انسان دوستی هم حساب و کتاب دارد

جنگ خانمان سوز است اما بدتر از آن حاکمیت اشخاص و گروه هایی افراطی بر مردمی است که نه پناهی دارند و حامی. مردم افغانستان طی چند دهه گذشته همواره یا زیر فشار آتش دشمنان خارجی بوده اند و یا زیر تیغ افراط گرایی جریان های داخلی بوده اند و در این مسیر تنها راه گریز و نجاتشان "ایران" بوده و بس.

انسان دوستی هم حساب و کتاب دارد

جنگ خانمان سوز است اما بدتر از آن حاکمیت اشخاص و گروه هایی افراطی بر مردمی است که نه پناهی دارند و حامی. مردم افغانستان طی چند دهه گذشته همواره یا زیر فشار آتش دشمنان خارجی بوده اند و یا زیر تیغ افراط گرایی جریان های داخلی بوده اند و در این مسیر تنها راه گریز و نجاتشان "ایران" بوده و بس.
مردم افغانستان همواره ایران را وطن دوم خود دانسته اند و انصافاً نیز ملت ایران نیز خوب میزبانی کرده اند و اگر هم بعضاً ناملایمات و بی اخلاقی هایی  صورت گرفته، در برابر مهر و محبتی که طی این چند دهه شاهدش بودیم قطره در برابر دریاست.
تا به امروز هیچگاه کسی از حضور افغانستانی ها در ایران گله و یا مخالفتی نداشته است، اما امروز وضعیت کشور ما عادی نیست. اگر در افغانستان حکومتی روی کار است که نگرشی افراطی به حقوق انسانی دارد، در مقال ایران نیز دچار شدیدترین جنگ و تحریم اقتصادی جهان است که اگر نیمی از این شرایط را بر هر کشوری تحمیل می کردند مشخص نبود چه سرنوشتی نصیب حکومت و ملتش می شد.
امروز آمارها از حضور نزدیک به 10 میلیون مهاجر افغان به کشورمان خبر می دهند. جمعیتی در حدود جمعیت تهران که در سراسر کشور پخش شده اند و اکثریت آنها به صورت غیرقانونی وارد کشور شده اند. این سبک مهاجرت قطعاً تبعات حقوقی بسیاری برای کشور به همراه خواهد داشت، اما بحث درمورد تأمین معاش، درمان، آموزش، مسکن، و سایر هزینه هایی است که یک نفر به صورت حداقلی به آن نیاز دارد.
درچند فقره ساده باید به بطن این حادثه پی برد. درحال حاضر دولت بالاترین یارانه ها را به نان اختصاص می دهد. آیا این ده میلیون نفر مهاجر نیزباید شامل یارانه ای شوند که کشور به زحمت فراوان درآمد کسب می کند و مجبور است نیازهای ملت را تأمین کند.
این چند میلیون نفر مهاجر نیاز به مسکن دارند و به گفته مشاورین املاک حضور افغان ها در بازار طی دو سال گذشته موجب افزایش کرایه خانه در مناطق پائین و حاشیه شهر شده است. این چند میلیون نفر نیاز به انرژی و گرمایش و سرمایش دارند، یعنی در فصل سرما که هرساله شاهد افت فشار گاز هستیم، چند میلیون نفر اضافه مصرف به سرانه انرژی اضافه خواهد شد. در بحث مصرف برق و هزینه های حمل و نقل عمومی نیز باید به بار اضافی که بر کشور حمل می شود توجه داشت.
نگاهی به فضا و امکانات آموزشی و درمانی داشته باشید. آیا این میزان مهاجر نیاز به آموزش و درمان ندارند، قرار است با کدام منبع مالی و انسانی نیازشان برطرف گردد.
صدالبته که ملت افغانستان به لحاظ سبقه تاریخی و فرهنگی پاره تن ایران هستند و حسابشان از طالبان و اقداماتش جداست و نباید این مردم مظلوم را به پای اعمال زورگویانه طالبان قربانی کرد. اما به هرحال باید مناسبات حقوقی و مالی را در پذیرش مهاجر به کشورمان مد نظر قرار دهیم.
حرف از میلیون ها نفر مهاجر است که با گذر زمان در بدنه جمعیتی کشور محو می شوند و اثرات فرهنگی خاص خود را به مرور بر جامعه تزریق خواهند کرد که این مسئله می توان تبعات نامناسبی برای ما داشته باشد.
انتظار این است تا دستگاه های مربوطه سروسامانی جدی به حضور افغان ها در سراسر کشور بدهند و اجازه ندهند خیل مهاجرت ها بدون قانون و نظارت صورت گیرد. مسلماً با دسته بندی اطلاعات و داشتن نظارت کافی می توان جلو بسیاری از تهدیدات مالی، فرهنگی و امنیتی را گرفت.