هوش مصنوعی و رباتها

جهان با شتابی بی‌سابقه به سوی عصری حرکت می‌کند که در آن هوش مصنوعی و ربات‌ها تنها ابزار خدمت به انسان نخواهند بود، بلکه به بخشی از تصمیم‌گیری، مدیریت، امنیت، اقتصاد و حتی روابط اجتماعی تبدیل می‌شوند.

مهندس محسن امیری
جهان با شتابی بی‌سابقه به سوی عصری حرکت می‌کند که در آن هوش مصنوعی و ربات‌ها تنها ابزار خدمت به انسان نخواهند بود، بلکه به بخشی از تصمیم‌گیری، مدیریت، امنیت، اقتصاد و حتی روابط اجتماعی تبدیل می‌شوند.
 این تحول، اگرچه دستاوردهای بزرگی برای بشر به همراه دارد، اما پرسش‌های عمیقی رو هم پیش روی ما می‌ گذارد. نگرانی اصلی این نیست که ماشین‌ها روزی از انسان نیرومندتر شود ، بلکه آن است که انسان به مرور اختیار اندیشیدن، تصمیم گرفتن و حتی قضاوت اخلاقی خودش رو به سامانه‌هایی واگذار کند که فاقد احساس، وجدان و مسئولیت انسانی هستند.
هرچه وابستگی ما به هوش مصنوعی بیشتر شود ،  احتمال شکل‌گیری تعارض میان خواست انسان و تصمیم ماشین هم افزایش پیدا می کند. تقابل لزوماً به معنای جنگ فیزیکی نیست، بلکه می تواند نبردی بر سرِ اختیار، آزادی انتخاب، حریم خصوصی و کرامت انسان باشد.
هوش مصنوعی باید در خدمت انسان باقی بماند ، نه این که انسان پیرو تصمیم‌های او شود . فناوری زمانی ارزشمند است که کیفیت زندگی بشر رو ارتقا دهد ، نه این که جایگزین عقل، احساس و مسئولیت او گردد .
 امروز، بیش از هر زمان دیگری، وظیفه دانشمندان، قانون‌گذاران و همه جوامع انسانی آن است  که پیشرفت فناوری را  با اخلاق، مسئولیت‌پذیری و حفظ جایگاه انسان همراه کنند. آینده را نه ربات‌ها، که تصمیم‌هایی که امروز درباره نحوه استفاده از آنها می‌گیریم رقم خواهد زد.
با افزایش نقش هوش مصنوعی در گفتگوهای روزمره، ممکن است  بعضی انسان‌ها، به‌ویژه نسل‌های جوان‌تر، بیشتر وقت خودشان را  با یک سامانه هوشمند بکذرانند تا با خانواده یا دوستان خود . در چنین شرایطی، ممکن است  برخی احساس کنند کسی همیشه کنار آنها است ؛ موجودی که هرگز خسته نمی‌شود ، پاسخ می‌دهد و انگار آنها  را  می‌فهمد. اما این همدلی بر اساس داده و الگوریتم است ، نه تجربه زیستن  و نه احساس انسانی. هرچند این فناوری می‌تواند ابزار مفیدی باشد ، اما  هیچ تکنولوژی نمی‌تواند جای محبت خانواده، تجربه دوست، خرد یک سالمند یا ارتباط صمیمانه میان انسان‌ها را بگیرد.  
جامعه‌ای که گفتگوهای انسانی را  با تعامل با ماشین جایگزین کند ، ممکن است  از نظر فناوری پیشرفته‌تر شود ، اما در عین حال با خطر افزایش انزوا، کاهش روابط اجتماعی و کم‌رنگ شدن پیوندهای عاطفی هم روبه‌رو خواهد شد.
تقابل آینده شاید بیش از آنکه نبردی میان انسان و ربات باشد ، نبردی درونی برای حفظ هویت، احساس و استقلال فکری انسان باشد تا رویارویی فیزیکی.قرن بیست و یکم احتمالاً نه به خاطر آسمان‌خراش‌ها یا سفرهای فضایی، بلکه به خاطر ظهور هوش مصنوعی به یاد آورده می‌شود .
 فناوری‌ای که با سرعتی چشمگیر وارد همه ابعاد زندگی ما شده؛ از خانه و مدرسه تا بیمارستان و بانک و رسانه. اما نگرانی بزرگ این نیست که ماشین‌ها از انسان نیرومندتر شوند ، بلکه آن است  که انسان به‌تدریج استقلال فکری و مسئولیت تصمیم‌گیری را به سامانه‌هایی واگذار کند که فاقد وجدان و احساس هستند . تأثیر عمیق‌تر شاید بر روابط انسانی باشد .
جایی که پرسش‌های روزمره را  به جای پدر و مادر و کتاب، از هوش مصنوعی می‌پرسیم. نسلی رو تصور کنید که به جای گفتگوهای خانوادگی، با یک سامانه هوشمند وقت می‌گذراند ؛ سامانه‌ای که خسته نمی‌شود ، قضاوت نمی‌کند و همیشه پاسخ می‌دهد .
 اما باید یادمان  باشد  این همدلی حاصل الگوریتم است ، نه تجربه زیستن . جامعه اگر گفت‌وگوی انسانی را کمرنگ‌تر کند ، ممکن است  از نظر فنی پیشرفته‌تر شود ، اما با تنهایی بیشتر انسان روبه‌رو خواهد شد. تقابل آینده شاید نه جنگی میان انسان و ربات، بلکه نبردی خاموش در درون انسان باشد ؛ میان وابستگی و استقلال، میان سرعت و تأمل، میان الگوریتم و وجدان، و میان ارتباط مجازی و حضور واقعی کنار یکدیگر. هوش مصنوعی می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های عصر حاضر باشد  اگر ابزار خدمت به انسان بماند ، نه جایگزین او شود . مسئولیت ما تدوین قوانین و حفظ جایگاه انسان است  تا آینده روشن بماند .