فشار فیلترینگ بر سبد هزینه خانوار

در شرایطی که بخش قابل‌توجهی از مردم با افزایش هزینه‌های زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، تحمیل هزینه‌های جانبی به خانوارها بیش از گذشته قابل تأمل است.

در شرایطی که بخش قابل‌توجهی از مردم با افزایش هزینه‌های زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، تحمیل هزینه‌های جانبی به خانوارها بیش از گذشته قابل تأمل است. یکی از این هزینه‌ها، هزینه دسترسی به اینترنت و ابزارهای عبور از محدودیت‌های دسترسی به برخی پلتفرم‌هاست؛ هزینه‌ای که شاید در نگاه نخست کوچک به نظر برسد، اما برای خانواده‌هایی که چند عضو آنها از اینترنت استفاده می‌کنند، به یک هزینه مستمر تبدیل می‌شود.
ادامه بازار فروش فیلترشکن و افزایش قیمت برخی از این خدمات، عملاً بخشی از هزینه دسترسی مردم به فضای مجازی را به هزینه‌ای اضافی تبدیل کرده است. شهروندی که برای آموزش، ارتباطات، کسب‌وکار، اطلاع‌رسانی یا حتی انجام امور روزمره به اینترنت نیاز دارد، در کنار هزینه اشتراک اینترنت، ممکن است ناچار به پرداخت هزینه دیگری نیز باشد.
مسئله مهم‌تر آن است که این هزینه اضافی برای همه خانوارها یکسان نیست. برای یک خانواده کم‌درآمد، پرداخت ماهانه مبالغی هرچند نه‌چندان بزرگ، زمانی که در کنار هزینه‌های مسکن، خوراک، حمل‌ونقل، آموزش و درمان قرار می‌گیرد، می‌تواند فشار قابل توجهی ایجاد کند.
از سوی دیگر، تداوم چنین وضعیتی می‌تواند به گسترش بازاری منجر شود که شفافیت و نظارت بر آن محل سؤال است. وقتی دسترسی عادی به یک خدمت دیجیتال دشوار می‌شود، بازارهای جانبی برای تأمین آن شکل می‌گیرند و در نهایت هزینه این وضعیت مستقیماً یا غیرمستقیم به مصرف‌کننده منتقل می‌شود.
در سیاست‌گذاری عمومی، لازم است هزینه‌های پنهان تصمیمات نیز محاسبه شود. اگر هدف، مدیریت فضای مجازی و حمایت از حقوق کاربران است، باید هم‌زمان آثار اقتصادی محدودیت‌های دسترسی، هزینه‌های تحمیلی به خانوارها و تبعات آن برای کسب‌وکارهای اینترنتی نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.
مردم نباید برای دسترسی به ارتباطات و خدمات دیجیتال، بار هزینه‌ای مضاعفی را تحمل کنند که در محاسبات رسمی هزینه‌های زندگی دیده نمی‌شود.