نشانه‌های متفاوت افسردگی در مردان

بسیاری از مردان هر روز سر کار می‌روند، فراتر از انتظار مدیرانشان عمل می‌کنند، در فعالیت‌های فرزندانشان مشارکت دارند و وقتی حالشان پرسیده می‌شود، پاسخ می‌دهند حالشان خوب است.

نشانه‌های متفاوت افسردگی در مردان

بسیاری از مردان هر روز سر کار می‌روند، فراتر از انتظار مدیرانشان عمل می‌کنند، در فعالیت‌های فرزندانشان مشارکت دارند و وقتی حالشان پرسیده می‌شود، پاسخ می‌دهند حالشان خوب است. با این حال ممکن است درون خود احساس کنند، چیزی را از دست داده‌اند، بی‌آنکه بتوانند توضیح دهند.
به گزارش ایسنا، «اسکات مالون» - مشاور ازدواج و خانواده - می‌گوید افسردگی در مردان اغلب با تصویر رایج یعنی غم و گریه تفاوت دارد و همین موضوع تشخیص را دشوار می‌کند.
افسردگی در مردان معمولا به شکل تحریک‌پذیری و بدخلقی، فاصله‌گیری عاطفی، خستگی، کاهش انگیزه، بی‌حسی عاطفی و احساس گسست از زندگی بروز می‌کند. بسیاری از مردانی که برای درمان مراجعه می‌کنند هرگز خود را افسرده نمی‌دانند بلکه می‌گویند «نمی‌دانم چه شده است اما احساس می‌کنم خودم نیستم.»
پژوهش‌های موسسه ملی سلامت روان آمریکا و انجمن روان‌شناسی آمریکا نیز نشان می‌دهد که افسردگی در مردان نه صرفا با اندوه بلکه اغلب با خشم، تحریک‌پذیری و بی‌حوصلگی، خستگی، کاهش علاقه به کار و سرگرمی‌ها و اختلال خواب همراه است.
مالون می‌گوید: یکی از دلایل پنهان ماندن افسردگی مردان این است که نشانه‌هایش با ویژگی‌هایی اشتباه گرفته می‌شود که جامعه آنها را تحسین می‌کند. مردی که بیش از حد کار می‌کند، فردی پرتلاش تلقی می‌شود. مردی که احساساتش را بروز نمی‌دهد، قوی به نظر می‌رسد. تحریک‌پذیری و کم‌حوصلگی‌اش به استرس نسبت داده می‌شود.انزواطلبی‌اش به حساب درون‌گرایی گذاشته می‌شود و اگر احساسات واقعی‌اش را بیان کند، ممکن است ضعیف تلقی شود. در چنین شرایطی، اطرافیان متوجه نمی‌شوند که ارتباطش با افرادی که دوستشان دارد و فعالیت‌هایی که زمانی برایش لذت‌بخش بوده‌اند به‌تدریج کمرنگ شده است.
به گفته مالون، زمانی که همسر فرد می‌گوید
«او دیگر مثل گذشته نیست»، این جمله می‌تواند نشانه مهمی از افسردگی باشد.
وی توضیح می‌دهد در بسیاری از مردان خشم جای غم را می‌گیرد زیرا تنها احساسی است که بسیاری از آن‌ها از کودکی اجازه ابراز آن را داشته‌اند.احساساتی مانند تنهایی، ترس، اندوه، ناامیدی یا شرم اغلب سرکوب می‌شوند و این احساسات سرکوب‌شده بعدها به شکل خشم و تحریک‌پذیری ظاهر می‌شوند.
مالون می‌گوید بسیاری از مردانی که خانواده‌هایشان آنها را افرادی عصبانی می‌دانستند، در واقع به خستگی، فشار روانی، سوگ یا احساس تنهایی دچار بودند.
به گفته مالون، در بعضی از کشورها کار بیش از حد و مصرف الکل دو راهکار رایج برای پنهان‌سازی دردهای عاطفی‌ هستند. بسیاری از مردان به‌جای مواجهه با احساساتشان، خود را در کار غرق می‌کنند یا به نوشیدن الکل روی می‌آورند.
وی می‌گوید برخی از موفق‌ترین مراجعانش در عین حال تنهاترین افراد بوده‌اند یا مشکل سوء‌مصرف الکل داشته‌اند.
کلینیک مایو نیز پناه بردن به کار یا ورزش و مشکلات مصرف الکل و مواد مخدر را از رفتارهایی می‌داند که می‌تواند نشانه افسردگی در مردان باشد.
به گزارش ایندیپندنت، افسردگی در بسیاری از موارد ابتدا به شکل علائم جسمی ظاهر می‌شود.خستگی، دردهای جسمی، اختلال خواب و مشکل در تمرکز ممکن است پیش از آنکه فرد یا اطرافیانش متوجه افسردگی شوند، بروز کنند.
مالون معتقد است تفکیک نقش عوامل زیستی و تربیتی در افسردگی مردان دشوار است اما بسیاری از مردان از کودکی این پیام را دریافت می‌کنند که ارزش آن‌ها به توانایی‌شان در تامین خانواده، محافظت از دیگران، موفقیت و تحمل سختی‌ها وابسته است. این باورها می‌تواند به باری سنگین تبدیل شود و مانع درخواست کمک شود. بررسی‌ها نشان داده‌اند هنجارهای سنتی مردانگی مانند خوداتکایی و خویشتن‌داری احتمال مراجعه مردان برای دریافت کمک روان‌شناختی را کاهش می‌دهد.
در این کشورها بسیاری از مردان زمانی برای درمان مراجعه می‌کنند که پیامدهای افسردگی مانند از دست دادن زندگی مشترک، شغل یا رابطه با فرزندان آشکار شده است.