جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1389/04/15 - روزنامه سراسري صبح ايران (سه شنبه) نسخه شماره 3638

 هنرهاي پيدا و پنهان در چهارگوشه ايران 


ياشاسين آذربايجان
آذربايجان، نامي پرآوازه در تاريخ ايران است. اسناد و منابع بسيار تاريخي و کهن ، از سنگ نبشته هاي به جا مانده گرفته تا اوستا و تورات و کتاب هاي مورخان يونان باستان مانند هرودوت و گزنفون و استرابون و ديگر تاريخ نويسان و پژوهندگان، همگي بر اين نکته اتفاق نظر دارند که مردم ماد ( آذربايجان) در تبار و هويت ملي و فرهنگي و تاريخي، زبان و دين و عادات و رسوم با ديگر اقوام ايراني يگانه و مشترکند.
در کتاب بندهشن ( اوستا)- اين کهن ترين سند - آمده است که آذربايجان را در زمان زرتشت « ايرانويچ» مي گفتند و زرتشت از زادگاه خود آذربايجان يا ايرانويچ به شيوه پيامبران مهاجرت کرد و جهت ترويج دين خود به خوارزم رفت.
نام ديگر آذربايجان، « آذرگشسب» بود که از نام آتشکده مقدس آذرگشسب در شهر « شيز» يا « تخت سليمان» گرفته شده است.
از سه نام باستاني آذربايجان يعني «ايرانويچ» ، « آذرگشسب» و «ماد کوچک» که بگذريم به آخرين نام ماندگار آن يعني « آتورپاتگان» مي رسيم.
ريشه نام آذربايجان يا آتورپاتگان از «آتروپاتن »، «آتروپات» و « آذرپات» به معني «پاسدار آتش» است. اتروپاتن لقب هر يک از سه ساتراپ ( استاندار) هخامنشي اين ايالت بود، زيرا آذربايجان جايگاه بزرگ ترين و مقدس ترين آتش ايزد افروخته به نام آذرگشسب بود که در دو جاي معروف قرار داشت ; يکي در باکو و ديگري در شيز مراغه  تخت سليمان)
فرهنگ عامه
مردم آذربايجان مردمي اصيل هستند. آنها در دوستي ثابت قدم، در برابر مشکلات شجاع و مقاوم ، و به غيرت شهره اند. از جمله خصلت هاي اين مردم مهمان نوازي، سلحشوري، آزادمنشي، راستگويي، مرزداري و پايبندي به اعتقادات مذهبي است.
يکتاپرستي وايمان به پروردگار  در اعماق دل و روح مردم اين سامان ريشه دارد و احساسات وطن دوستي آنان در تمام ادوار تاريخ ضرب المثل بوده است.
قيام هاي مکرر اهالي تبريز در هنگام جنگ هاي عثماني و دولت استبدادي روسيه تزاري سرشار از فداکاري ها و جانبازي هاي شگفت انگيزي است که در تاريخ ، جاودان خواهد ماند.«حسينقلي کاتبي» در کتاب « آذربايجان و وحدت ملي» مي نويسد:« طرز معاشرت، برخورد اجتماعي، تعارفات، طرز برگزاري جشن هاي ملي و مذهبي مثل مراسم نوروز  و چهارشنبه سوري و سيزده به در ، عيد غديرخم ، ميلاد مولي علي (ع) ، رسوم مهماني و عروسي، تعزيه و عزاداري و غيره در تمامي سرزمين ايران يکسان اجرا مي شود. از ديگر ويژگي هاي ايراني در اخلاق ملي مثل مهمان نوازي، ادب و احترام و خوش سلوکي و حسن معاشرت در ميان عموم ايرانيان از خراساني و آذربايجاني و کرماني و کرد و بلوچ يکسان است.»
موسيقي و رقص هاي محلي - آذربايجان شرقي
موسيقي  مردمي  (فولک ) آذربايجان  از روزگار کهن  تاکنون  در حيات  "عاشيق "ها تداوم  و تکامل  يافته  است. "عاشيق "ها هنرمندان  خودساخته اي  هستند که  بانواي  ساز خ
ود ترانه هاي  دلپذير و متناسب  با حال  و هواي مجالس  عروسي ها و قهوه  خانه ها را به  ترنم  در مي آورند. عاشيق ها در مراسم  عروسي  و جشن ها حاضر مي شوندو از اين  راه  معيشت  روزانه  خود را نيز تامين  مي کنند.
علاوه  بر موسيقي  عاشيقي  موسيقي  مقامي  نيز در آذربايجان  بسيار رايج  است  و در حال  حاضر نيز گروه هاي موسيقي  مقامي  متعددي  برنامه هاي  مختلف  و متنوعي  را به  مناسبت هاي  مختلف  اجرا مي کنند. موسيقي  مقامي آذربايجان  با اندک  تفاوت هائي ، همان  موسيقي  مقامي  ايران  است  که در  دستگاه هاي  هم  نام  و مشابهي  اجرامي شوند. همچنين  موسيقي  آذربايجان  تحت  تاثير موسيقي  کلاسيک  اروپا و بويژه  روسيه  آثاري  نوين  و بديعي را خلق  و عرضه  کرده  است.  رقص هاي  محلي  آذربايجان  در طول  زمان  تحت  تاثير شيوه  زندگي ، ميتولوژي  قومي ، فرهنگ  فولکوريک  وآئين هاي  خاص  محلي  پديد آمده  و تکامل  يافته  است.  رقص هاي  آذري  روحيه  جنگاوري  و مبارزه  و بيان  موزون فراز و نشيب هاي  داستان  زندگي  عادي  و قهرماني ، جدايي ها و حرمان ، عشق  و دلدادگي  و نرمي  و لطافت  را به نمايش  در مي آورد. هنر رقص  آذربايجاني  تبلوري  ديگري  از فرهنگ  مردم  آذربايجان  است.  معروف ترين رقص هاي  آذري  عبارتند از: لزگي ، چوبان ، زورخانه ، شالاخو، فنجان-   فنجان ، کوساگلين ، وصف  حال ، مينجيق سالما، آلما آتماق ، دولما - دولما و غيره  که  هر يک  مضمون  روايي  خاص  دارند و در حال  و هوا و شرايط  مخصوصي  نيز اجرا مي شوند.
زبان و گويش
همه مورخان پيش و پس از اسلام و نيز تاريخ نويسان معاصر، گويش آذري را زبان مردم آذربايجان دانسته اند. به عقيده زبان شناسان، زبان فارسي دو گويش دارد; يکي دري و ديگري پهلوي. گويش دري ، زبان کتابت و خواندن و نوشتن و آموزش بود، اما گويش پهلوي به زبان هاي محلي اطلاق مي شود که معمولا در زبان محاوره به کار مي آيد و در هر محل، مردم با کمي اختلاف به آن تکلم مي کنند. ( پهلوي را در جمع «فهلويات» مي گويند.)شعرا و ادبا و اهل علم ، همواره به اين دليل به فارسي دري يا زبان مادري و اصلي مي سرايند و مي نويسند که زبان ملي سراسر ايران است و به اين ترتيب آثار و سخن ايشان فراگير مي شود. آنها خيلي کم و به ندرت به زبان محلي قلم مي زنند. به همين دليل اشعار محلي به زبان آذري يا گويش آذري پهلوي نيز مانند ديگر گويش هاي محلي از کميت زيادي برخوردار نيست.يکي از مهم ترين منابع در اين زمينه رساله « روحي انارجاني» تاليف قرن 11 هجري است. اين کتاب نمونه گويايي از موقعيت عمومي و رواج زبان آذري پهلوي درميان مردم آذربايجان است.احمد کسروي مي نويسد از سال 736  هجري، سال مرگ ابوسعيد آخرين سلطان مغول تا ظهور شاه اسماعيل صفوي در سال 906 هجري، زبان ترکي در آذربايجان محدود به ترکان و مغولان بود، و مردم آذربايجان همچنان به آذري پهلوي صحبت مي کردند. در لغت نامه دهخدا آمده است: « آذري منسوب به آذر و آذربايجان ، و زبان آذري لهجه اي از فارسي قديم است که در آذربايجان متداول بوده و اکنون نيز در بعضي روستاهاي اين استان و بعضي نواحي قفقاز بدان تکلم کنند.»


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبرو دانشگاه
دانش وپژوهش
اقتصادو بازار
مرزپرگهر
دريچه هنر
آموزش وسنجش
ورزشي ودرقلمرو ورزش
آگهي هاي روزنامه
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته