي مصاحبه اي نمي کند و برخي روزنامه ها مصاحبه اي را به نقل از آن فرد چاپ مي کنند و قانوني هم در مطبوعات ورزشي وجود ندارد که با روزنامه هاي متخلف برخورد کنند مصاحبه و ارتباط با رسانه ها فايده اي ندارد. اين طوري من بايد هميشه دست به قلم باشم تا از اين روزنامه ها که از قول خودشان مطالبي را چاپ مي کنند شکايت کنم.
اما همه رسانه ها اين طور نيستند. شايد به خاطر اين که شما کمتر در دسترس هستيد برخي به اشتباه چنين کاري مرتکب مي شوند و مصاحبه هايي را از شما منتشر مي کنند؟
-به هر جهت اين کار درستي نيست. وقتي حرف نمي زنم و از من مصاحبه چاپ مي کنند ببينيد که اگر صحبتي کنم آنگاه چه اتفاقي مي افتد.
مي گويند صمد مرفاوي در فوتبال ايران واقعا تنهاست و همانطور که خودتان بارها گفته ايد غير از خدا کس ديگري را در اين فوتبال نداريد؟
-هيچ وقت نمي خواهم وارد اين بازي ها شوم.
فکر نمي کنيد دور افتادن از اين چرخه باعث بشود شما از حضور در تيم هاي بزرگ يا حتي تيم ملي دور بمانيد؟
-اگر واقعا اين طوري است، ايرادي ندارد. آدم نبايد اصولش را فراموش کند.
پس از حضور در دفتر باشگاه استقلال و گفت وگو با آشتياني شما گفتيد که روزي به استقلال بر مي گرديد و استقلال را قهرمان مي کنيد. فکر مي کنيد که اين زمان چه روزي خواهد بود؟
-من هيچ وقت چنين حرفي نزده ام. متاسفانه يکي از روزنامه هاي ورزشي به دروغ چنين صحبت هايي را منتشر کرد. براي اين روزنامه متاسفم که از قول من نقل قولي را منتشر کرد و براي اين نقل قول دروغين کاريکاتوري هم کشيد. آنها از قول خودشان مطلب مي نويسند و آدم ها را زير سوال مي برند. من آنها را به خدا واگذار مي کنم. خدا هم قطعا آنها را رسوا خواهد کرد. بهتر است آنها به وجداني که ندارند برگردند و يک مقدار عملکرد خودشان را ببينند. اميدوارم خدا از تقصيرات آنها نگذرد.
به هر حال اين انتظار مي رود که شما روزي دوباره به استقلال برگرديد، فکر مي کنيد اين اتفاق به اين زودي ها بيفتد؟
-هيچ وقت نمي گويم که به استقلال بر مي گردم. سرنوشت آدم ها دست خداست ونمي توان گفت که در آينده چه اتفاقي مي افتد.
به هر حال ايسنا اين آمادگي را دارد که با دعوت از شما ناگفته هايتان را براي مردم و هواداران استقلال بگوييد؟
-من هيچ وقت به ايسنا نمي آيم. آدم هيچ وقت به خانه دوستش نمي رود. من به خانه ي دشمن مي روم و در خانه دشمن و رودروي دشمنان که مغرضانه عليه من مطلب نوشته اند حرف هايم را خواهم زد. از هيچ کس هم نمي ترسم. من از خدا مي ترسم و بس.
 براي آينده چه برنامه اي داريد؟ مي گويند يکي از گزينه هاي مس هستيد و آنها از شما برنامه خواسته اند.
بله، آنها برنامه خواستند و من هم برنامه ام را به مس دادم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبر دانشگاه
دانش و پژوهش
اقتصاد و بازار
مرز پرگهر
دريچه هنر
آزمون و سنجش
ورزشي و در قلمرو ورزش
آگهي هاي روزنامه
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته