دیپلماسی برای عبور از تنگنای جنگ و تحریم

بسته‌شدن یا محدودشدن مرزهای هوایی کشور در شرایط جنگی، صرفاً یک مسئله حمل‌ونقلی یا امنیتی نیست؛ آثار آن می‌تواند به سرعت به زنجیره تأمین کالاهای اساسی، دارو، تجهیزات پزشکی، مواد اولیه تولید و حتی امنیت غذایی مردم منتقل شود.

دیپلماسی برای عبور از تنگنای جنگ و تحریم

بسته‌شدن یا محدودشدن مرزهای هوایی کشور در شرایط جنگی، صرفاً یک مسئله حمل‌ونقلی یا امنیتی نیست؛ آثار آن می‌تواند به سرعت به زنجیره تأمین کالاهای اساسی، دارو، تجهیزات پزشکی، مواد اولیه تولید و حتی امنیت غذایی مردم منتقل شود. در چنین شرایطی، مدیریت بحران تنها با افزایش ذخایر داخلی یا جایگزین‌کردن مسیرهای زمینی و دریایی به نتیجه نمی‌رسد؛ بلکه فعال‌کردن ظرفیت‌های دیپلماسی نیز به اندازه مدیریت میدانی ضرورت پیدا می‌کند.
جنگ، بسیاری از معادلات معمول اقتصادی و تجاری را مختل می‌کند. وقتی مسیرهای هوایی بسته یا پروازها محدود می‌شوند، انتقال برخی کالاها با تأخیر و هزینه بیشتری انجام می‌شود و کشورهایی که پیش‌تر از مسیرهای هوایی برای تجارت، انتقال دارو یا جابه‌جایی کالا استفاده می‌کردند، ناچار به استفاده از مسیرهای جایگزین می‌شوند. در کنار آن، تحریم‌های موجود می‌تواند دسترسی به برخی اقلام، منابع مالی، بیمه، کشتیرانی و شبکه‌های بانکی را دشوارتر کند. حاصل جمع این عوامل، افزایش فشار بر زنجیره تأمین و در نهایت افزایش نگرانی جامعه است.
در چنین وضعیتی، دیپلماسی نباید به حاشیه سیاست داخلی و مدیریت جنگ رانده شود؛ بلکه باید بخشی از مدیریت بحران باشد.گفت‌وگو با کشورهای همسایه، استفاده از ظرفیت سازمان‌های بین‌المللی، فعال‌کردن مسیرهای بشردوستانه و ایجاد سازوکارهای مطمئن برای انتقال دارو و مواد غذایی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند بخشی از فشارهای ناشی از محدودیت‌های حمل‌ونقل و تحریم را کاهش دهد.
این مسئله به‌ویژه درباره دارو اهمیت مضاعف دارد. دارو کالایی نیست که بتوان تأمین آن را صرفاً تابع محاسبات تجاری دانست. بیماران، سالمندان، کودکان و افراد دارای بیماری‌های خاص نمی‌توانند منتظر عادی‌شدن شرایط بمانند. هر اختلال طولانی در زنجیره تأمین دارو می‌تواند مستقیماً بر زندگی انسان‌ها اثر بگذارد. از همین رو، باید مسیرهای ویژه و کم‌ریسک برای ورود دارو، تجهیزات پزشکی و سایر اقلام حیاتی تعریف و تضمین شود.
در حوزه مواد غذایی نیز همین منطق برقرار است. حفظ جریان واردات اقلام ضروری، نهاده‌های دامی و کشاورزی و مواد اولیه صنایع غذایی، نیازمند هماهنگی همزمان میان دستگاه‌های اقتصادی، امنیتی، حمل‌ونقل و دیپلماسی است.
البته فعال‌شدن دیپلماسی به معنای نادیده‌گرفتن توان داخلی یا چشم‌دوختن به بیرون نیست.خودکفایی و تاب‌آوری داخلی و دیپلماسی فعال، دو مسیر مکمل‌اند، نه رقیب یکدیگر.کشوری که می‌خواهد در شرایط بحران کمترین آسیب را ببیند، باید هم ذخایر و ظرفیت‌های داخلی خود را تقویت کند و هم برای باز نگه‌داشتن مسیرهای ارتباطی با جهان تلاش کند.
امروز بیش از هر زمان دیگری، دیپلماسی باید از سطح رایزنی‌های سیاسی فراتر رود و به دیپلماسی تأمین، دیپلماسی بشردوستانه و دیپلماسی اقتصادی تبدیل شود؛ دیپلماسی‌ای که هدف آن پیش از هر چیز، حفظ زندگی عادی مردم در غیرعادی‌ترین شرایط است.
در میانه جنگ و تحریم، تأمین دارو، غذا و نیازهای حیاتی مردم فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بخشی از امنیت ملی و سرمایه اجتماعی کشور است.