جستجوي پيشرفتهبرو جستجو
پیوندها ÏÑÎæÇÓÊ ÇÔÊÑǘارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
تاریخ 1389/04/31 - روزنامه سراسري صبح ايران (پنج شنبه) نسخه شماره 3649

 هنرهاي پيدا و پنهان در چهارگوشه ايران 

استان اردبيل 
(قسمت سوم )
خواستگاري رسمي
پس از آنکه دختري مورد پسند قرار مي گرفت اقدام به خواستگاري رسمي مي شد علامت قبول ازدواج ازطرف خانواده دختر چاي شيرين بود و در اين روز از اقرباي دختر هم عده اي بدين مجلس که به «شيرني ايچدي» معروف بود دعوت مي شدند. در اين مجلس ميزان مهريه و شرايط طرفين و تاريخ عقد مشخص مي شد نامزدي رسمي وقتي صورت مي گرفت که مراسم مخصوصي به نام «شال اوزوک» انجام يابد اوزوک لفظ ترکي و به معني انگشتري است و شال به همان معنائي است که در زبان فارسي نيز مصطلح است.
عقدخواني
بين نامزدي و عقد خواني مدت زيادي طول نمي کشيد و از کسان طرفين براي مجلس عقد دعوت مي شد و اين دعوت غالبا از مردان مسن و ميانسال به عمل مي آمد.
عقد خواني در خانه دختر به عمل مي آمد ولي مخارج آنرا خانواده پسر بر عهده داشت وقتي که صيغه عقد جاري مي شد مجلس در سکوت عميق و روحاني خاصي فرو مي رفت و همه به جملات خوانندگان صيغه توجه مي کردند. عروس در اتاق ديگري که او را بر روي ظرف مسيني مي نشاندند و در وسط پارچه اي که در بالاي سر او گرفته بودند دو تکه قند را به هم مي سائيدند چون صيغه به پايان مي رسيد همه مبارکباد مي گفتند آنگاه با چاي و شيريني از حضار پذيرائي مي کردند.
پارچه کسدي
قبل از ب
ردن عروس به خانه بخت جشن ديگري گرفته مي شد که مختص زنها بود. مراد از اين جشن آن بود که کسان طرفين دور هم بنشينند و لباس هاي عروس را بريده و بدوزند. ولي در طول زمان اين کار صورت تشريفاتي به خود گرفته مبدل به يک جشن رسمي براي نشاندادن لباس ها و زينت آلات عروس به ديگران شده بود. در آن مجلس، که در خانه عروس برگزار مي شد سازنده ها يعني خوانندگان و نوازندگان زن دعوت مي شدند و با پذيرائي هاي گرم جشن مي گرفتند و در ضمن آن لباس ها و زينت آلاتي را که خانواده داماد براي عروس آورده بودند به مهمانان نشان مي دادند. فرداي آن روز کساني از نزديکان داماد به اتفاق خياط به خانه عروس مي آمدند و قسمتي از پارچه ها را بريده براي روز عروسي لباس مي دوختند.
حنا گجه سي
حناگجه، شبي بود که فرداي آن عروس را به خانه داماد مي بردند اين جشن هم در خانه عروس و هم در خانه داماد گرفته مي شد. حنا گجه خانه عروس مخصوص دختران و زنان جوان بود اينان، از هر دو خانواده، از بعد از ظهر آن روز به خانه عروس دعوت مي شدند و با او به حمام مي رفتند و غروب برگشته در خانه عروس جشن مي گرفتند و چون به دست هاي عروس حنا مي بستند از اين رو آنرا حنا گجه يعني شب حنا بندان مي گفتند. جشن خانه داماد هم با شرکت پسران جوان برگزار مي شد و دوستان و همسالان وي در آنجا گرد آمده با او به حمام مي رفتند.
شب عروسي
بردن عروس به خانه داماد غالبا بعد از غروب صورت مي گيرد در زمان هاي قديم بعضي از خانواده ها عروس را با اسب به خانه داماد مي بردند ولي بعد ها درشگه جانشين اسب شد و امروزه از ماشين استفاده مي کنند. بعد از ظهر روزي که غروب آن عروس به خانه داماد مي رفت جهزيه او را باضافه لباس ها و تحفه هائي که از روز نامزدي به بعد براي او آورده بودند، به خانه داماد مي بردند. عروس را مشاطه آرايش مي داد و هنگام رفتن او به خانه داماد چادري بسرش مي انداختند و زن هاي مسني از خانواده او وي را همراهي مي کردند يک نفر «ينگه» هم همراه آنها مي شد تا آداب و مراسم به حجله رفتن عروس را بوي بياموزد و در برابر کينه توزي احتمالي از او مراقبت کند موقع رفتن عروس پدر وي، و در صورت نبودن او برادربزرگ يا عموي او، دم در خانه دعاي خير مي داد و خوشبختي او را آرزو مي کرد. در خانه داماد معمولا شام تهيه مي شد و از مردان و زناني از بستگان طرفين دعوت به عمل مي آيد رسم بر اين بود که داماد سه تا سيب به پشت عروس بزند و بسر او نقل و نبات بريزد و پول نثار کند در مدخل راهروي ساختمان مجموعه يا طشت مسين مي گذاشتند تا عروس از روي آن بگذرد و مثل مس در آن خانه محکم بماند.
