حق مردم در بورس این نیست

بازار بورس در فضایی رویایی در حال رکورد زدن بود، مردم خبرها را دهان به دهان از هم می گرفتند و می شنیدند که در این وانفسای اقتصادی که حقوق یک کارمند و کارگر به اندازه خوراک ماهانه آنها هم نمی شود، برخی در بورس در حال پول پارو کردن هستند. آنچه نباید

حق مردم در بورس این نیست

بازار بورس در فضایی رویایی در حال رکورد زدن بود، مردم خبرها را دهان به دهان از هم می گرفتند و می شنیدند که در این وانفسای اقتصادی که حقوق یک کارمند و کارگر به اندازه خوراک ماهانه آنها هم نمی شود، برخی در بورس در حال پول پارو کردن هستند. آنچه نباید
می شد، شد! بسیاری از خانواده ها که اغلب قشر متوسط رو به پایین جامعه بودند، سرمایه اندک خود را از بانک درآورند و یا حتی خودروی خانواده را فروختند و پولش را به بورس بردند. درحالی که هیچ اطلاعی از چگونگی شکل گیری این بهار مالی و میوه های آن نداشتند و حتی نمی دانستند که زمستان بورس چطور می تواند خون زندگی را در رگ هایشان کند و سرد نماید.
درهمین حین حباب این بهار رویایی ترکید و شاخص بورس از قله به قعر دره قیمت ها سقوط کرد، به نحوی که سرمایه برخی از سهامداران هیچ شد و صرفاً سهام های منفی روی دستشان ماند. از همین روی دست به اعتراض زدند و در مقابل سازمان بورس طی چند روز گذشته تجمع کردند تا مسئولان فکری به حال سرمایه های نابود شده و برباد رفته آنها بکنند.
دولت و مسئولان اقتصادی و بورس مدعی هستند که نوسان بورسی در فعالیت اقتصادی امری طبیعی است و سهامداران باید پیش از ورود به این عرصه سرمایه گذاری با دانش و آگاهی ورود می کردند و امروز که شاهد سقوط بورس هستیم باید صبر داشته باشند و سرمایه گذاری بلند مدت را برای خود متصور باشند.
این اظهارات کاملاً منطقی،علمی و عرف پسند است و هر  سرمایه گذاری باید به احتمالات ضرر و زیان هم بیندیشند. اما نکته مبهم اینجاست که دولت به عنوان متولی نظارت بر امورات شرکت ها و تولیدکنندگان و سهام فروشان در بورس، چه نقشی را ایفا کرده و درمسیر صحت سنجی سودهی و رشد روبه صعود این واحدها چه فعالیتی داشته است. اصلا تمامی سهام داران حاضر در بورس بی سواد و بی علم وارد این حوزه شده اند، اما مسلماً کور نبوده اند و سهام هایی را خریداری کرده اند که براساس شاخص ها سود بوده و میزان ریسک ضرر آنها بسیار پایین بوده است.
اما اینکه به یکباره یک سهامی در اوج رشد به پایین ترین نرخ قیمت خود می رسد به طوری که قیمت آن از قیمت عرضه اولیه آن سهام
پایین تر می رود، چه توجیهی دارد؟! آیا عملکرد صفر و صدی توجیه علمی دارد و ارتباطی با داشتن یا نداشتن سواد بورسی برای مردم عادی دارد؟!
باید بپذیریم که زیرساخت های بورس ما به صورت علمی پایه گذاری نشده و موارد متعددی را مشاهده کرده ایم که یک واحد تولیدی با داشتن سهام سود ده، بعضاً فعالیت تولیدی نداشته و کارخانه حتی به خط تولید هم نرسیده است!
وقتی دولت ودیگر نهادها مدام برای اقتصاد کشور نسخه ای همچون بورس تجویز می کنند و مردم به سرمایه گذاری در این حوزه ترغیب
می نمایند، باید پشتوانه حمایتی از این سرمایه های مردمی را نیز داشته باشند. اینکه در جواب سرمایه های پوچ شده مردم برای آنها نسخه صبر و تحمل تجویز کنیم، قطعاً موجب نارضایتی و بعضاً نافرمانی مدنی خواهد شد.
واقعاً این حق مردم نیست که به سبب نداشتن راهکاری برای نجات از زیر بار فشار اقتصادی به راهکاری تن دهند که مسئولان برای آنها تجویز می کنند، اما مسئولان مسیر همواری را برای آنها ایجاد نکنند و آنها در میان مشکلات رهاسازند.

[email protected]