مدرسه؛ آخرین سنگر تعطیلی در روزهای بحران

جنگ، بحران‌های طبیعی، آلودگی هوا، ناترازی انرژی و بیماری‌های فراگیر، هر کدام می‌توانند نظم عادی زندگی را مختل کنند؛ اما تجربه سال‌های اخیر یک واقعیت مهم را پیش روی سیاست‌گذاران قرار داده است: در شرایط بحران، نظام آموزشی نباید نخستین بخشی باشد که تعطیل می‌شود.

مدرسه؛ آخرین سنگر تعطیلی در روزهای بحران

جنگ، بحران‌های طبیعی، آلودگی هوا، ناترازی انرژی و بیماری‌های فراگیر، هر کدام می‌توانند نظم عادی زندگی را مختل کنند؛ اما تجربه سال‌های اخیر یک واقعیت مهم را پیش روی سیاست‌گذاران قرار داده است: در شرایط بحران، نظام آموزشی نباید نخستین بخشی باشد که تعطیل می‌شود.
مدرسه فقط ساختمانی برای برگزاری کلاس نیست؛ مدرسه ستون نظم اجتماعی، محل شکل‌گیری عادت‌های یادگیری، کانون ارتباط اجتماعی و یکی از مهم‌ترین سازوکارهای حفظ امید و آینده‌نگری در جامعه است. وقتی مدارس به‌صورت مکرر و بدون الگوی مشخص تعطیل می‌شوند، آسیب ایجادشده صرفاً به چند روز از دست‌رفته کلاس محدود نمی‌شود. آنچه آسیب می‌بیند، «پیوستگی یادگیری» است؛ همان زنجیره‌ای که اگر بارها قطع شود، بازگرداندن دانش‌آموز به مسیر اصلی دشوار خواهد شد.
تجربه همه‌گیری کرونا نمونه روشنی از این مسئله بود. بسیاری از دانش‌آموزان در آن دوره نه فقط بخشی از محتوای درسی، بلکه بخشی از مهارت‌های ارتباطی، نظم فردی و انگیزه تحصیلی خود را از دست دادند. آموزش غیرحضوری نیز اگرچه در آن شرایط یک راه‌حل ضروری بود، اما نتوانست برای همه دانش‌آموزان جایگزین کاملی برای مدرسه باشد. شکاف دسترسی به اینترنت، تجهیزات و محیط مناسب یادگیری، نابرابری آموزشی را تشدید کرد.
اکنون در شرایطی که کشور تجربه جنگ را پشت سر گذاشته است، مسئله اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.در جنگ، حفظ آموزش فقط یک ضرورت آموزشی نیست؛ بخشی از تاب‌آوری ملی است. جامعه‌ای که بتواند آموزش کودکان و نوجوانان خود را، البته با رعایت الزامات امنیتی، حتی در دشوارترین شرایط حفظ کند، نشان می‌دهد که بحران نتوانسته آینده آن را متوقف کند.
البته این به معنای نادیده گرفتن جان و سلامت دانش‌آموزان نیست. هرگاه حضور فیزیکی در مدرسه واقعاً با خطر جدی و فوری همراه باشد، حفاظت از جان دانش‌آموزان باید اولویت نخست باشد. اما میان
«ادامه آموزش» و «باز بودن همیشگی ساختمان مدرسه» تفاوت وجود دارد. اگر شرایط اجازه حضور عادی را نمی‌دهد، باید سراغ آموزش ترکیبی، تغییر ساعت و مکان کلاس‌ها، گروه‌بندی دانش‌آموزان، تقویم‌های جبرانی و سایر شیوه‌های انعطاف‌پذیر رفت؛ نه اینکه با هر بحران، نخستین تصمیم، تعطیلی کامل باشد.
نکته مهم‌تر آن است که تعطیلی نباید به یک پاسخ آسان و تکرارشونده برای مشکلات پیچیده تبدیل شود. اگر آلودگی هوا وجود دارد، باید منابع آلاینده مدیریت شوند؛ اگر ناترازی انرژی وجود دارد، نباید هزینه آن به نسل دانش‌آموز منتقل شود؛ و اگر بحران رخ می‌دهد، باید میان مناطق، مقاطع و سطوح خطر تفکیک قائل شد.
نظام آموزشی تاب‌آور، نظامی نیست که هرگز تعطیل نشود؛ نظامی است که برای تعطیل نشدن، از پیش برنامه داشته باشد.
مدرسه باید آخرین جایی باشد که در بحران تعطیل می‌شود و نخستین جایی باشد که با فراهم شدن حداقل شرایط ایمن، فعالیت خود را از سر می‌گیرد. زیرا هر روزی که آموزش از دست می‌رود، فقط یک روز از تقویم آموزشی حذف نشده است؛ ممکن است بخشی از انگیزه، تمرکز، مهارت و امید یک دانش‌آموز نیز از مسیر آینده او کنار گذاشته شود.
در روزهای بحران، حفظ مدرسه یعنی حفظ بخشی از آینده. و آینده، چیزی نیست که بتوان آن را هر بار تعطیل کرد و انتظار داشت بدون هزینه بازگردد.