ترک پلو
فرداي شب عروسي براي ناهار عروس غالبا مادرش «قويماق» مي فرستاد و براي شام او نيز از خانه پدرش ترک پلو مي آوردند. ترک غذاي مخصوصي است و آن پلويي است که با زعفران و شکر و روغن مثل کته پخته مي شد. پلو را نيز گاهي با دو يا سه خورش مي پختند و همه آنها را با ديگ و ظرف هائي که در آنها پخته بودند مي فرستادند. فرستادن ترک پلو هم داراي تشريفاتي بود و در خانه عروس براي شرکت در اين مراسم از جمعي از نزديکان دعوت مي شد. هم چنين کسان داماد از اقرباي نزديک خود براي صرف اين غذا دعوت مي کردند.
اوز آشدي
عروس از ساعت ورود روي خود را از ديگران، يعني مردان و زنان خانواده شوهر، مي پوشانيد و روز اول براي آنکه نزد مادر شوهر يا خواهران و کسان داماد چادر از سر او بردارند هر يک از آنها چيزي به وي هديه مي دادند اين هديه بسته به تمکن مالي خانوادگي فرق داشت و در خانواده هاي متمکن سکه طلا بود و آنرا «اوز آشدي» مي گفتند يعني رونما.
بنده تخت
چون انتظار ورود مهمان براي خانواده داماد در مدت يک هفته و ده روز اول کار مشکلي بود لذا بعدها روز سوم عروسي را با اصطلاح عوامانه بنده تخت که تحريف شده عبارت «بانوبتخت» است بدين کار اختصاص دادند و بعد از ظهر آن روز را به طور رسمي براي پذيرائي از مهمانان مشخص ساختند.
اياغ آشدي
پس از پايان اين قبيل مراسم، عروس و داماد بقصد بازديد به خانه هاي منسوبان و دوستان خود مي رفتند. بعد از اين بازديدها تشريفات اياغ آشدي آغاز مي شد و آن عبارت از مهماني هائي بود که خويشان و دوستان عروس و داماد، متناسب با درجه نزديکي که با آنها داشتند، به افتخار آنان ترتيب مي دادند و از خانواده هاي طرفين نيز دعوت مي نمودند.
آئين نوروز 
 تشريفات جشن هاي نوروز در اين منطقه نسبت به مناطق ديگر ايران، تاحدي وسيع و مفصل بوده است. 
تکم و تکمچي 
 تکم شيطانکي است به شکل حيوان از تخته که با پارچه هاي رنگين و تکه هاي آينه آن را زيبا مي کردند و از زير شکم بر انتهاي چوب نازکي متصل کرده و اين چوب را از سوراخي در وسط صفحه تخته اي عبور مي دادند و به آساني در آن سوراخ بالا و پائين مي رفت. تکمچي يعني صاحب تکم آن را به حرکت درآورد. و در نتيجه صدائي به وجود مي آورد که خوش آيند است و به همراه آن تصانيفي نيز مي خواند که درباره عيد و بهار است. تکمچي ها از حدود يک ماه به عيد مانده پيدا مي شوند و به در خانه ها رفته و رسيدن بهار را مژده مي دادند.  
 با يرام پائي 
 با يرام پائي يعني سهم و حصه عيد، از طرف کسان دختري که تازه ازدواج کرده فرستاده مي شد. شام در مجموعه هاي مسي بزرگ چيده مي شد و هر غذا در ظرف جداگانه قرار مي گرفت. بر روي آن سرپوش مسي و روي آن روپوش مخملي يا ترمه يا زري بسيار زيبائي قرار مي دادند و حمال غذاها را در خانه موردنظر مي گذاشت و مجموعه و روپوش و سرپوش را با خود برمي گرداند. 


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
سياسي
خبرو دانشگاه
دانش وپژوهش
اقتصادو بازار
مرزپرگهر
دريچه هنر
آموزش وسنجش
ورزشي ودرقلمرو ورزش
اجتما عي
آگهي هاي روزنامه
صفحه اصلی - شناسنامه آفرینش - آرشیو آفرینش - ارتباط با ما - درخواست اشتراک - پیوندها - جستجوی پیشرفته